اختاپوس سانسور، تعطیل و توقیف روزنامه های مستقل، بازداشت و شکنجه روزنامه نگاران بر فضای مطبوعاتی ایران کماکان سایه سنگین خود را گسترانیده است. علیرغم همه این تضییقات و فشارها رکن چهارم دموکراسی هنوز کاملا از کار نیفتاده و به همت تنی چند از روزنامه نگاران کم نام و نشان مقاومت می کند و در همین فضای ارعاب و خفقان از جنبش سبز حمایت می کنند، اخبار را ولو نافص اما با صداقت منتشر می کنند، و نیم سوی چراغ آزادی را پاس می دارند. جرس به احترام رشادت دلیرانه روزنامه نگاران شجاع ایرانی از امروز صفحه ویژه ای بنام «کیوسک ایران» «مروری بر روزنامه های امروز چاپ تهران» باز می کند و خواندنی ترین مطالب منتشره در روزنامه های خفقان زده (مثل وبازده) ایران را به خوانندگان معرفی می کند. متن کامل برجسته ترین این مطالب در ستون میهمان سبز قابل پیگیری است. این گزارش را از فردا در ستون کیوسک ایران دنبال فرمائید.
وحيد يگانه:
روزنامه هاي ايران اين روزها بيش از هر زمان ديگري دچار سانسور هستند اما بازهم مي توان از لابلاي ان مطالب خواندني پيدا كرد.
در روزي كه انتظار مي رفت روزنامه ها با تيتر ها و عكس هاي خود به استقبال تغيير مرتضوي دادستان تهران بروند به جز روزنامه تهران امروز هيچ روزنامه اي اين خبر را در صفحه نخست خود برجسته نكرده است.
گويا برخي روزنامه هاي طيف منتقد هنوز از سايه مرتضوي هراس دارند و برخي روزنامه هاي طيف اصول گرا كه حامي خود را از دست داده اند تمايلي به برجسته كردن اين خبر نداشته اند . البته ممكن است روزنامه هاي هم باشند كه اين تغييرات را جدي نمي گيرند.
اعتماد
در اين بين روزنامه اعتماد روز نسبتا پر- پرو پيماني را براي خوانندگان خود دارد. گفت گو با ايت الله بيات زنجاني مرجع تقليد نوانديشي كه سخنانش به مذاق اقتدارگرايان خوش نمي ياد. در مورد
مشروعيت و مقبوليت حکومت قابل توجه به نظر مي رسد. وي در همين زمينه گفته است: " در نظام جمهوري اسلامي مشروعيت و مقبوليت نه تنها جداي از هم نيستند بلکه مکمل همديگر هستند. معنايش اين است که وقتي مردم قبول کردند، شارع هم قبول مي کند، کمااينکه اگر مردم قبول نمي کردند، شارع هم قبول نمي کرد"
مصطفي ايزدي هم در ياداشتي در همين روزنامه مي نويسد: " چند شب پيش، در راستاي آماده سازي ذهن مردم براي پخش دادگاه زندانيان سياسي، گزارشي از تلويزيون پخش شد که جالب توجه بود. در اين گزارش از مردم کوچه و بازار مي پرسيدند چرا موقعيت جمهوري اسلامي ايران در دنيا ضعيف شده است؟ گزارشگر سيما خود قبول داشت که ايران پس از انتخابات دهم، ديگر آن ايران مقتدر و محبوب جهانيان نيست و مصاحبه شوندگان نيز جملگي اذعان داشتند اعتبار جمهوري اسلامي نزد مردم دنيا افت کرده است و علت آن هم اغتشاشاتي است که در پي اعتراض مردم به نتيجه اعلام شده انتخابات به وجود آمده است. خط گزارش اين بود که اغتشاشگران و آمران آنها عامل پيش آمدن چنين وضعي هستند و بايد با آنان در هر رده يي که هستند، برخورد شود "
ايزدي سپس در ادامه با شرح اين مساله به اين نتيجه مي رسد كه " خودتان به دست خودتان تضعيف شديد. اين سعيد حجاريان و امين زاده و ميردامادي و تاج زاده و صفايي فراهاني و رمضان زاده و عطريانفر و ابطحي و شريعتي و به خصوص بهزاد نبوي و نظاير آن، از نيروهاي همين نظام و از همکاران خودتان در زواياي گوناگون حاکميت بوده اند. شکستن آنها، شکستن خودتان است و با اين رفتاري که بر سر اين دوستان سابق خود مي آوريد، شاخه زيرپايتان را مي بريد. "
اعتماد در اين شماره يادداشتي را از احمد پورنجاتي منتشر كرده است كه همانند بسياري از يادداشت هاي وي خواندني است. او در اين يادداشت تحت عنوان " تدبير متين و حل يك تناقض" دو الگو:
