دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی نخستین رئیس قوقضائیه جمهوری اسلامی ایران و مشاور ارشد میر حسین موسوی روز سه شنبه توسط دادستانی تهران بازداشت شد.
حنا حکیمی:
دکتر سید علیرضا بهشتی در میان مردم معترض
دکتر سید علیرضا حسینی بهشتی استاد علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس، فرزند شهید آیت الله دکتر بهشتی نخستین رئیس قوقضائیه جمهوری اسلامی ایران و مشاور ارشد میر حسین موسوی لحظاتی قبل توسط دادستانی تهران بازداشت شد.
شبکه جنبش راه سبز(جرس):علیرضا بهشتى،فرزند آیت الله بهشتی و مشاور ارشد میرحسین موسوى ساعتی پیش با حكم عباس جعفری دولت آبادی، دادستان جدید تهران، بازداشت شد.
علیرضا بهشتی در جریان انتخابات از اعضای ارشد ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی بود و پس از سرکوب،بازداشت های گسترده و کشتار ناشی از کودتای انتخاباتی از سوی میرحسین موسوی مسئول کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان،آسیب دیدگان و شهدای جنبش سبز شد.
دکتر بهشتی همچنین از اعضای فعال تشكیلات «راه سبز امید» بود و فعالیتهای آن از طریق او مرتبا اعلام میشد.
همچنین یک روز پیش از بازداشت علیرضا بهشتی،دفتر پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر وابسته به ستاد میرحسین موسوی مورد هجوم ماموران امنیتی قرار گرفت و کلیه اسناد و مدارک و اموال آن از سوی ماموران امنتی که حکمی از عباس جعفری دولت آبادی در دست داشتند به غارت رفت.
همزمان ماموران امنیتی با یورش به دفتر «انجمن دفاع از حقوق زندانیان» این تشکل مدنی را هم پلمپ و اموال آن توقیف کردند.انجمن دفاع از حقوق زندانیان، تشکلی غیر دولتی است که از سوی عمادالدین باقی و شماری از وکلا و حقوقدانان و فعالان مدنی تاسیس شده و در نزدیک به یک دهه اخیر برای حمایت از حقوق قانونی زندانیان فعالیت می کند.رئیس فعلی هیات مدیره انجمن دفاع از حقوق زندانیان فریده غیرت است.
گفتنی است ساعتی قبل از بازداشت علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی، ماموران امنیتی به دفتر مهدی کروبی،دفتر حزب اعتماد ملی و منزل مرتضی الویری یورش برده بودند و ضمن بازرسی و تفتیش اموال و اسناد موجود را توقیف و دفتر کروبی و دفتر حزب اعتماد ملی را پلمپ کردند.
همچنین مرتضی الویری از نزدیکان مهدی کروبی و نماینده او در کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و شهدای جنبش سبز نیز بازداشت شده است.
به نظر میرسد موج دوم این دستگیریها به منظور فشار بیشتر بر رهبران جنبش سبز میر حسین موسوی و مهدی کروبی است.
سید علیرضا بهشتی و تشکیلات راه سبز امید
دکتر بهشتی در مصاحبهای با روزنامه اعتماد گفته بود که و این تشكیلات راه سبز امید قصد دارد دیده بان جامعه مدنی باشد و دلیل تشکیل آنرا تماس های مكرر شهروندان با دفتر میرحسین موسوی برای مشاركت در مسائل گوناگون و همچنین با توجه به تخلفاتی كه در انتخابات رخ داد ذکر کرده بود.
بهشتی افزوده بود که «دستگاه های مربوطه هم زیر بار این تخلفات نمی روند و راه حلی هم برای احقاق حق وجود ندارد و بنابراین باید به فكر استیفای حقوق مردم و تحقق مطالبات شان با توجه به این نیروی عظیمی كه اغلب هم در میان زبدگان، نخبگان و فرهیختگان جامعه وجود دارد بود.»
