يكي از موارد ويژهاي كه به مبارزه مسالمتآميز و فلسفه وجودي آن كمك ميكند، گسترش فوقالعاده تكنولوژي جديد خبررساني است.
برقآسا بودن، مركز گريز بودن و بالاخره شفاف بودن كه ازجمله ويژگيهاي اين تكنولوژي است، به مبارزان شيوههاي غيرقهرآميز ياري ميرساند. بيشك اين تكنولوژي در عين حال به نيروهاي اهريمني و سركوبگر نيز كمك ميكند. هم ميتواند به گسترش مبارزه قهرآميز كمك و هم ميتواند روشهاي غيرقهرآميز را تسريع كند. اما رهروان مبارزه مسالمتآميز كه حامي شفاف بودن، گفتوگو، روشنايي و مدنيت هستند، از اين ابزار به بهترين وجه ميتوانند بهره گيرند.
قدرتهاي مثبت و منفي
بهطور سمبليك ميتوان گفت قدرتهاي «منفي» همواره سرپوش گذاشتن روي حقيقت و خفاكاري را ترجيح ميدهند و قدرتهاي «مثبت» ارتباط و بيان و گشايش را. اگر به نزاع تاريخي ميان قدرتهاي منفي و مثبت، بد و خوب، نور و تاريكي، كه تاريخ كهن «مانيكهايستي» جهان را ميسازد، فكر كنيم، در مييابيم كه يك خصوصيت اصلي قدرتهاي منفي اكراه و سكوت است. عدم بيان، درونگرايي افراطي، مشكلات را به درون كشاندن و از بيان زنده و روشن آنها پرهيز كردن، بر سر مشكلات سرپوش گذاشتن و از همين طريق قطع رابطه كردن، خلاصه كردن آن به «گوشه زدن»، و بالاخره در حاشيه سخن گفتن و از بيان واضع عقايد طفره رفتن، اينها خصوصيات قدرتهاي «منفي» يا متمايل به آن است. قدرتهاي مثبت اما طرفدار رابطه و حامي بيان حقيقت هستند. به لاپوشاني كردن و كتمان حقيقت تن نميدهند. اهل مكالمه و مجادله و گفتوگو هستند، نه پشت هماندازي و حيلهگري.
از اين رو سانسور منفي است و تكنولوژي ارتباطات از ديدگاهي كلي، به آن دليل كه خبررساني، شفافيت و ارتباط را رواج ميدهد مثبت است. در هريك ميتوان لايه خوب يا خوبتر، بد يا بدتر را ديد. پس هيچيك از اين دو را نميتوان مطلق كرد. نظامي كه براساس قدرت منفي و تاريكي استوار شده است، تلاش خود را در قطع رابطه و سرپوش گذاشتن بر حقيقت ميگذارد. ديدهايم كه برخي گرايشها براي اثبات حقيقت خود، راههاي بيان آرا و نظرات طرف مقابل يعني مخالفان خود را قطع ميكند و امكانات خبررساني آن را از وي ميگيرد. حال آنكه درست برعكس، تكنولوژي جديد خبررساني اساسا قدرت مثبت است يعني ضميرش در گشايش و روشني جلوه ميكند (اگرچه از آن استفاده منفي هم ميتوان كرد و ميكنند). پديده اينترنت در عمل و در گسترش خود، از حوزه كنترل سازندگان و طراحهاي آن فراتر ميرود. سازندگان اينترنت تسلطي بر گسترش بعدي و اثراتي كه آن تكنولوژي بر تمامي جهان برجاي ميگذارد ندارند.