الگوي مواجهه با يک «مساله خانوادگي» و
الگوي برخورد با «دشمن بيگانه» را مورد بررسي قرار مي دهد و مي نويسد: " هم اکنون هردو الگوي رفتاري به موازات يکديگر، هرچند در ابعاد و اندازه هاي نايکسان، دست به کارند.داعيه داران و متوليان الگوي نخست، کم يا بيش تلاش مي کنند يا اين گونه وانمود کرده اند که در پي توقف روند بي اعتمادي، بازسازي عاطفي، ترميم و جبران زخم ها و بازگرداندن فضاي آرام و عادي به جامعه اند. در عين حال که موفق به اقناع افکار عمومي معترضان نشده اند يا حتي ضرورتي براي اين کار احساس نمي کنند، اما نه آنان را ناديده مي گيرند و نه بي اعتنايي و حذف آنان را چاره اساسي درد مي دانند
وي برخي تصميم ها، دستورها و اقدامات انجام شده در اين الگو، هرچند بسيار اندک و ناپيوسته و ديرهنگام- همچون برخورد با زندان کهريزک- مي داند اما به هر حال حکايت از نوعي «تدبير متين» براي کند کردن «چاقوي زنگي مست» داشته و تا حدي موثر هم بوده است. اما پيروان الگوي دوم که متاسفانه به نظر مي رسد همچنان «ميدان داران اصلي معرکه اند»، بي هيچ تعارف و رودربايستي، شمشير را از رو بسته اند، به چيزي کمتر از صافکاري و قلع و قمع يک جريان سياسي- هرچند به گستردگي و پايگاه اجتماعي اصلاح طلبان- رضايت نمي دهند و گمان مي کنند شرايط کنوني همچون يک فرصت طلايي و استثنايي، دقيقاً همان لحظه موعود و تاريخي براي خلاص شدن آنان از مزاحمت يک جريان منتقد است. چه بسا همان لحظه يي که سال ها انتظارش را کشيده اند، اين الگوي رفتاري، سرشار از واژگان دشمنانه، خشن، بي پروا در دادن نسبت هاي ناروا و بهره گيري از شيوه هاي برخورد با جريان ها و عناصر ضدانقلاب و برانداز و به اصطلاح گروهکي است.
وي در ادامه اظهارات و اعترافات برخي زندانيان سياسي عليه سران اصلاحات ونيز اظهارات سخنران پيش از خطبه هاي نماز جمعه تهران و همچنين بيانات امام جمعه موقت جديد به ويژه شعارهاي مديريت شده برخي از حاضران مبني بر «اعدام» سران اغتشاشات را نمودهاي آشکار اين الگوي رفتاري مي دانند . و در ادامه مي نويسد : " مهم نيست که پايه «خانه عنکبوتي» توهمات کودکانه اين الگو بر آب است و تاکنون نه در ايران و نظام جمهوري اسلامي و نه حتي در ديگر کشورها، شيوه «تخته قاپو» کردن يک بخش مهم از بدنه جامعه امکان پذير نبوده است.( بلكه ) بي ترديد هر تير تهمت و توهين و جسارتي که از اردوگاه فرماندهان الگوي دوم به سوي چهره هاي محبوب جريان اصلاح طلب رها مي شود، آتش خشم و فاصله و نفرت را در دل پايگاه اجتماعي اين جريان برمي افروزد و زخم موجود را ناسورتر مي کند. متوليان الگوي اول يعني آنان که به «خانوادگي بودن مساله» اعتقاد دارند بايد به معرکه گردان هاي الگوي دوم بفهمانند که حاصل همه تلاش و تقلاهاي پرهزينه و دردناکي که براي يکسره کردن کار تاکنون مرتکب شده اند، نه به سود نظام و نه حتي اندکي متضمن مقصود خودخواهانه آنان بوده است. آيا به زودي اين تناقض ميان دو الگوي موجود به سود آنکه کم ضررتر است حل خواهد شد؟
تهران امروز
روزنامه تهران امروز كه مدتي است با گرافيك و محتوايي متفاوت منتشر مي شود عكس اول خود را به حميد رسايي نماينده اصول گراي مجلس داده است . اين روزنامه در گفت وگويي بلند با اين نماينده مجلس با تشبيه حميد رسايي محمدعلي ابطحي اصولگرايانمي داند و در ادامه مي نويسد :" شيخي كه همچون ابطحي نشان سيادت به همراه ندارد اما پاي ثابت فضاي مجازي است و با استفاده از سايت و وبلاگ شخصياش نظرات جنجال برانگيز خود را به صراحت اعلام ميكند و به نظرات كاربران سايتش هم پاسخ ميدهد.
