فرهنگنامه سبز(33) تقلب
خلاصه:

سید ابراهیم نبوی :

فرهنگنامه سبز(33) تقلب

 

تقلب( Taghallob ): برگشتن از حالی به حال دیگر. دیگرگون شدن چیزی که یک جور دیگر بوده است. واژگون شدن کسی که انتخاب شده و نصب کردن کسی به جای او. زیرورو کردن. در کاری بنفع خود و بضرر دیگری تصرف کردن( فهم اللغه، ج 2، ص 23). دغلکاری. تقلب کردن: حقه زدن. متقلب: وزیر محترم کشور. تقلبی: هرچیز که بوسیله تقلب ساخته شود. مثال: احمدی نژاد، نماینده مجلس هشتم. جمع تقلب: تقلبات. جمع دقیق تقلب: هیات دولت و شورای نگهبان و اون یکی. کاربرد در شعار: " تقلب یه درصد، دو درصد، سه درصد، نه پنجاه و سه درصد." کاربرد غیرمستقیم در شعار: " رای ما رو دزدیدن، دارن باهاش پزمی دن." کاربرد در جمله: " برخی زندانیان پس از هفتاد روز زندان انفرادی، اعلام کردند که هیچ تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است."


انواع متقلب

 

متقلب باهوش: کسی که ریاضیات بلد است و طوری تقلب می کند که کسی شک نکند.

 

متقلب باهوش متوسط: کسی که برای اعلام نتایج حداقل از عقل دیگران استفاده می کند.

 

متقلب با هوش پائین: کسی که اول نتیجه را اعلام می کند، بعد می کشد، بعد می شمرد.


چطور می فهمیم تقلب نشده است؟

 

از طریق اطلاعات: مردم را سه ساعت پس از اعلام نتیجه انتخابات، می اندازیم در زندان و هیچ اطلاعاتی در مورد هیچ چیز به آنها نمی دهیم، آنها می فهمند تقلب شده است.

 

از طریق کیهان: در کیهان می خوانیم که در انتخابات تقلب نشده، مطمئن می شویم تقلب شده، اعتراض می کنیم، ما را می گیرند و وقتی دندان مان در زندان شکست، می فهمیم تقلب نشده.

 

از طریق رژیم: در زندان بیست کیلو لاغر می شویم، در اثر کاهش وزن متوجه می شویم که رژیم ما را گرفته و تقلب نشده است.

 

از طریق شمارش: روزهای زندان مان را می شماریم و متوجه می شویم که تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است.

 

از طریق نزدیکی با منابع اطلاعاتی: یک منابع اطلاعاتی به زور با ما نزدیکی می کند، متوجه می شویم تقلبی اتفاق نیافتاده است.


چطور بفهمیم تقلب شده است؟

 

- بیست روز قبل از انتخابات مشاور رئیس جمهور تعداد دقیق آرای او را اعلام می کند.

 

- شش ساعت قبل از شمارش خبر پیروزی توسط خبرگزاری فارس اعلام می شود.

 

- سه ساعت بعد از اعلام نتایج طرفداران نامزد مخالف را دستگیر می کنند.

 

- قبل از اینکه نتیجه انتخابات تائید شود، رهبر پیروزی را تبریک می گوید.

 

- مسوول برگزاری انتخابات به رئیس جمهور کمک مالی می کند.

 

- مسوول امنیت کشور به رهبر کودتا کمک جنسی می کند.

 

- کاندیدایی که برنده اعلام شده، کودتا می کند.

 

- هفتاد درصد حکومت اعلام تقلب می کند و توسط سی درصد دیگر دستگیر می شود.

 

- چهار هزار نفر دستگیر و هفتاد نفر کشته می شوند و تعدادی مورد تجاوز قرار می گیرند.

 

- بازجوها و زندانبانان اعلام می کنند که تقلب نشده است.

 

- پنج دقیقه فکر می کنیم، متوجه می شویم که تقلب شده است.

 

دلیل اصلی: کیهان اعلام می کند که انتخابات درست انجام شده است.

 

 

تقلب در فرهنگ عامیانه: " یارو اسم باباشو درست نمی گه، می خواستی تقلب نکنه."، " یه روده راست تو شیکمش نیست، عوضش بیست تا وزیر راست تو کابینه شه."، " آدم دستپاچه، تقلب می کنه به شماچه."، " رئیس جمهور پیشکشی، رای شو نمی شمرن."، " اگر علی ساربون بود، شترش رو توی ارادون نمی خوابوند."، " چطوری حرفت تو باور کنم؟ با اون هاله نورت، با اون چشمای شورت، یا با اون گفتن زورت؟"، " با کدخدا بساز، ده رو بچاپ."، " بچه سر راهی برداشت پسرش بشه، شوهرش شد."، " به رئیس گفتن شاهدت کیه؟ گفت اونهایی که انداختم زندون."