قرآن مجید و امرو القیس
خلاصه:

سید عطاء الله مهاجرانی:

 

نخستین واژه قرآن مجید که بر پیامبر اسلام وحی شد، این واژه بود: بخوان...

 

آن آیات سوره علق چگونه در جان پیامبر درخشید و بر زبان او جاری شد؟ وحی چگونه بود؟ حالت ویژه پیامبر بود، مثل همان حالی که شاعری در حین درخشش بارقه الهام احساس می کند؟

 

به تعبیر سر سید احمد خان هندی در تفسیر خویش-تفسیر القرآن و هو الهدی و الفرقان- می گوید: « از دل پیامبر، وحی بسان فواره می جوشید و بر خود او فرود می آمد"

 

یا وحی به تعبیر علامه طباطبایی گونه ای آگاهی پیامبرانه بود، شعور نبوی که مرحله ای ورای شعور انسانی است.(1) 

 

رازی که دستیابی به شناخت حقیقت آن بر انسان آسان نیست به تعبیر فردوسی

 

از این راز جان تو آگاه نیست

بدین پرده اندر تو را راه نیست

 

محمد عابد جابری فیلسوف معاصر جهان اسلام ، در سال های پایانی عمر خویش یک سره به پژوهش در باره قرآن مجید پرداخت نخست مقدمه مفصلی در باره شناخت قرآن منتشر کرد

 

پس از آن سه مجلد دیگر با عنوان « التفسیر الواضح حسب ترتیب النزول» از ایشان منتشر شد

 

بر خلاف برخی پژوهشگران که به آسانی در باره قران مجید حکم صادر می کنند و نتیجه اندیشه محدود خویش را با اطمینان و اتقان مطرح می کنند. عابد جابری با تواضع تمام در باره قرآن سخن می گوید

 

« بایست اعتراف کنم که در این میان رازی وجود دارد که خرد من به ژرفای آن راه نمی برد» (۲)

 

کسانی که در صدد راز شناسی برآمده اند و خویش را راز آشنا می خوانند. تنها مجموعه ای از اشکال ها و ایرادات پژوهشگران یهودی و مسیحی را فهرست کرده اند. به گمانم حتی متن اصلی نوشته ها را هم گاه نخوانده اند. به نمونه ای اشاره می کنم:

 

مورخ و زبانشانس و کشیش انگلیسی ویلیام تیسدال ایشان در کلیسای جلفای اصفهان مدتی فعالیت داشته است. کتابی منتشر کرده است با عنوان:« منابع اصلی قرآن«

 

این کتاب در سال ۱۹۰۵ منتشر شده است. اخیرا در مجموعه ( کتاب های فراموش شده) توسط آمازون منتشر شده است. از طریق اینترنت هم این کتاب در دسترس است. (3)

 

تمام تلاش نویسنده بر این است که ثابت کند، پیامبر اسلام قرآن را از منابع دیگر- یهودی ، مسیحی، هندی، ایرانی، صابی و نیز از شعر شاعران عرب- انتحال کرده است. این ادعا نخستین بار توسط لوییس شیخو و پس از وی توسط ویلیام تیسدال مطرح شده است. البته تیسدال مطلقا اشاره ای به شیخو نمی کند و به او ارجاع نمی دهد. اسناد تیسدال به ابیاتی است که ایشان آن اشعار را از امروالقیس می دا ند و باور دارد پیامبر اسلام برخی واژه ها و تعابیر را از امروالقیس گرفته است.

  سال ها بعد تیسدال اشاره می کند که سر سی جی لايل که به تغبیر تیسدال در تسلط بر ادبیات و شعر عرب جاهلی بی نظیرست، در نامه ای به تیسدال می نویسد: این اشعار به دلیل سبک و وزن شعری نمی تواند به امروالقیس تعلق داشته باشد.(4)

 

می توان حدس زد، لیال کتاب منابع اسلام تیسدال را که در سال ۱۹۰۰ منتشر شده بود، خوانده بوده است. در همان کتاب در بخش نخست، تیسدال برداشت یا اقتباس و یا انتحال پیامبر اسلام از امروالقیس را مطرح کرده است. البته با قطعیت،