پدر پیمان کاس نژاد؛ فرزندم شکنجه شده است
خلاصه:
جرس: پیمان کاس نژاد نزدیک به نوزده ماه است که در زندان بسر می برد. 

مژگان مدرس علوم:

پدر پیمان کاس نژاد؛ فرزندم شکنجه شده است

بعد از ماهها سکوت، آقای کاس نژاد، پدر این زندانی گمنام در گفت و گو با جرس، شکنجه ها و فشارهایی که بر فرزندش در طی این مدت وارد شده را افشاء کرد.


ناگفته های پدر پیمان کاس نژاد را با هم می خوانیم:

آقای کاس نژاد! پسرتان از زندانیانی بود که هفته گذشته اعتصاب ملاقات کرده بود، این هفته موفق شدید او را ملاقات کنید؟

پیمان این دوشنبه هم مثل هفته قبل در حمایت از ده زندانی سیاسی که به انفرادی برده شده بودند به سالن ملاقات نیامد و ما چند هفته است از او بی خبریم. تلفن هم که برای زندانیان سیاسی بند 350 ممنوع است و فقط او را بخدا سپرده ایم ما که دستمان از همه جا کوتاه است. ما خودمان هم در انزلی هستیم و این همه مسافت را تا تهران هر هفته طی می کنیم اما به اعتقادات پیمان احترام می گذاریم و به او افتخار می کنیم.

می توانید بیشتر در این خصوص توضیح دهید؟

ببینید، این زندانیان حرف حق می زدند. پیمان هم یکی از آنها هست که به شرایط زندان معترض است. مثلا گوشت مرغی که بیرون شش هزار تومان است در فروشگاه زندان پانزده و بیست هزار تومان می فروشند. خود پیمان آشپز است و تمام این مسائل را می فهمد. خب، همه این مسائل مشکل و فشار بر روی زندانیان و خانواده هایشان است. همین ماهی که گذشت من 350 هزار تومان به حساب پیمان واریز کردم. معلوم است که این شرایط غیرقابل تحمل است.

کمی به عقب برگردیم و از نحوه بازداشت پسرتان برایمان بگویید؟

روز دوم شهریور ماه سال 90 در بندر انزلی پیمان را بازداشت کردند. بعد هم چند نفر مامور به منزل من آمدند و تمام خانه را بهم ریختند و رسیور ماهواره را از خانه بردند. بعد او را به اتهام حمل و نگهداری تجهیزات ماهواره و چند تا اتهام متناقض با هم، مثل رابطه با موساد و رابطه با موج سبز که هیچ ارتباطی با هم ندارند، نگه داشتند. هنوز در تعجب هستم که چطور به این راحتی این اتهامات واهی را می توانند بزنند.

بعد از بازداشت، محل و شرایط نگهداری پیمان چطور بود؟

بعد از اینکه بازداشتش کردند پنجاه روز در سلول انفرادی تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار داشت. اینقدر او را در این مدت کتک زدند و شکنجه کردند که گوش راستش و مهره گردنش دچار آسیب شد و بعد از گذشت ماهها هنوز آثار این شکنجه ها مانده و درد دارد. الان هم که درد دارد باید از هفت خوان رستم بگذرد تا به بهداری برود. آنجا هم که متخصص نیست و رسیدگی نمی شود. پیمان در کشتیرانی کار می کرد و آشپز بود. مدرک بین المللی آشپزی هم دارد حالا بی گناه باید در زندان باشد. در هر حال این شرایطی است که باید تحمل کنیم و فقط بچه امان را بخدا سپردیم تا خودش محافظش باشد.

نحوه برگزاری دادگاه چطور بود؟ شما در دادگاه حضور داشتید؟

یک دادگاه نمایشی بود. ما حتی از دادگاهش خبر نداشتیم. فقط بخاطر شکنجه هایی که شده بود، نگران سلامتی او بودیم. بعد از تلویزیون دادگاه را نشان دادند و سه سال حکم زندان به پیمان دادند. حتی ده بار هم رفتم تا بگذارند قاضی را در دادگاه ببینم و حرفهایم را بزنم اما حتی من را هم به دادگاه راه ندادند.

آیا در دادگاه وکیل داشت؟

یک وکیل تسخیری که از عوامل خودشان است. برای گرفتن وکیل اقدام کردیم و پیش چند وکیل رفتیم اما قبول نمی کردند و یکی از وکلا گفت در این پرونده های سیاسی کاری از دست وکلا بر نمی آید، پس پول خودتان را هدر ندهید. همه چیز از قبل تصمیم گرفته شده است و ما کاری نمی توانیم انجام دهیم. خب، الان که این افرادی که به زندان محکوم شدند را می بینم، می فهمم آن وکیل منظورش از اینکه وکیل را کسی تحویل نمی گیرد، چه بود. ببینید چند تا وکیل الان در زندان هستند؟

به دادگاه نمایشی اشاره کردید. چطور شد که پیمان حاضر شد در چنین دادگاهی شرکت کند؟

بعد از دستگیری پیمان، من را احضار کردند و چند ساعت از من بازجویی کردند... بعدها پیمان برایم تعریف کرد که صدای ضبط شده من را برای او گذاشته بودند و بهش گفته بودند ما پدرت را زندانی کردیم و هر کاری می توانیم با او انجام دهیم و از این طریق او را تحت فشار قرار دادند و یک کاغذ جلویش گذاشتند و پیمان هم که در انفرادی تحت شکنجه بود، از ترس اینکه سر ما بلایی نیاید، هر چه آنها گفته بودند نوشت.

چه چیزهایی از او می خواستند که اعتراف کند؟

همین اتهاماتی که به اکثر زندانیان می زنند. می گفتند بنویسد که از اسرائیل پول گرفته است. حتی زمانیکه رئیس شان می گفت بنویس که پول گرفتی شخصی که گویا معاونش بود می گفته که بابا این پول نگرفته است. خب، پیمان سرشناس نبود اگر نمی نوشت معلوم نبود چه بلایی بسرش می آوردند. اما من همه چیز را به خدا واگذار کردم و می دانم همان خدا داد مظلوم را خواهد گرفت.

چه حکمی برای پیمان صادر شد؟

سه سال حبس تعزیری. حالا نوزده ماه گذشت اما هر روز منتظر آزادی پیمان و همه زندانیان سیاسی هستیم تا خدا چه مصلحتش باشد.

وضعیت روحی اش چطور است؟

کسی که گناهی نکرده و مجبور باشد بی گناه در زندان بسر ببرد، معلوم است چه روحیه ای دارد! اما ما هر بار که به ملاقاتش می رویم بهش روحیه می دهیم و می گویم تو هم مثل این همه زندانی که دارند می سازند باید تحمل کنی. بهش گفتم ما بیرون می سازیم شما هم داخل بسازید. در حقیقت هیچ فرقی بین این طرف میله ها و آن طرف میله ها نیست. اینجا گرانی و تورم بیداد می کند و شرایط از داخل زندان هم بدتر است.

مرخصی و ملاقات حضوری دارید؟

مرخصی که نه، در این یکسال و چند ماه حتی یکبار هم ملاقات حضوری نداشتیم. هر جا هم برای پیگیری رفتیم جوابی نمی دهند. خود پیمان در ملاقات کابینی به ما خبر داد که به او گفته اند زیاد حرف می زند برای همین از ملاقات حضوری محروم است.

در پایان صحبتی دارید؟


فقط از خداوند می خواهم هر چه زودتر همه زندانیان سیاسی از زندان رها شوند و به آغوش مردم و خانواده هایشان بازگردند.