توقع مردم از شما، به عنوان رييس منتخب مجلس خبرگان و رييس منتصب مجمع تشخيص مصلحت نظام، چيزی بيش از توصيه ها ی اخلاقی به مديران و کارگزاران نظام مبنی بر رعايت قانون است و انتظار میرود که راهکارهای عملی واجرايی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نيز پيگيری کنيد.
شبکه جنبش راه سبز (جرس): نهضت آزادی ایران و جبهه مشارکت بعنوان دو حزب عمده، جنبش اصلاحات با صدور بیانیه ای جداگانه ضمن انتقاد شدید نسبت به رفتار حکومت در جریان انتخابات و روزهای پس از آن، خواستار حاکمیت قانون و اجرای صحیح آن توسط مسوولان از جمله مجلس خبرگان رهبری و قوه قضائیه شدند.
در بیانیه نهضت آزادی ایران که خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی نوشته شده، آمده است: کشور ما در شرايط کنونی وضعيتی بحرانی را تجربه میکند، وضعيتی که با همه ی بحرانهايی که تا کنون بر اين سرزمين گذشته است، از نظر ماهيت متفاوت است. نيز به خوبی میدانيد که ريشه ی بحران موجود در زيادهخواهی اقليتی است که بر خلاف خواست جمعی مردم - اما به نام آنان- قصد دارد که همچنان بر مصدر حکومت بماند و رای و نظر خود را بر تمامی مردم تحميل کند.
این بیانیه می افزاید: نهضت آزادی ايران نيز به عنوان يکی از قديمی ترين احزاب سياسی ايران، اعتقاد دارد که اگر بحران فعلی بدرستی مديريت نگردد و حاکميت نتواند اعتماد عمومی از دست رفته را باز گرداند، نظام جمهوری اسلامی به مرور به سمتوسويی حرکت خواهد کرد که سرانجام نه از جمهوريت آن چيزی بر جا ی ماند و نه از اسلاميت آن.
این تشکل سیاسی بر این باور است که جنبش اصلاح طلبی و تغييرات و اصلاحات تدريجی و قانونمند از آن جهت ضرورت دارد که در صورت انباشت نارضايتی مردم و استمرار سرکوب و فشار ، مناسبات سياسی وشکاف ميان ملت و دولت به انفجارگسترده ای با پيامدهای نا معلوم وغير قابل اجتناب منتهی خواهد گرديد . بديهی است ما چنين وضعيتی را مغاير منافع و امنيت و مصالح ملی می دانيم.
نهضت آزادی با بیان اینکه همان ساختار رژیم پهلوی در حال باز تولید است در این بیانیه آورده است: چگونه ممکن است که شاهد بازتوليد همان ساختار و همان روابط قدرت در نظام جمهوری اسلامی باشيم، تا آنجاکه اعتراض آرام و مسالمتآميز جمعيت چند ميليونی مردم در شهرهای مختلف به خاک و خون کشيده شده و پاسخ آنان با گلوله داده شود. شماری از مردم شهيد، شمار بيشتری مجروح و جمع ديگری نيز به زندان انداخته شوند؟ اين پاسخ حکومتی است که خود از دل يک انقلاب بيرون آمده است و بسياری از رهبران آن طعم زندان، شکنجه و سرکوب را در رژيم ستمشاهی چشيدهاند و از سرانجام نظامهايی که پايه ی آنها بجای مشروعيت برآمده از خواست مردم بر زور عريان استوار گرديده، به نيکی آگاهند.
