شبکه جنبش راه سبز(جرس): در حالی که پیش از این آیت الله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی، تدریس علوم انسانی در دانشگاه های ایران را متعارض با مبانی قرآنی و دینی توصیف کرده بود محمود احمدی نژاد، رئیس دولت دهم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را در حوزه علوم انسانی برای اجرا به دستگاه های ذیربط ابلاغ کرد.
مهدی محسنی:
محمود احمدی نژاد در اولین دوره ریاست جمهوری اش در نطقی جنجالی در "جمع دانشجویان برگزیده کشور" گفته بود: "دانشجو باید امروز در دانشگاه بر سر رییسجمهوری فریاد بزند که چرا استاد لیبرال و سکولار در دانشگاه ها حضور دارد". پس از این سخنان بود که موجی از تصفیه اساتید روشنفکر که اکثریت آنها در حوزه علوم انسانی به تدریس مشغول بودند آغاز شد.
اما پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم واعتراضات بی سابقه عمومی به نتیجه این انتخابات آیت الله علی خامنه ای در شروع سال تحصیلی جدید دانشگاه ها در جمع شماری از استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه ها مدعی شد که به باور او "آموزش بسیاری از رشته های علوم انسانی در دانشگاه ها باعث بی اعتقادی جوانان به تعالیم الهی و اسلامی می شود".
چند روز بعد نیز محمد امامی کاشانی در خطبه های نماز جمعه روز ۱۳ شهریور تهران، با اشاره به گفته های آیت الله علی خامنه ای گفت: "تدریس و تربیت علوم انسانی بسیار اهمیت دارد و نباید اینگونه باشد که علوم انسانی به شیوه غربی در دانشگاه های کشور تدریس شود و فردی که دکترای علوم انسانی را اخذ می کند، از حقایق و معارف اسلامی بی خبر باشد".
همچنین یک روز پیش از آن حسن رحیم پور ازغدی، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و از تئوریسین های جریان اقتدارگرا در جمع اعضای جامعه مهندسین ایران یکی از تشکل های حامی دولت گفت: "اکثر منابع درسی علوم انسانی در دانشگاه های ما ترجمه غربی ها است و این یعنی اینکه با هزینه جمهوری اسلامی فارغ التحصیلان سکولار تحویل جامعه می دهیم".
بحث در مورد علوم انسانی پس از آن از سوی رهبر حکومت اسلامی عنوان شد که در متنی منصوب به آقای حجاریان که در یکی از جلسات دادگاه حوادث پس از انتخابات توسط سعید شریعتی، عضو دیگر شورای مرکزی جبهه مشارکت خوانده شده ، آمده بود: "متأسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی، به خصوص در رشته های جامعه شناسی و علوم سیاسی مواجهیم و علی رغم گسترش مراکز آموزش عالی و کثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی، متون آن از عمق چندانی برخوردار نیست و مطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود".
پژوهشگاه علوم اسلامی مسئول بازنگری در علوم انسانی
در پی این انتقادات ، شورای عالی انقلاب فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی را مسئول بازنگری در رشته های علوم انسانی کرد. رئیس پژوهشگاه علوم انسانی گفت: "بسیاری از سرفصل های موجود و منابع مورد استفاده در این سرفصل ها بیش از بیست سال است بدون هیچگونه بازنگری و تغییر، دست استادان را برای تحول و رشد درس ها و متون درسی بسته است."
آقای آیت اللهی، مدعی شد: "بسیاری از سرفصل های درسی علوم انسانی در جهت فرهنگ ایرانی - اسلامی نیستند و همین امر تجدید نظر در سرفصل ها را ضروری ساخته است . روش کار هم به این ترتیب خواهد بود که نتیجه بررسی و بازنگری سرفصل های رشته های علوم انسانی در پژوهشگاه علوم انسانی برای تغییرات در اختیار کمیته ای که در وزارت علوم تشکیل شده ، قرار می گیرد".
