طرح مطالبات حداقلی در راهپيمايي 22 بهمن با نماد سبز
خلاصه:
شبکه جنبش راه سبز (جرس):كليه صاحب‌نظران روي اين مطلب متفقند كه جامعه ايراني در حال انفجار است. حتي دولتمردان كنوني كه از طريق رسانه‌هاي عمومي، وضعيت كشور را گل و بلبل نشان مي‌دهند در جلسات خصوصي مي‌گويند كه كشور در وضعيت خطرناكي قرار دارد، اما نبايد عامه مردم از اين واقعيت مطلع شوند.

نادر برنا:

طرح مطالبات حداقلی در راهپيمايي 22 بهمن با نماد سبز

 

براي برون‌رفت از وضعيت بحراني فعلي، هرجمعي، به تناسب فهم و درك و چشم‌اندازي كه از جامعه آرماني ترسيم مي‌كند ، راه حل خاص خود را ارائه مي‌دهد.

جريان افراطي اصولگرا و كيهانيان، بر اين باورند كه اگر با جريان منتقد برخورد قاطع صورت بگيرد، مثلا سران آنها دستگير و چند صد نفر از افراد كليدي اعدام شوند، امور مملكت سامان مي‌يابد.

 

درست در نقطه مقابل، جريان افراطي منتقد بر اين باور است كه نه تنها قانون اساسي، بلكه نظام جمهوري اسلامي مهمترين عوامل بحران‌هاي امروزين است. هرگونه اقدامات اصلاح طلبانه بدون تغيير نظام و قانون اساسي  منبعث از آن راه به جايي نخواهد برد.

به بيان ديگر جريان‌هاي افراطي اصولگرا و اصلاح‌طلب، هركدام به دنبال يك "انقلاب جديد" در كشورند، اما در دو سوي كاملا متضاد . روي سخن من با جريان افراطي اصولگرا نيست، چرا كه جامعه آرماني آنها، حتي اگر شكم مردم را سير كند ( كه هرگز نمي تواند)، عقل و انديشه آنان را تعطيل مي‌كند و خودكامگي حاكميت فعلي را دو چندان خواهد كرد.

 

در مورد جريان افراطي منتقد بايد گفت كه جامعه ايراني تحمل يك انقلاب ديگر را ندارد و اصولاً انقلابي به سبك 22 بهمن 57 ديگر در دنياي امروز جايگاهي ندارد و به عبارت ديگر انقلاب 57 آخرين تجربه بشري براي كنارزدن يك نظام ديكتاتوري بوده است. حتي بسياري بر اين باورند كه اي كاش شاه صداي مردم را زودتر شنيده بود و با پذيرش خواست هاي آنان از وقوع انقلاب 57 جلوگيري مي‌شد. در چنان صورتي، با اصلاحاتي در قانون اساسي مشروطه، برگزاري انتخابات آزاد و رعايت شئونات و ارزش‌هاي اسلامي، امروز از نظر سياسي، اجتماعي و اقتصادي در جايگاهي بسيار والاتر قرار داشتيم. بدون ترديد امروز قدرت بلا منازع منطقه مي بوديم و از نظر اقتصادي ، در كنار ژاپن و در صدر كشورهاي آسيائي قرار مي داشتيم . به هرحال بي‌توجهي رژيم شاه به خواسته‌هاي مردم و تداوم خود كامگي، وقوع انقلاب را اجتناب ناپذير كرد و در اين رهگذر خسارات سنگيني بر كشور وارد آمد.

