اگر کشورهای دیگر می خواهند برآوردی از امکانات و توان نظامی حکومت ایران داشته باشند ، می توانند از لشگرکشی آنها در روز 22 بهمن این توان را بدست آورده و تخمین بزنند.در حقیقت به جرأت می توان گفت که حکومت در این روز تمام نیروها و امکانات نظامی خود را رو کرده و بکار گرفته بود.حجم حضور نیروها نظامی وسپاه و بسیج در این روز به حدی بود که شاید بتوان گفت به إزاء هر راهپیمای غیر نظامی شرکت کننده ، یک نفر نیروی نظامی و بسیج وجود داشت.حکومت در این روز تمام نیروی نظامی و انتظامی خود را از
پادگانها فراخوانده بود و برای رویارویی با عده ای که آنها را اقلیت میگوید ، بکار بسته بود.می توان گفت که در 22 بهمن ، حکومت تمام افراد نظامی خود را بکار گرفته بود.
نیروهای نظامی و گارد ضد شورش مسئول مستقیم حمله به مردم و معترضان و ترس و ارعاب آنها بود و نیروهای بسیجی نیز ،نفوذ در بین مردم و شناسایی معترضان و دستگیری آنها را برعهده داشتند.و سبزها نیز همانند گوشت قربانی نظاره گر این نمایش اقتدار حکومتیان بودند.
در اینکه حکومت برای برگزاری این راهپیمایی ، متحمل چه هزینه مالی سنگینی شده است شکی نیست.از حقوق و مزایا و پاداشی که برای مزدوران و کارکنان گرفته تا هزینه های جانبی و مصرفی.منتها نکته ای که در این میان بسیار آزار دهنده بود ، هزینه پایینی بود که مزدوران برای سرکوب پرداخت می کردند.به شخصه شاهد بودم که یک بسیجی به میان سبزها می آمد و در حمایت کامل نیروهای انتظامی و گارد ضد شورش ، گوش یک معترض را فقط به جرم اینکه به او شک کرده است که نکند بخواهد شعار بدهد ، میپیچاند و به گوشه ای می برد و فاتحانه به بقیه نگاه می کرد و رجز میخواند.به نظر می رسد که تا زمانی که سرکوب برای نیروهای حکومت اینقدر بیهزینه و پرفایده است ، نیروهای سرکوب کننده نیز گستاخ تر خواهند بود.باید هزینه سرکوب را بالا برد تا آن بسیجی نیز بداند که نمی تواند به همین راحتی از معترضان گوش بپیچاند.در این صورت است که نیروهای سرکوب نیز ریزش خواهند کرد و الا تا زمانیکه به ازاء هر روز حضور برای سرکوب علاوه براینکه هیچ خطری آنها را تهدید نمی کند ، از منفعت مال برخوردار خواهند بود و سایر مزایای شرکت در سرکوب را خواهند برد و عقده های حقارت خویش را نیز جواب خواهند داد ، صف داوطلبان برای شرکت در سرکوب معترضان طویلتر خواهد شد. به نظر می رسد که مبارزات بدون خشونت در جایی که برای غیر خودی ها ، هیچ حقی قائل نیستند، علاوه بر آن ،حکومت، به منابع مالی حاصل ازفروش نفت دسترسی نامحدود دارد و می تواند یک قشر خاص و طبقه خاص ایجاد کرده وبا حامی پروری این طبقه خاص را همیشه در هر جایی به پشتیبانی از اربابان قدرت به میدان بیاورد ، به نتیجه نخواهد رسید. 22 بهمن امسال تجربه های یادی می تواند در جهت ادامه مبارزات به ما بیاموزد که به چند نکته زیرمی توان اشاره کرد:
اول) نباید هزینه سرکوب برای مزدوران اینقدر پایین باشد.عملا در حال حاضرسرکوب برای مزدوران کاری پرفایده و بدون هزینه است.