اين روزنامه در حالي كه مردم گوش به راديو و تلويزيون داده بودند تا سخنان باهنر در مخالفت با بخشي از كابينه احمدي نژاد را بشنود از قول رسايي تيتر زده بودند : باهنر ميخواهد 8 وزير راي نياورند "
وي در اين گفت و گو مي گويد : در حال حاضر برخي از افراد شاخص اصولگراي مجلس معتقدند وزرايي كه نامه به رهبري در موضوع مشايي را امضا نكردهاند نبايد راي اعتماد بگيرند!
البته اين بيش از آنكه يك اعتقاد و دفاع از ولايتمداري باشد، نوعي بهانه براي تسويه حساب سياسي با احمدينژاد است چون كساني اين حرف را ميزنند كه در طول ايام قبل از انتخابات تمام تلاش خود را كردند تا جلوي اعلام حمايت از فراكسيون اصولگرايان از احمدينژاد را بگيرند و اين كار را براي حمايت از موسوي كردند. بعد از انتخابات هم مواضع آنها يكي به نعل يكي به ميخ بود، برخي از همين اصولگرايان حتي حاضر شدند در فيلم انتخاباتي موسوي هم باشند! چون قافيه را باخته بودند و فكر ميكردند انتخابات دو قطبي شده و مشاركت بالاست و برد ما در مشاركت حداقلي است نه حداكثري! الان همان دوستان ميگويند اين دولت ولايتپذيريش ميلنگد و امثال نجار و ميركاظمي نبايد راي بياورند چون نامه به رهبري را امضا نكردند! "
رسايي در ادامه مي گويد: " من يادم ميآيد در يك جلسه آقاي باهنر ميگفت چون احتمال دارد آقاي موسوي راي بياورد، برخي از احزاب و شخصيتهاي اصولگرا بايد بروند از او حمايت كنند تا بعدا بتوانيم با او كار كنيم. اين حرف با اصولگرايي سازگاري دارد كه بعضيها نگاه كنند باد از كدام طرف ميوزد بر آن اساس خودشان را تنظيم كنند.!
رسايي در ادامه مي گويد :" در آن جلسه آقاي حسينيان، آقاي زارعي و آقاي لاريجاني حضور داشتند. آن زمان هنوز تبليغات انتخاباتي شروع نشده بود اما برآورد باهنر اين بود كه آقاي موسوي راي ميآورد و استدلالش اين بود كه نبايد بگذاريم مثل جريان دوم خرداد شود بلكه ما هم بايد مدعي باشيم كه در راي آوري نقش داشتيم و بتوانيم براي اداره كشور كمك كنيم. البته تعبير خودمانياش اين بود كه سهم ما از قدرت محفوظ بماند. ما در همان جلسه به باهنر اعتراض كرديم و گفتيم اين حرف كجايش با اصولگرايي ميسازد... وقتي فضاي انتخابات دو قطبي شد، پيشبيني اين شخصيتها اين بود كه آقاي موسوي راي ميآورد. براي همين كدهايي به آن طرف نشان ميدادند.
خبر
روزنامه خبر به سراغ عماد افروغ نماینده تهران در مجلس هفتم و یکی از شناخته شدهترین اصولگرایان منتقد دولت رفته است و در گفت و گويي از قول وي مي نويسد: " انقلاب مخملی در راه است، اما توسط حجتیهایها " وي مي گويد: " ما تاکنون انقلاب مخملی نداشتیم اما اگر بخواهیم همچنان مسائل را امنیت گرایانه پیش ببریم انقلاب مخملی میتواند در آینده در کمین ما باشد. یعنی میتوانیم برویم به سمتی که مردم اصل حکومت دینی را کنار بگذارند و خواهان یک حکومت سکولار شوند. چراکه آنها به این نتیجه میرسند که وقتی حکومت دینی نباشد قدسی نیست و وقتی قدسی نباشد میتوان به راحتی آن را نقد کرد."