 

نقد روش افراطیون انقلابی

كساني كه امروز حل مشكل كشور را در وقوع انقلابي جديد جستجو مي‌كنند وخواستار تغييرات  بنيادين در اصل نظام و قانون اساسي هستند ، به فرض آنكه در نهايت با آن ها هم نظر باشم ، اما در شرايط فعلي وبا توجه به ملاحظات زير ،  چنين انديشه اي را غير عملي مي دانم:

 

اولاً- جامعه ايراني امروز (برخلاف جامعه سال 57) آمادگي چنين تغييري را ندارد. در سال 57 اكثريت قاطع مردم به انقلاب پيوسته بودند و بنابراين جابجائي قدرت و استقرار نظام جديد به راحتي و با راي قاطع مردم انجام شد . اما امروز اينگونه نيست. به عبارت ديگر اگر فردا در يك همه پرسي آزاد از مردم درمورد تغيير نظام جمهوري اسلامي، و حتي در مورد قانون اساسي سؤال نمائيد هيچ معلوم نيست كه بتوانيد پاسخ مثبت بگيريد.

 

ثانياً – در جامعه ايراني امروز، جمعيتي وجود دارد كه به‌ دليل برخوردار‌ي‌هاي اقتصادي و يا به دليل فريبكاريهاي حكومت و يا به دليل اعتقادي، از نظام ولايت مطلقه فقيه پشتيباني مي‌كنند. مقابله با اين جمعيت و حاكم كردن نظامي دموكراتيك بسيار خونين خواهد بود و هر حكومتي كه روي كار بيايد بايد منتظر شكل گيري گروه هاي تروريستي" فدائي ولايت فقيه" در درون خود باشد.

 

ثالثاً – حاكميت فعلي به خوبي مي‌تواند چنين حركتي را به عنوان حركت‌هاي غير قانوني و ضد نظام سركوب نمايد.

 

رابعاً- خسارات ناشي از يك انقلاب را بايستي حاكميت جديد و مردم تا ساليان دراز بپردازند. ترديد نمي توان داشت كه ابعاد خسارات اين انقلاب بسيار گسترده تر و وسيعتر از انقلاب 57 خواهد بود. زيرا وفاقي كه در ميان مدافعين انقلاب در سال 57 شكل گرفته بود و حمايتي كه در اقشار فرودست وجود داشت الان وجود ندارد و اين امر خود بخود هزينه جابجائي قدرت را چند برابر مي كند .

 

نتيجه‌گيري: تحقق مطالبات حداقلی نخستین قدم هر اقدامی است

 

شما هر نظري در مورد جامعه آرماني و ايدآل داشته باشيد، به دليل مشكلات برشمرده در بالا، بايد روش‌هاي انقلابي و جهشي را از ذهن بيرون كنيد. گريزي نيست كه بايد با صبوري پله‌هاي نردبان را يكي يكي بالا برويد. اولين پله‌اين است كه ببينيد بيشترين وفاق موجود در جامعه ايراني و در اعتراض به وضع موجود ، روي چه مسائلي است.

 

من تصور مي‌كنم خواسته‌هايي كه ميرحسين موسوي و كروبي در آخرين بيانيه‌هاي خود به عنوان "كف مطالبات مردم"  مطرح كردند مي‌تواند نقطه آغازي براي پيوستن مردم به يكديگر و حركت‌هاي اصلاح‌طلبانه باشد.

 

شما هر انديشه‌اي براي جامعه آرماني داشته باشيد الزاماً بايد قبل از هر چيز و براي شروع حركت، اين حداقل‌ها را تحقق بخشيد (مسئوليت پذيري حاكميت ، آزادي مطبوعات، آزادي اجتماعات و احزاب ،آزادي زندانيان سياسي، انتخابات آزاد و ....)

 

پيروزي منتقدين وضع موجود، نه در بيان خواسته‌هاي متنوع و احياناً مطالب تفرقه‌انگيز، كه در طرح موضوعات مورد وفاق است. بيائيد با حمايت از خواسته‌هاي حداقلي كه توسط موسوي و كروبي مطرح شده است اولين قدم‌ها را براي تحقق آرمانهاي خود برداريم.

شركت در راهپيمايي 22 بهمن با نماد سبز اولين جلوه ظهور اين حركت مقدس و مبارك است. شعارهاي گفتاري و نوشتاري ما در 22 بهمن بايستي يك نقطه و فصل مشترك داشته باشد و آن طرح مطالبات حداقلي ملت است كه در بيانيه 17 ميرحسين موسوي آمده است.