نهضت آزادی با یادآوری پیشنهادهای هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران برای برون رفت از بحران موجود، همچون آزادی دستگيرشدگان حوادث اخير، دلجويی ازآسيبديدگان وخانوادههای آنان، رفع محدوديت از رسانههای جمعی، برخورد بیطرفانه رسانه ی ملی با معترضين، دلجويی از مراجع و علما و در نهايت حرکت در چارچوب قانون، خاطر نشان کرده است: در روزهای پس از انتخابات، شمار زيادی از فعالان سياسی کشور از جمله بيش از بيست تن از اعضای نهضت آزادی ايران در تهران و شهرستانها، که در اکثر موارد بدون حکم قضايی يا با استناد به احکامی کلی که فاقد ارزش قضايی است،احضار، بازداشت و روانه زندان شدهاند. اخبار و شايعات منتشر شده در سطح جامعه حاکی از وخامت حال بعضی از اين افراد و تلاش ماموران جهت اعترافگيری از آنان بهر شکل ممکن است. در صورت صحت اين شايعات، علاوه بر فقدان وجاهت قانونی و ارزش حقوقی اين گونه اعترافات، آنچه بيش از پيش از دست میرود اعتبار نظام جمهوری اسلامی و بيش از آن اعتبار شريعت اسلام است، که اخذ اعتراف از متهمان در زندان را در شرايط غير طبيعی، حرام شرعی میداند. نيز کم نيستند کسانی که در همين دوره، در سطح خيابانها و در تجمعات اعتراضی به وسيله ی افراد موسوم به لباس شخصی بشدت مورد ضرب و جرح قرار گرفته و دچار آسيبهای جسمی و روحی گاه جبرانناپذير شدهاند. در شرايطی که هيچ نهاد قانونی مسئوليت فرماندهی اين افراد را بر عهده نمیگيرد و پاسخگوی رفتارهايی چنين سبعانه نيست، آسيبديدگان چگونه میتوانند از ضاربانشان شکايت به مراجع ذيصلاح برند ؟مگر در گذشته از اين گونه شکايات نتيجهای عايد شاکيان شده است ؟براستی پاسخ حاکمان به خانوادههای قربانيان اين حوادث چيست؟آيا آنان بايد بپذيرند که از اين پس پاسخ هرگونه انتقاد و اعتراض آرام و مسالمتآميز به عملکرد حاکمان نظام اسلامی گلوله، زندان و ضرب و جرح است.
در ادامه این بیانیه آمده است: سانسور شديد مطبوعات منتقد و بستن هر از چند گاه آنها،به صورت جمعی، چه پس از انتشار يک يا چند شماره و چه توقيف آنها پيش از انتشار، داستان کهنهای است که بازگويی آن برای جنابعالی و مردمی که سالهاست با اين رفتارهای غيرقانونی آشنايند، تنهاباعث اطاله کلام است. کار بدانجا رسيده است که انتخاب تيتر و گزينش مطالب روزنامهها نيزبعضا با حضور ماموران امنيتی در دفاتر روزنامه هايا چاپ خانه صورت میگيرد.
این بیانیه می افزاید: صدا و سيما نيز که قرار بوده است رسانه ی ملی باشد و از سوی همه ی ملت سخن بگويد، در دست صاحبان قدرت به مهمترين ابزار در جهت انتشار مطالب نادرست، ايراد اتهامات واهی به معترضان انتخابات و سرپوش نهادن بر حقيقت و واقعيت تبديل شده و عملاً باعث سلب اعتماد عمومی از حکومت گرديده است.
در بخش پایانی بیانیه آمده است: همه ی اين موارد بالا، مصاديق نقض صريح قوانين جاری در کشوراست و در صورتی که ارادهای مبنی بر اصلاح امور وجود داشته باشد،رفتار های ياد شده بدون ترديد قابل تعقيب قضايی است. ما نيز سخن شما را در باره ی ضرورت بازگشت همگان به قانون و حرکت در چارچوب آن تاييد مینماييم. سالها است که سخن ما و تمامی فعالان سياسی اصلاحطلب نيز تمکين به قانون و پرهيز از رفتارهای فراقانونی است. اما خودتان نيک میدانيد که منشاء رفتارهای خلاف قانون، نه مردم و نه احزاب اپوزيسيون قانونی داخل کشور، که نهادهای رسمی حکومت میباشند. هم آنها که همواره درحاشيه ی امن قرار دارند و هيچ نهاد قضايی قدرت محاکمه و مقابله با آنها را ندارد.