افروغ در ادامه مي گويد : " نمی دانم چه اصراری است که عدهای میخواهند با توجه به امکاناتی که در اختیارشان هست و با تفسیرهای تنگ و قشری و کلیشهای و معمولاً ژورنالیستی انگ مخملی بودن به یک اعتراض طبیعی و عادی بزنند که در تمام دنیا به وفور اتفاق میافتد و البته آنها به خوبی مدیریت میکنند و مسئله را پشت سر میگذارند. این تفسیرهای ناشیانه که در یک سری از اردوگاههای خاص شکل گرفته و طراحی میشوند من را به یاد سوفسطاییان زمان افلاطون میاندازد. این سوفسطاییان فکر میکنند علامه دهر و متخصص هر رشتهای هستند. آنها با تلاش در جهت جعل واقعیات و با لفاظی و بیان مطالب پیش پا افتاده و با کلیشههایی که به دست میدهند خود را مستغنی از هر رشتهای از الهیات، طبیعتشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی و فلسفه گرفته تا به تعبیر افلاطون کشتیگیری میدانند بدون آنکه تخصصی در آن داشته باشند "
كيهان
كيهان در سرمقاله خود به قلم حسين شريعتمداري در مطلبی تحت عنوان " جاي اين كشتي در اسكله نيست " مي نويسد : " نمايندگان محترم مجلس، مخصوصاً نمايندگان اصولگرا، از تركيب معرفي شده كابينه رضايت چنداني ندارند و بايد اذعان كرد كه حق دارند. زيرا آقاي احمدي نژاد برخلاف آنچه از ايشان انتظار مي رفت برخي از وزراي كارآمد و موفق دولت نهم را كه با سربلندي از آزمون بيرون آمده بودند، كنار گذاشته و متاسفانه توجيه و توضيح قابل قبولي براي حذف آنها ندارد! و از سوي ديگر برخي از كساني را كه براي تصدي وزارت در كابينه دهم معرفي كرده است، اگر ناكارآمد ندانيم، دستكم اين كه توانايي و كارآمدي آنها به جد قابل ترديد است. بنابراين، در نگاه اول بايد به نمايندگان اصولگراي مجلس- كه خوشبختانه اكثريت قاطع كرسي هاي خانه ملت را در اختيار دارند- حق داد كه در دادن رأي اعتماد به آنها دچار ترديد باشند. "
نويسنده در ادامه با ارائه راهكاري معتقد است : " با در نظر گرفتن شرايط حساس كنوني مي توان نتيجه گرفت كه كشتي دولت را نبايد براي انجام برخي از تعميرات- هرچند ضروري- در اسكله نگاه داشت. بلكه شايسته آن است- و ضروري هم- كه اين كشتي فقط به فقط براي انجام تعميرات ضروري و اجتناب ناپذير در اسكله بماند و بسياري از تعميرات لازم بعد از به آب انداختن كشتي و در حال حركت انجام پذيرد. زيرا در شرايط حساس كنوني، به آب انداختن هرچه سريعتر كشتي دولت يك مصلحت غيرقابل اجتناب است، چرا كه حراميان در پس بيغوله ها به كمين نشسته اند و توپ هاي فتنه را براي شليك آماده كرده اند و هيچ عقل سليمي توقف در اين نقطه را عاقلانه نمي داند. "
خواندنيها
اما در اين بين اگر فرصت كرديد گشتي در روزنامه ها بزنيد اول در روزنامه فرهيختگان گزارشي را بخوانيد كه از قول فرمانده نيروي انتظامي بزرگ خبر داده است هيچ كس در كهريزك كشته نشد .بعد دو گزارش خبري در روزنامه افتاب يزد بخوانيد كه غيبت حسن خميني در مراسم اداي احترام دولت به امام و همچنين سخنان علي مطهري را كه گفته است اگر قرار به محاكمه موسوي باشد احمدي نژاد هم بايد محاكمه شود قابل توجه است اگر هم به مباحث اقتصادي علاقه منديد روزنامه جام جم را ورق بزنيد كه از قول مدير عامل سابق سازمان حسابرسي نوشته است : بخش عمده اقتصاد ايران تن به حسابرسي نمي دهد.