آیت اللهی تصریح کرد: "بعد از آن که کمیته وزارت علوم تصمیم نهایی را درباره حذف برخی دروس و اضافه کردن درسهای دیگر گرفت آن را از طریق بخشنامه به تمامی دانشگاههای کشور ابلاغ می کند".
علوم اسلامی یا علوم انسانی ؟
پس از سخنان آیت الله خامنه ای بحث در مورد "انسانی نمودن علوم اسلامی و یا اسلامی نمودن علوم انسانی" آغاز شد. در همین ارتباط صالح اسکندری در روزنامه رسالت ضمن انتقاد به "آنارشیسم" علوم انسانی در غرب مدعی شد : " بدون ترديد محوريت معارف قرآني در علوم انساني مقدمه توليد علم و اسلامي کردن علم در ايران است. اين مهم متفاوت از آن است که براي مفروضات علوم انساني غربي گواهاني از آيات و روايات بيابيم. اساسا نگاه تطبيقي به علوم انساني اسلامي و غربي يک خطاي جبران ناپذير است که مي تواند مسير پژوهش در ايران را منحرف نمايد. در اين مسير پايه هاي معرفت شناختي علوم انساني موجود بايد مورد بازنگري قرار گيرد و با دقت چگونگي تغيير مبادي بومي با مباني غربي مورد مداقه واقع شود. بايد نوعي معاضدت بين تعالي معنوي و مادي بشر برقرار شود".
اما مجید محمدی در مقاله ای که در سایت فارسی رادیو بین الملی فرانسه با عنوان " اسلامی کردن علوم انسانی و اجتماعی: پروژهای ناممکن" منتشر نمود، تصریح کرد: "اسلامی کردن علوم انسانی و اصولا اسلامی کردن علم غیر ممکن است. اسلامی کردن، آن طور که از ادبیات اسلامگرایان بر می آید، به معنای تبدیل کردن علم به بخشی از ایدئولوژی و ابزاری در خدمت آن است. اگر ایدئولوگهای اسلامگرا به علوم انسانی و اجتماعی حساسیت می ورزند به خاطر تغذیهدیگر ایدئولوژیها از این علوم است.همچنین طرفداران و ایدئولوگهای ایدئولوژیهای جدید که رقیب اسلامگرایان تلقی می شوند جای پای محکمی در این علوم و دانشگاهها دارند. اسلامگرایان به جای ورود و رقابت در عرصهعلوم انسانی به پروژهناممکن انحصار بخشیدن این علوم به خود از طریق خودی کردن آنها (اسلامی کردن) پرداختهاند که اصولا کاری سیاسی است و نه علمی. رقیب ایدئولوژی اسلامگرایی یک ایدئولوژی دیگر است که خود را علمی می نماید و نه علم."
بد فهمی از علوم انسانی
سعید رضوی فقیه نیز که دکترای فلسفه خود را از دانشگاه تربیت مدرس تهران اخذ کرده است در مطلبی با عنوان "نقدی بر اسلامی کردن علوم انسانی" که در روزنامه اینترنتی روز آنلاین منتشر شد از عدم شناخت و درک صحیح از "علوم انسانی " انتقاد نمود و برخی اظهار نظر ها در مورد اسلامی کردن این علوم را ناشی از کم دانشی و سطحی نگری در مورد این علوم دانست.