او یادآور شده بود که بخش مربوط به حقوق ملت بخش مهم قانون اساسی است كه متاسفانه نادیده گرفته شده است در حالی كه این مردم زمانی كه سال 58 به طرح قانون اساسی رای دادند به تمام فصول آن رای دادند و حق دارند این مطالبه را داشته باشند وی با بیان اینكه هیچ قانونی اساسی بشری نیست كه دچار تناقضاتی نباشد و این باید به تدریج اصلاح شود.»
به نظر میرسد که وجود چنین تشکیلاتی و چنین اظهاراتی خشم جناح تمامیت خواه را برانگیخته باشد چرا که دکتر بهشتی در مصاحبه خود با روزنامه اعتماد گفته بود که بخشی از حاكمیت مخالفتهایی نسبت به این تشکیلات خواهند کرد و این مخالفتها را بیشتر از سوی گروه هایی كه موافق فعالیتهای مدنی نیستند پیش بینی کرده بود.
درددل با پدر
پیشتر سید علیرضا بهشتی در وبلاگ شخصی خود نامهای به پدر شهیدش دکتر محمد بهشتی نوشته و در آن از شرایط فعلی کشور درددل کرده بود.
او در نامه خود آورده بود: پدر! دیدی که چه روزهایی را شاهد بودیم که امکان بازشناسی تاریخ صدر اسلام را برایمان ممکن ساخت؟ دیدی که سکوت که شکسته شد، چگونه دل ها مملو از امید شد؟ دیدی که عطر راستی و صداقت که فضا را پر کرد، پایه های کاخ های دروغ و ریا به لرزه افتاد؟ دیدی خمودی و خموشی جای خود را به سرزندگی و نشاط داد؟ دیدی که دل هایی که سال ها با انگشتان کلیشه سازان از هم دور نگه داشته شده بود، فاصله ها را شکستند و در کنار هم نشستند؟ دیدی که نسل سومی که با انقلاب، امام، جنگ، شهادت و دینمداری قهر کرده بود، در داوری هایش به تأملی دوباره نشست و مطالباتش را در ادبیات صدر انقلاب جستجو کرد؟ دیدی که زن و مرد و پیر و جوان و روستایی و شهری، چشم امیدشان را به یار دیرینه تو دوختند و به رغم همه اما و اگرها و جوسازی ها، رایت اعتمادشان را بدست او سپردند؟
علیرضا بهشتی ادامه داده بود: اما پدر دیدی که همان کسانی که پس از شهادت تو زیر لب زمزمه کردند که بهشتی عاقبت بخیر شد و تداوم حیات او به سلطه اسلام لیبرالی می انجامید، چه کردند؟ به بهانه حراست از اسلامیت نظام، جمهوریت نظامی که تو در کنار امام و مرادت و به یاری بسیاری دیگر از همراهان دیروز و امروز معماری کرده بودی را به مذبح سلایق و علایق و داوری های شخصی بردند. خواست مردمی نجیب که با بالاترین درجات آگاهی، حق به سرقت برده خود را مطالبه می کردند را آشوب طلبی نامیدند، خوننشان را بر قداره بندان خود مباح ساختند، و به نام دین، دینداران را بی دین نامیدند، مذبوحانه به دنبال سرانگشتان بیگانه گشتند و یافته و نایافته، سکوت تلخ، بلند و رسای حق خواهان را با شادکامی دشمنان قسم خورده انقلاب همانند کردند تا مجوزی برای مشروعیت بخشی به کودتاگران دست و پا کنند.
دکتر بهشتی نامه خود به پدر را چنین به پایان برده بود: التقاط تو را ترور شخصیت کرد، تحجر در مقابل رضایتمندانه سکوت کرد، و آنگاه بود که فاجعه هفتم تیر به آسانی اتفاق افتاد. این بار اما، روایتی معکوس در کار است: تحجر، اندیشه هایت را بر نمی تابد و تجلی سبز آن را تحمل نمی کند، التقاط شادمانه برحق بودن خود را اثبات می کند، و این تویی که یکبار دیگر به قربانگاه فرستاده می شوی.