نهضت آزادی تصریح کرده است: توقع مردم از شما، به عنوان رييس منتخب مجلس خبرگان و رييس منتصب مجمع تشخيص مصلحت نظام، چيزی بيش از توصيه ها ی اخلاقی به مديران و کارگزاران نظام مبنی بر رعايت قانون است و انتظار میرود که راهکارهای عملی واجرايی برخورد با بی عدالتی ها و بازگشت حاکمان به قانون و مجازات متخلفان از آنرا نيز پيگيری کنيد. جنابعالی به نيابت از سوی مردم بر کرسی رياست مهمترين و بالاترين نهاد حکومتی در نظام جمهوری اسلامی تکيه زدهايد. اينک انتظار بحق مردم آن است که به نمايندگی از سوی آنان به وظيفه خطيرتان در برابر آنچه رخ داده و در حال رخدادن است،بدان گونه عمل کنيدکه حق نمايندگی مردم ادا شده باشد.
با زندانیان بعثی نیز چنین برخورد نمی کردیم
حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی نیز در بیانیه خود آورده است: آنچه این روزها از رفتار جریان حاكم در برخورد با اعتراض های قانونی و مسالمت آمیز مردمی می بینیم، و حتی آنچه بر افرادی كه پیش از آغاز اعتراض ها بازداشت شده اند می رود، حیرت و تاسف عمیق كلیه ناظران و آگاهان از امور را به همراه داشته است.
جبهه مشارکت در ادامه این بیانیه با اشاره به اینکه سطح خشونت و جنایت های صورت گرفته و نوع توجیهاتی كه برخی از حامیان این جنایات از خود نشان داده اند بسیار زیاد است، آن را نشانه نوعی بیماری روانی عاملان» این اتفاقات دانسته و پرسیده است:"چه كسی گمان می كرد كه تنها سه دهه پس از انقلابی كه به نام اسلام و آزادی و عدالت و به رهبری مرجعی بزرگ چون امام خمینی به فرجام رسید، جوانان برآمده از این انقلاب به جرم اعتراض مدنی بازداشت شوند و آنگاه پیکر بی جان آنها به خانواده هایشان تحویل داده شود.
در بخش دیگری از این بیانیه می خوانیم: چه كسی گمان می كرد بهترین فرزندان و یاوران انقلاب در این سطح وسیع در زندان به سر ببرند، بی آنكه وكیل داشته باشند و خبر زنده بودن و یا سلامتی آنان از خانواده هایشان دریغ شود. چه كسی گمان می كرد مردمی ترین نهادهائی كه با هدف خدمت بی مزد و منت برای مردم و انقلاب شكل گرفتند، این روزها روی بر مردم خود ترش كنند و با چماق و باتوم و اسلحه، برادران و خواهران خود را به فجیع ترین شكل ضرب و جرح نمایند؟
در قسمت دیگری از این بیانیه ضمن طرح این پرسش که "چه كسی این روزها را باور داشت، آن هم پس از آن همه ادعای مردمی بودن و پس از دوران تثبیت نظام و به نام اسلام؟" آمده است: نه آقایان حاكم، قرار این نبود. شعارها و وعده های انقلاب چنین نبود. بنیانگذاران انقلاب، شاه و سلطنت را نراندند كه امروز به اینجا برسیم. هدف انقلاب مبارزه با طاغوت و همه چهره ها و مظاهر آن بود كه در برابر سنت الهی به طغیان می پردازند، قطره قطره خون شهدا نیز در این راه بود كه امروز شما مست از قدرت بر سبزی آن آرمانها رنگی از سیاهی و تباهی می پاشید.