بايد به درستي نوشت پديده اينترنت از خاصيت و ماهيت نظام سرمايهداري ناشي ميشود كه آن نظام با وجود كجروي و ناعدالتي ماهوي و تاريخياش بر گشايش و رابطه استوار است يعني خود شرايط نقد خود را در چارچوب نظامش مهيا ميكند و اين را از جمله از طريق ارتباط انجام ميدهد. هرچه صنعت نوين و اقتصاد رقابتي گسترده شود گشايش اجتماعي و ارتباط جمعي در عمل وسعت مييابد. پس در مقابله با دشمن انحصارطلب، كه تمامي ابزارها و تكنولوژي ارتباطات را به دست گرفته، ما بايد به پرورش روحيه فردگرايي مثبت - با احترام به حقوق جمع- و به جمعگرايي آگاهانه، با احترام به حقوق فرد، بپردازيم. بايد امكانات مبارزه پيگير را از طريق گسترش تكنولوژي ارتباط مدرن گسترش دهيم. واضح است كه استفادههاي فراوان ديگري از اين تكنولوژي ميشود و بخشهاي متعدد جامعه هريك بهنفع خود از آن بهره ميگيرد. اين ابزار همچنين وسيله انتشار تفالههاي اجتماعي و خشونت و فساد هم ميشود. ليكن آزاديخواهان ميتوانند از خواص آن استفاده كنند.
برخي خصوصيات
تكنولوژي اطلاعرساني جديد با سازمانهاي خبررساني سنتي همچون رسانههاي رسمي و بنگاههاي خبررساني دولتي تفاوت دارد. كاركرد آنها حتي با بنگاههاي خبررساني عظيم غيردولتي در غرب چون CNN متفاوت است. خبررساني با روشهاي جديد غالبا با اينترنت عمل ميكند و از گوگل، يوتيوب، تويتر، فيسبوك و... بهره ميگيرد. چند مورد زير برخي خصوصيات اصلي تكنولوژي ارتباطات و خبررساني جديد را رقم ميزنند. اين تكنولوژي اصولا يك ويژگي اوليه دارد و آن ارزان بودن است و چون دستيابي به اين تكنولوژي يك هزينه هنگفت نميطلبد (و حتي هر سال ارزانتر ميشود)، پس آن پديدهاي همگاني است يعني هركس كم و بيش به راحتي ميتواند به آن دسترسي داشته باشد و نحوه كاركرد آن را بياموزد. از اينرو اين تكنولوژي پديدهاي تقريبا عمومي و كاركرد آن شايد (با اندكي تلاش) همهفهم است. پس ارزان بودن، همگاني بودن و همه فهم بودن ازجمله سه ويژگي اوليه تكنولوژي جديد ارتباطات است.
بهدليل سهولت نسبي كاركرد و ارزاني اين تكنولوژي، پس ميتوان ديد كه در تكامل اين روند، هر فرد آماتور كه يك تلفن دستي دارد خود يك خبرنگار است. از اين رو گويا مفهوم خبررساني و خبرنگار در عصر ما در حال تحول است.
اما ١١ ويژگي تكنولوژي جديد ارتباطات اينها هستند:
١- برقآسا بودن: برعكس تكنولوژي ارتباطات سنتي كه توسط سازمانهاي دولتي رسمي يا شركتهاي خبررساني بزرگ غيردولتي سازمان مييابد، تكنولوژي خبررساني جديد برقآسا است. هر تظاهرات و سخنراني و حادثهاي بدون فيلتر و بدون سانسور، بهطور برقآسا و فوري در شبكه بينالمللي خبررساني پخش ميشود (يا ميتواند بشود). بنابراين پديده خبر در اينجا بهطور آماتور ساخته ميشود، ليكن ميتواند بهطور همگاني و حتي رسمي پخش شود.
٢- گمنام بودن: خاصيت جهشي خبررساني جديد آنگونه است كه گاه شخص فرستنده و ارسالكننده خبر يا فيلم خبري ميتواند به راحتي تنها نقش يك رابط ساده را بازي كند. اين كاركرد تا آنجا ميتواند پيش رود كه گاه رساننده خبر از ميان حذف ميشود بنابراين در اينجا با نوعي گمنامي «خبرنگار» روبهرو هستيم.
در «يوتيوب» دهها هزار فيلم خبري وجود دارد كه سازندگان آن همواره گمنام ماندهاند.