دوم)حکومت درشرایطی که راهپیمایی ها را با نیروی انتظامی و گارد ضد شورش اسکورت می کند و راهپیمایی برای شرکت کنندگان حکومتی در امنیت کامل برگزار می شود ، توان به صحنه آوردن حداقل 200 تا 500 هزار نفر را دارد.و با همین تعداد نیز می تواند خیابانها را پر کند و مانور تبلیغاتی داده و بهره برداریهای سیاسی کند.
سوم)نیروهای فعال جنبش سبز در بدترین حالت و در حالتیکه در مواجهه با خطردستگیری و کشته شدن هستند، حاضر به حضور در صحنه و دفاع از آرمانهای خودهستند.
چهارم)توده مردم سبز در مقابل ارعاب و سرکوب حکومت ، در این مقطع حاضر به شرکت درراهپیمایی و تقبل هزینه های احتمالی نشدند.
پنجم)از آنجا که حکومت به تحرکات و برنامه های اعضای جنبش دسترسی دارد ،همیشه می تواند تمهیداتی در راستای مقابله با آنها بکارگیرد.فقط درصورتیکه حضور مردم در هر حرکتی بیشمار باشد ، آنها توان تقابل و برنامه ریزی را نخواهند داشت.
ششم)سم مهلک برای جنبش ، حرکتهای احساسی و توقع پیروزی سریع و بدون هزینه است.جنبش سبز باید پیروزی خود را در خلال گذر زمان جستجو کند.
هفتم)حکومت به رغم در اختیار داشتن پول نفت ، با دو چالش بزرگ ، یکی عدم کارآمدی و دیگری تقابل بین المللی در مسائل هسته ای روبروست.که سرباز کردن هرکدام ازاینها به راحتی می تواند صحنه بازی را به نفع اعترضان و جنبش سبز تغییر دهد.
هشتم)حکایت جنبش سبز و حکومت و ایران ، حکایت دعوای دایه و مادر بر سر بچه است.جنبش اگر قرار باشد ایران مورد تهاجم خارجی قرار گیرد ، حاضر است برای آسیب ندیدن ایران در اثر این حملات ، کشور در اختیار همین حکومت باشد.به عبارتی جنبش سبز حاضر نیست به قیمت خلاصی از دست حکومت ، ایران مورد هجوم دول خارجی قرار گیرد.پس اگر غرب می خواهد به ما خدمت کند، لطفا کمک کند که خودمان این حکومت را به تسلیم وادار کنیم وخودمان و آنها را از شر این حرامیان نجات دهیم.
نهم)جنبش برای زودتر به ثمر نشستن نیاز به برنامه ریزی متمرکز دارد. نیاز به رهبری واحد را استفاده نمی کنم ، چون این جنبش ، متکثر است و نباید پس از پیروزی توسط گروهی مصادره شود و خواسته های مشترک ، نقطه اتصال اعضا به همدیگر است.بلکه نیاز به برنامه های واحد و استراتژی و تاکتیک واحد ، از خلال خرد جمعی دارد.هیچ کس و هیچ گروهی نباید خود را همه کاره بداند و اعطا نمایندگی این جنبش به میرحسین و کروبی وخاتمی به صورت توافقی نانوشته انجام گرفته است.
دهم)علی رغم تلقی بعضی افراد که 22 بهمن امسال را شکستی برای جنبش می دانند ، رفتار حکومت در لشگر کشی و استفاده از تمام امکانات و توان نظامی ، نشان از قدرت و پیروزی جنبش دارد.به عبارت دیگر این حرکت نشان داد که خود حکومت هم از توان و قدرت جنبش آگاه است و برای مقابله با آن باید با تمام توان به مبارزه برخیزد.بنابراین حکومت به صورت ناخواسته قدرت و توان جنبش را به ما نشان داد.ترس خود را از این جنبش برای ما مشخص کرد و نقاط ضعف و قوت ما را به ما گوشزد کرد.به ما نمایاند که پیروزی درصورت استمرار و استقامت ما نزدیک است.مطمئن باشیم که اگر قدرت ما کم بود و از ما نمی ترسیدند، حکومت از تمام توان و قدرت و امکانات و نیروهای خود استفاده نمی کرد.