در بیانیه حزبی که در دوره ششم مجلس شورای اسلامی اکثریت داشت،"عدالت ورزی" و "مهرورزی" حکومت اسلامی مورد سوال قرار گرفته و نوشته شده است: "امروز جمعی از پاكترین و صادق ترین رادمردان این سرزمین به گناه مشاركت در انتخابات و تبلیغ برای كاندیدایی غیر از كاندیدای مطلوب شما در زندان به سر می برند. زندانهائی كه هر روز خبر می رسد جوانی را صحیح و سالم به آنجا برده اید و آنگاه پس از وعده سر خرمن آزادی آنها و بازی با احساس و عاطفه خانواده هایشان، ناگهان جنازه او را تحویل داده اید به همراه مشتی تهدید و ارعاب، هم حق تیر طلب كرده اید، و هم پول برای جنازه، آنگاه حق عزاداری و مجلس ترحیم گرفتن را نیز از آنها دریغ می كنید. دست مریزاد و مرحبا به این عدالت گستری و مهرورزی.
نویسندگان این بیانیه در ادامه با اشاره به وضعیت دستگیرشدگان این حزب تاکید کرده اند که: ما از سرنوشت برادرانمان سید مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، محسن امین زاده، بهزاد نبوی که بیش از ۴۰ روز از بازداشت آنها می گذرد، بی خبر و نگرانیم. ما از شایعاتی كه پیرامون فشار و شكنجه آنها به گوش می رسد، نگرانیم. ما نسبت به دیگر زندانیانی كه از داشتن حق وكیل و رعایت حقوق مصرح در قانون اساسی و قوانین جزائی و مدنی محرومند، نگرانیم. ما نسبت به سلامت برادر جانبازمان دكتر سعید حجاریان كه بر اساس اطلاع خانواده محترم شان، تحت فشار قرار گرفته و قصد جانش را كرده اند، نگرانیم.ما نسبت به رفتار بازجویان شما با تك تك اسرای آزادی خواهی و عدالت جوئی كه دربند جور شما هستند نگرانیم و این نگرانی بیراه نیست. هر كه گزارش پیش شما بیفتد، باید نگران حفظ حقوق و حتی جانش باشد. صحت این ادعا را از بازماندگان آنهایی كه صحیح و سالم بازداشت شان كرده اید و جنازه شان را تحویل داده اید، بپرسید. آیا به واقع در روزگار دفاع مقدس با اسیران عراقی و بعثی اینچنین می کردید که امروز با شهروندان و سیاسیون و روزنامه نگاران ایرانی که تنها خواستار حق رای شان و آزادی اندیشه شان و انجام انتخابات آزاد در محیطی کاملا مسالمت آمیز بوده اند می کنید؟
جبهه مشاركت ایران اسلامی در ادامه بیانیه خود این بازداشت ها را سلب حقوق بازداشت شدگان خوانده و ضمن محکوم کردن این برخوردها،اعلام کرده است که "از هر مسیر قانونی و شرعی و با استفاده از تمامی اهرمهای مدنی، داخلی و بین المللی، احقاق حقوق یاران دربند خود را پیگیری" می كند و "به زندانبان ها و بازجوپروران حاكم هشدار" داده است که "هر چه سریع تر نسبت به آزادی آنها و دلجوئی از خانواده های آنان كه در این مدت پا به پای عزیزان دربند خود شكنجه روحی و روانی دیده اند" اقدام كنند: "سنت الهی و تاریخ سرنوشت خوبی برای اینگونه رفتاری كه پیش گرفته اید، نشان نمی دهد. تا فرصت باقی است به آغوش ملت بازگردید و از ظلم و جور خود نزد خالق متعال و بندگان آزاده و حق جوی یزدان پاك استغفار كنید.
در پایان این بیانیه می خوانیم: در ماه ارجمند شعبان المعظم و در اعیاد شعبانیه شكایت از حاكمان جور را نزد خدای متعال و صاحبان شرافت اعیاد شعبانیه می بریم و از اینكه در ایام عسرت، جشن و سرور را از مردم این دیار دریغ كرده اند، عمیقا متاسفیم.