٣- خودآفرين بودن: تكنولوژي جديد خبررساني خودآفرين است. به خلاقيتهاي فردي دامن ميزد و آن را تشويق ميكند. هيچ مركزي آن خلاقيتها و اكتشافات جديد را تأييد نميكند بلكه آن خلاقيتها گاه در زيرزمين خانهها، پستوخانهها، در شهرها و شهرستانهاي دوردست، در اتاقهاي دانشجويي ميتواند گسترش يابد و چهبسا مدلهاي تكنولوژيك جديدي را به بازار عرضه كند.
٤- فردگرا بودن: اين تكنولوژي شديدا فردگرا است و به فردگرايي دامن ميزند، اگرچه اساسا براي جمع ساخته ميشود. مگر نه اينكه اي- باي (E-Bay) و گوگل (Google) توسط يك يا دوتن بهطور خودآفرين و توسط جواناني به كلي ناشناخته، گمنام ولي خلاق و تيزهوش و فعال ايجاد شدند؟ ماجراي مايكروسافت چيزي پيش از اين نبود. در واقع در اينجا براي آفرينش و ايجاد خلاقيت نيازي به يك تلاش جمعي، اساسنامه و سازمان هماهنگكننده نيست بلكه بنياد آن آفرينش يك حركت فردي است. با اين حال همه چيز به جمع باز ميگردد و در نهايت جمع است كه بهره تكنولوژيك آن را ميبرد.
٥- مجازي بودن: در تكنولوژي جديد خبررساني حالتي فوقالعاده گسترده از مجازي بودن رشد ميكند. همه چيز در همه حالات، صورتي مجازي يعني غيرواقعي به خود ميگيرد. به عبارت ديگر «واقعي» و «واقعيت» نيز خود مجازي ميشود. ميشود جزئي از پديدهاي كه اكنون و تنها در اين لحظه واقعي است، ليكن لحظهاي بعدتر، غيرواقعي ميشود. در رابطه مجازي، جمع و فرد درهم ميآميزند و برقآسا بودن و مركزگريزي و حتي بيهويتي فضاي جديدي از هستي را برملا ميكنند.
٦- شبكهاي بودن: در اين تكنولوژي همه چيز در فضاي شبكه شكل ميگيرد. اقدامات غالبا فردي آغاز ميشوند ليكن به جمع باز ميگردند؛ از فرد به جمع و از كوچك به شبكه ميرسند. همين وضعيت از «جمع» معناي جديدي ميسازد. جمع ديگر افرادي باهويت نيستند بلكه «شبكه» است كه جمع را ميسازد. آن جمع درواقع هويتي روشن ندارد. چنانكه آمد، گاه اعضايش به كلي نامعلوم هستند. هيچكس به درستي نميداند كاركرد واقعي جمع در اينجا چگونه است. در جامعهشناسي «ديناميسم گروه» يك ديالكتيك نانوشتهاي را برمينمايد، با قوانيني گاه گنگ يا نامعلوم. برخي از آنها در جريان شکلگيري جمع قوام مييابند. همين امر منطق كاركرد شبكه را ميسازد.
٧- بيهويت بودن: در اينجا افراد تنها از طريق پيوست به «شبكه» هويت مييابند، ليكن هركس ميتواند همواره و در طول ساليان دراز بدون نام و هويت اصلي خود فعاليت كند و جزئي از شبكه باقي بماند. اين خصوصيت لزوما به آن معنا نيست كه افراد شبكه يا خالقان تيزهوش اين تكنولوژي خود افرادي بيهويت هستند بلكه به آن معنا است كه تكنولوژي مورد نظر اين خصوصيت ويژه را دارد كه آدمي ميتواند در عين فعاليت مداوم و گسترده در آن شبكه نام خود را همواره پنهان نگهدارد اما بيهويتي تنها در مخفي بودن يا قابليت اين سيستم در مخفي نگهداشتن اعضاي آن نيست. بيهويتي همچنين به آن معنا است كه از هنگام پيوست به شبكه، آنچه كمتر اهميت مييابد نه «فرد» كه شبكه، جمع و مجموعه اعضا است.
