نشانه
جنبش راه سبز

--!>
تفاوت جنبش با انقلاب چیست؟
خلاصه:

فرزام مجتبایی:

 

ابتدا باید بگویم که انقلاب به معنای کلاسیک آن،یعنی شکستن کامل یک ساختار و پدید آوردن یک ساختار جدید به جای آن،برای مثال انقلاب اسلامی ما در سال 57 یک نمونه ی کام از انقلاب کلاسیک است.

حال آنکه جنبش به فکر شکستن و نابود کردن یک ساختار نیست ،بلکه به دنبال اصلاخ و یا ترمیم یک ساختار است،برای مثال جنبش دوم خرداد که در پی آن جنبش عظیم سبز را نیز داریم.

در یک انقلاب تمامی ارکان حکومت گذشته از بین می روند و ارکانی نو جای آنها را می گیرد و معمولا نوع نظام نیز تغییر میکند،برای مثال از سلطنت به جمهوری و یا بالعکس تبدیل می شود.

پس بنابراین هر انقلابی هزینه های بسیاری را در پی دارد،زیرا که باید به طور کل یک سیستم فکری دیگر جایگزین شود که این امر،هم نیاز به نیروی جسمی و هم نیاز به نیروی فکری فراوانی دارد.

حال آنکه ممکن است بعد از همه ی این تلاشها هم به نتیجه ی مطلوب و یا حداقلی نرسید و آنگاه است که هم انقلابیون و هم عام جامعه از حرکت باز می مانند و چه بسا که عقب گرد هم بکند.

اما جنبش به طرز دیگری عمل می کند و می آید به جای آنکه هزینه های زیادی بپردازد تا یک نظام نو بیافریند ،همان نظام روی کار را(البته به شرط آنکه نظام موجود کارآمد باشد) اصلاح می کند.

یعنی برای مثال در یکسری از قوانین را حذف و قوانین جدید جای آن می گذارد،بعضی از پست ها را خلع و پست جدید میافریند،و کارهایی از این قبیل که مخرب نیست،بلکه سازنده و ضروری است.

 
چرا حرکت ما جنبش سبز است ،نه انقلاب سبز؟
 
حرکت ما جنبش است زیرا ما نمی خواهیم کل ساختار نظام جمهوری اسلامی را برچینیم بلکه می خواهیم به قانون اساسی باز گردیم و بعضی از اختیارات را از افراد خلع کنیم.

ما می خواهیم به آرمانهای اصیل انقلاب بازگردیم، که در طی سالهای اخیر و الخصوص پس از انتخابات زیر پا گذاشته شده است.

ما می خواهیم حقوق شهروندان رعایت شود و در مواردی از قانون که این حقوق زیرپا گذاشته میشود،حتی قانون اساسی هم اصلاح شود.

دیگر جای هیچ گونه تعارفی نیست ،اگر رهبران ما،آقایان موسوی و خاتمی نمی توانند در حال حاضر، این سخن را بیان کنند،ما می گوییم که می خواهیم رهبری را که فاقد صلاحیت از نظر عرفی و شرعی است را ،عوض کنیم.

جنبش ما جنبشی ست کاملا مدنی و هیچ گونه خشونتی در بطن این جنبش نهفته نیست.

اگر امروز سپاهیان در مقابل ما با اسلحه ایستاده اند ما با قلم می ایستیم!

اگر امروز یاران و بزرگان ما به بند می کشند،ما تکثیر می شویم!

کودتاچیان بدانند که با مقابله در مقابل جنبش سبز تنها و تنها به اصل نظام ضربه می زنند و موجدیتش را در خطر می اندازند.
 
   
کار اصلاحات دشوارتر است یا انقلاب؟
 
اگر طبق قبل که انقلاب و جنبش را توصیف کردیم،بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم،باید بگویم که انقلاب بسیار هزینه آور است و در عین حال ممکن است به نتیجه نرسد،اما جنبش با تمام هزینه ها و زمانی که می برد،نتیجه اش مطلوب و ارزشمند است.

اصلاحات نیاز به زمان بسیار دارد،اصلاح بسیار مشکل تر از انقلاب است.گ

این امر طی یک مثال ساده بیان می کنم:

"تصور کنید که شما می خواهید موی سر خویش را از ته بتراشید در این شرایط شما نیاز به یک آرایشگر ماهر ندارید بلکه خود می توانید به کمک یک ماشین دستی موی سرتان را بتراشید.

حال اگر بخواهید موی سرتان را به مدل خاصی در آورید و یا کمی کوتاه کنید آنگاه شما به یک آرایشگر مجرب نیازمند هستید تا بتواند این کار انجام دهد!"

حال در تحولات اجتماعی نیز بدین گونه است،جامعه برای اصلاحات علاوه بر توده ی مردم به افرادی مدبر و مدیر نیز نیازمند است.در حالی که برای انقلاب حتی مردم عام هم می توانند یک حکومت را به زیر بکشند.

البته این بحث به معنی به چالش کشیدن تمامی انقلاب های بزرگ جهان نیست،بلکه منظور هزینه ی سنگین انقلاب و نتیجه ی نا معلوم آن است. الخصوص در قرنی که ما،در آن زیست می کنیم.

سال 87 مراسمی برای یادبود شهدای 16 آذر در دانشگاه تهران برگزار شد،در این مراسم که سید محمد خاتمی،کسی که آن روزها بحث بر سر ورودش در انتخابات بود،شرکت کرده بود.

در انتهای سخنرانی به رسم معمول سوالاتی مطرح شد که یکی از این سوالات که از طرف مخالفان مطرح شده بود،ان گونه بود:" آیا برای اصلاحات 8 سال کافی نیست؟

آقای خاتمی جوابی داد که به واقع جوابی درست و به جا بود.ایشان گفتند:برای اصلاحات 8 سال که هیچ،28 سال هم کافی نیست."

به راستی پاسخی درست بود چرا که اصلاحات بیش از هر چیزی نیاز به زمان دارد.
 
   
تفاوت یک انقلابی با یک اصلاحاتی یا جنبشی چیست؟
 
چهره ای که ما از انقلابیون ایران در سالهای 40 و 50 در ایران به ذهن داریم،فردی است با ظاهری درهم ریخته،آشفته،منزوی،کم سخن،عصبی و در عین حال عصیانی.

اگر چریک هم باشند همیشه سیانوری آماده دارند تا در صورت دستگیری بجوند تا هیچ اطلاعاتی را به دشمن ندهند.

حال آنکه دیگر سخن از این گونه از رفتارها به سر آمده،یک فرد اهل جنبش یا اصلاحات باید فردی آرام،منطقی،صبور،متین،خوش برخورد و در عین حال به دنبال دریافت حق و مبارزه باشد.

اهداف و عملکرد این گونه افراد مشخص است و هیچ چیزی برای پنهان کردن ندارند.