خانواده امیرحسین فدایی؛ گفتند سکوت کنید تا آزادش کنیم
خلاصه:
 جرس: امیرحسین فدایی یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ است که هنوز در گمنامی و شرایط سخت، دوران محکومیت خود را در زندان رجایی شهر می‌گذراند.
خانواده امیرحسین فدایی؛ گفتند سکوت کنید تا آزادش کنیم

این زندانی سیاسی در آذر ماه هشتاد و هشت توسط مامورین انتظامی دستگیر شد. وی توسط قاضی صلواتی در شعبه پانزده دادگاه انقلاب در ابتدا به ده سال زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی محروم شد. حکمی که در نهایت در دادگاه تجدید نظر به پنج سال کاهش یافت.
گفتنی است، مادر و خانواده امیرحسین فدایی هم اکنون در آلمان زندگی می‌کنند.


یکی از اعضای خانواده امیرحسین فدایی بعد از سه سال و نیم سکوت خود را شکست و در گفت و گو با «جرس» از شرایط سختی که امیرحسین در این چند سال تحمل کرده، سخن گفت. متن این گفت و گو را با هم می‌خوانیم:


اگر اجازه دهید کمی به عقب برگردیم و از زمان و نحوه بازداشت امیرحسین برای ما بگویید؟


امیر حسین بعد از عاشورای ۸۸ در تظاهرات خیابانی بازداشت شد و بعد از سه ماه نگهداری در اماکن نیروی انتظامی او را به بند ۳۵۰ منتقل کردند. اما بعد چند روز مجددا او را به پلیس امنیت منتقل کردند و تا آذر سال ۸۹ یعنی حدود هشت ماه او را در انفرادی و در بدترین شرایط نگهداری کردند.


شرایط نگهداری او در پلیس امنیت چطور بود؟ شکنجه هم می‌شد؟


در آن سه ماه اول که در پلیس امنیت بود زیاد مورد ضرب و شتم قرار نگرفت، اما بار دوم که او را از ۳۵۰ به پلیس امنیت بردند خیلی اذیتش کردند و تحت شکنجه و ضرب و شتم شدید قرار داشت تا با استفاده از اینکه تبعه آلمان هست بتوانند اعتراف اجباری از او بگیرند که خوشبختانه توانست این‌ها را تحمل کند و زیر بار حرفشان نرود.


چرا در این سه سال و نیم سکوت کردید و در این مورد حرفی نزدید؟


می‌گفتند اگر با رسانه ای مصاحبه کنید وضعیتش بدتر می‌شود ما هم چاره ای جز سکوت نداشتیم. حتی یکبار به او عفو دادند و پرینت عفو را هم به او دادند اما بعد از سه ماه معلوم شد که دروغ می‌گویند. مدام می‌گفتند مسئله را رسانه ای نکنید تا بزودی آزادش کنیم. می‌گفتند این هفته آزاد می‌شود، آن هفته آزاد می‌شود و ... ما هم وعده‌هایشان را باور می‌کردیم و می‌گفتیم بعد از مدتی آزادش می‌کنند چون اصلا کاری هم انجام نداده بود و در تظاهرات هزاران نفر شرکت کرده بودند و امیرحسین تنها نبود.


چرا تا این حد اصرار داشتند که این موضوع رسانه ای نشود؟


امیرحسین تابعیت آلمان هم دارد و به خاطر همین مسئله در پلیس امنیت خیلی تحت فشار قرارش دادند. اصرار داشتند که موضوع رسانه ای نشود و می‌گفتند به سفارت آلمان خبر ندهید همین روزها آزاد می‌شود اما سه سال و نیم گذشت و خبری از آزادی امیرحسین نشد. دولت آلمان هم هنوز خبر ندارد امیرحسین در زندان به سر می‌برد.


دادگاهی هم برای او برگزار شد؟


بله، توسط قاضی صلواتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تظاهرات و تبلیغ علیه نظام به هشت سال حبس تعزیری محکوم شد و بعد در دادگاه تجدید نظر حکمش شکسته شد و پنج سال زندان حکم گرفت. بعد از این مدت هم هنوز وسایل توقیف شده‌اش را که از منزلش بردند پس نداده‌اند.

آیا وکیل داشت؟

نخیر، وکیل نداشت و حتی اجازه گرفتن وکیل تسخیری هم به او ندادند. حتی در دادگاه به امیرحسین می‌گفتند که تبعه ایران و آلمان نداریم و تابعیت آلمان را به رسمیت نمی‌شناسیم و ایرانی هستی.


در این مدت امیر حسین توانسته از مرخصی استفاده کند؟


نخیر مرخصی که نداشته و ما هم در آلمان هستیم و کاملا از ملاقات هم محروم هست و از حق دسترسی به تلفن مانند سایر زندانیان سیاسی رجایی شهر محروم هست.


یعنی در طی این چند سال نتوانسته هیچیک از اعضای خانواده‌اش را ملاقات کند؟


در این مدت تنها یکبار مادرش از آلمان به ایران آمد و یک ملاقات حضوری کوتاه ده دقیقه ای با امیرحسین داشت.


چرا فقط یکبار؟


به علت اینکه پنج سال محرومیت اجتماعی در حکمش بود و قاضی گفته بود به همین دلیل اصلا اجازه ملاقات نداری و تا دو سال اجازه ملاقات به او نمی‌دادند. بعد از دو سال و نیم مادرش توانست به ملاقاتش برود.


شرایط و امکانات زندان رجایی شهر چطور است؟


زندان رجایی شهر بدلیل کمبود نور و هواخوری کم که در روز دو ساعت هواخوری دارند شرایط خوبی ندارد. بیشتر زندانیان سیاسی با محرومیت از حقوق قانونی خودشان از جمله تلفن و مرخصی و ملاقات حضوری دچار افسردگی شده‌اند. مخصوصا امیرحسین که نه تنها از تلفن محروم است بلکه هفته‌ها و ماهها می‌گذرد و ملاقات هم ندارد. امیدواریم حداقل به امیرحسین اجازه تماس تلفن به خانواده‌اش را بدهند.


فکر می‌کنید با اندک تغییری که در فضای سیاسی کشور بعد از انتخابات رخ داده، شرایط آزادی زندانیان سیاسی فراهم شود؟


با توجه به وعده‌هایی که داده شده خیلی امیدوار هستیم تا زندانیان سیاسی را آزاد کنند اما تا الان که خبری نیست.


در پایان صحبت دیگری دارید؟


این سال‌ها هم خانواده‌ها و هم عزیزان در حبس، شرایط بسیار دشواری گذرانند. متاسفانه زندانیان زیادی به صورت گمنام در زندان به سر می‌برند؛ زندانیانی که در بوجود آمدن جنبش سبز نقش زیادی داشتند و همراه مردم در خیابان‌ها حضور پیدا کردند اما متاسفانه به هزار دلیل نوشته و نانوشته در مورد آن‌ها اطلاع رسانی نشد. البته یکی از دلایل این بود که فشار زیادی بر روی خانواده‌ها بود تا اطلاع رسانی نکنند اما با وجود سکوت هیچ اتفاقی نیافتاد. امیدواریم همین روزها در زندان باز شود و این زندانیان سیاسی و عقیدتی که سالهای سختی را گذرانند به آغوش خانواده و مردم برگردنند.

 

مژگان مدرس علوم