وی تصریح کرد: " اگر مراد از پالايش و پيرايش علوم انسانی در دانشگاهها اصلاح نظام آموزشی و روزآمد کردن آن باشد که این کار باید در همه رشته ها و مقاطع صورت پذیرد و از پایینترین سطوح یعنی آموزش ابتدایی آغاز شود. اما اگر مراد آن باشد که دن کیشوت وار به جنگ تئوریها و مکاتب و متون علوم انسانی برویم به صرف اینکه ترجمه اند و وارداتی آنگاه باید این کار را از اصلیترین متون فلسفه و عرفان اسلامی آغاز کنیم که آکنده اند از مفاهیم و اصول و روشهای وارداتی. از ایساغوجی و قاطیغوریاس منطق گرفته تا محرک نا متحرک در الهیات به معنای اخص. همچنانكه پاره اي از مفاهيم عرفان نظري ميراث نو افلاطونيان مغرب زمين است. در اینصورت پیش از علوم انسانی باید علوم اسلامی پالایش و پیرایش شوند. اما واقعیت آن است اگر کسی اندک مطالعه ای در تاریخ علوم اسلامی و کلیات علوم انسانی داشته باشد از این دست سخنان که ما امروز می شنویم بر زبان نخواهد راند."
انسانی نمودن علوم اسلامی به جای تصفیه سیاسی اندیشه
دکتر حسین کمالی استاد اسلامی شناسی دانشگاه کلمبیا آمریکا معتقد است باید به جای اسلامی کردن علوم انسانی در پی انسانی کردن علوم اسلامی بود: "آیتالله مصباح یزدی یکی از سابقهداران در پیشبرد شعار اسلامی کردن علوم انسانی، روز سهشنبه ۱۴ مهر ۱۳۸۸ در همین باره سخنرانی کرده و به درستی گفتهاند که "اگر حوزه بخواهد نقش خود را در جامعه ایفا کند، باید علاوه بر دروس حوزوی با علوم انسانی روز دنیا آشنا باشد و با نظر نقادانه به آنها نگاه کند".
وی افزود: متأسفانه افق دید آقای مصباح محدود مانده و توصیهشان فراتر از این نرفته است که: "عالمان دین باید مسائلی را که میتواند به عنوان رقیب جایگزین علوم اسلامی شود، بشناسند و اثبات کنند که تفکر اسلام بر آرای غیر اسلامی برتری دارد.نکتهای که آقای مصباح و سایر اصرارکنندگان بر اسلامی کردن علوم انسانی در مقامهای بالاتر یا پایینتر از ایشان در نمییابند، این است که اساساً رقابت بین علوم انسانی و اسلامی نیست؛ بلکه کشمکش بین خوانش انسانی از علوم اسلامی از یک طرف، و جزماندیشی و بیبهرگی از بصیرت فرهنگی در سوی دیگر است".
وی در توضیح دلیل این بد فهمی تصریح می کند:" ضرورت زمانه ما انسانی کردن علوم اسلامی است. شعار وارونه اسلامی کردن علوم انسانی بر شعور علمی تکیه نمیزند؛ بلکه در وحشت بیمارگونه یا فوبیای منادیانش از شکنندگی هنجارهای مألوف، و هراس از فروپاشی شالودههای فکریشان ریشه دارد. به تعبیر روانشناسان، گویی نوعی جابهجایی یا دگرنمایی رخ داده است؛ احساس ترس جابهجا شده و در قالب انکار خشمگنانه و به صورت پرخاشجویی نمود یافته است".
آقای کمالی معتقد است اسلامی کردن علوم انسانی اسم رمز تصفیه حساب با دانشگاه و حذف رقیبان فکری است: "نتیجه عملی شعار اسلامی کردن علوم انسانی در ایران، به تعطیلی کشاندن دانشگاهها، اخراج، بازنشستگی زودهنگام یا گریزاندن شمار بزرگی از استادان و پژوهشگران، اتلاف سرمایههای هنگفت، و خلط مسأله جدی و جانانه تحقیق و شناخت با امر عامیانه و بیروح مداحی و تبلیغات بوده است. اسلامی کردن علوم انسانی، اسم رمز پروژه سیاسی تسویهحساب با نهاد دانشگاه، یکی از راههای حذف رقیبان فکری حاکمیت، و کلید وارد کردن سرسپردگان جناحهای سیاسی به کادر هیأتهای علمی بوده است. دریغ که این همه باعث شده است که فقر فلج کنندهای بر دانش و فرهنگ کشورمان سایه افکند".