٨- بيمركز بودن: هيچ مركز ويژهاي تكنولوژي خبررساني جديد را هدايت نميكند. از آن رو كه برقآسا و فردگرا و خودآفرين است، پس ضدكنترل و بيمركز است. ويژگي خودآفريني آن طوري عمل ميكند كه گويي خالقان آن در گسترش بعدي اين تكنولوژي ميلي به حساب پس دادن به هيچ اتوريتهاي را ندارند.
٩- خارج از كنترل بودن: بيكنترل و بيمركز بودن در عين حال نوعي «بيبندوباري» را نيز ايجاد ميكند. از آنرو كه قاعده و اساسنامهاي موجود نيست، پس خارج از هيچ كنترل واحدي، هر كس كه قويتر و هوشمندتر و سريعتر باشد بهتر و زودتر پيش ميرود. هيچ قدرت فراملي يا ملي گسترش خبر را كنترل نميكند. اين تكنولوژي مركزگريز، پس ضدكنترل است. نه يك مركز كنترل دارد و نه كنترلپذير است. حوزه و پيكره فعاليتش بينهايت است و چون جهاني است، پس حتي از كنترل خالقانش نيز فراتر ميرود.
١٠- جهاني و غيربومي بودن: اين تكنولوژي در عمل غالبا بومي است، ليكن در كاركرد عميقا جهاني است. از اين رو تكنولوژي خبررساني جديد بومي را جهاني و جهاني را بومي ميكند. كشورها و ملتها و فرهنگهاي جهان را به هم متصل ميكند. دورافتادهترين مناطق را به كليت جهان ميكشاند. اگر فيلم يك اتفاق ساده در يك دهكوره ناشناخته در «يوتيوب» گذاشته شود، آن واقعه ديگر جهاني شده است. از اين رو، در مقطعي از رشد اين تكنولوژي جديد، مرز ميان «بومي و جهاني» در هم ميريزد. هويتها ادغام شده، و بيهويتي عين هويت ميشود.
١١- شفافگرا بودن: اين يكي مهمترين خصوصيت اين تكنولوژي است. شفافگرايي يك پديده ضدسانسور است. نظام بسته بر عدم شفافيت و عدم ارتباط استوار است. ليكن آنچه نظامهای سانسور را به چالش میکشد، تكنولوژي ارتباطات جديد است، زيرا آن ماهيتي ضدسانسور و شفافگرا دارد.
اشتباه نشود: اين تكنولوژي همانطور كه اشاره شد، ميتواند به سانسور نيز دامن بزند. به اهرمهاي دروغ و تاريكي كمك كند اما اين پديده در ماهيت اصلياش ضدسانسور است.
اگر ميگوييم ماهيت اين تكنولوژي ضدسانسور است، منظور آن است كه نيروهاي ضدسانسور و شفافگرا ميتوانند براي تحقق اهداف خود از آن تكنولوژي به بهترين وجه استفاده كنند. چراكه با اين تكنولوژي كمتر چيزي در «خفا» ميماند و بهترين امكان براي گشايش، براي آزادي افكار، خبررساني و ضدخفاكاري به دست ميآيد.
در شرايط تسلط، قدرت شفافگرا و نيز غيرقابل كنترل تكنولوژي خبررساني جديد، اگر از آن بهدرستي استفاده شود، ابعاد آزادي ملت را گسترش ميدهد.
در يك كلام امروز آنچه براي بيان شفاف كلام آزادي لازم است همين تكنولوژي خبررساني است، اگر از آن به درستي استفاده شود.
* فارغالتحصيل دانشگاه سوربن فرانسه و استاد فلسفه
و علوم سياسي در كانادا
منبع : روزنامه فرهيختگان




