یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۸:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تلألؤ چراغ دین

 

مجلس شب هفت آیت الله العظمی منتظری

 

 

مرکز نور و دانش، نیو جرسی

  شب عاشورا 1431، 5 دی 1388، 26 دسامبر 2009

 

چکیده: در حالی که برگزاری مراسم ترحیم و شب هفت و بزرگداشت آیت الله العظمی منتظری در ایران ممنوع اعلام شده بود ایرانیان مقیم آمریکا در مرکز نور و دانش نیوجرسی در مجلس سوگ این عالم آزاده اجتماع کردند. محسن کدیور از شاگردان این فقیه متأله در رثای استادش سخن گفت. او طی پنج بخش به ابعاد شخصیت و خدمات علمی آیت الله منتظری پرداخت.

 

در بخش اول با استناد به سه ارزش بنیادی علم، تقوا و جهاد در اسلام، منتظری را عالمی متقی و مجاهدی خستگی ناپذیر معرفی و محضر منتظری را جلسه بحث آزاد و نقادی علمی دانست. کدیور در دومین بخش آیت الله منتظری را حکیمی متأله در نگهبانی اندیشه اسلامی در برابر شبهات و اشکالات معاصر ترسیم کرد. شیوه منتظری نقد فکر همراه با احترام به متفکر بود. تشریح پیام تاریخی 11 دی ماه 1387 خطاب به حوزها، حکومت و روشنفکران و نواندیشان و قلم بدستان اوج دیدگاه منتظری در نقادی اندیشه معاصر بود. به نظر آیت الله منتظری اولا پیامبر (ص) علت قابلی وحی الهی بوده، ثانیا قول به علت فاعلی بودن ایشان بر خلاف فلسفه وعرفان اسلامی است، ثالثا وحی را محصول تجربه نبوی دانستن با ظواهر قرآن کریم و سنت نبوی ناسازگار است.

 

سومین بخش سخن کدیور به فقه آزادی بخش و اسلام سیاسی اختصاص داشت. کدیور با انتقاد از دو رویکرد افراطی "فقه یعنی تمام اسلام"  و رویکرد تفریطی "اسلام منهای فقاهت و شریعت"، منتظری را نماینده دیدگاه اعتدالی در اسلام شناسی معاصر دانست. از دید این فقیه بصیر راه برون رفت از مشکلات، حذف کردن فقه از صورت مسئله دین نیست، راهش متحول کردن فقه است، اجتهاد بصیر لازم است. در عین اینکه با کلید فقاهت نمی توان همه قفلها را باز می کرد. او بشدت با زیاده روی در منزلت علم فقه در جامعه مخالف بود.

 

منتظری نظریه پرداز اسلام سیاسی در زمان ما  بود. در اسلام سیاسی او رحمت، رضایت عمومی و عدالت محورهای اساسی را تشکیل می داد. فقه او را می توان به فقه آزادی بخش در برابر فقه استبدادی رسمی تعبیر کرد.

 

دیدگاهش درباره ولایت فقیه سه مرحله از تطور را پشت سر گذاشته است: ولایت انتصابی فقیه قبل از انقلاب، ولایت انتخابی مقیده فقیه اعلم  در دهه اول جمهوری اسلامی، و بالاخره نظارت عالیه فقیه اعلم در برابر دخالت جزئی در همه امور در دو دهه اخیر. در سه محور با استادش در نظریه ولایت فقیه اختلاف نظر جدی داشت: اول، انتخابی بودن رهبر بجای انتصابی بودن آن، دوم، تقید به قانون اساسی و شریعت در برابر ولایت مطلقه، سوم، حفظ نظام را وجوب مقدمی برای تحقق عدالت و ارزشهای انسانی و اسلامی می دانست نه اینکه برای آن موضوعیت قائل باشد.

 

کدیور در چهارمین بخش به جایگاه رفیع ایشان در زمینه حقوق بشر و حقوق انسان از آن حیث که انسان است و حقوق شهروندی همه مردم فارغ از دین وعقیده شان اشاره کرد. منتظری نخستین فقیه شیعی است که رساله ای مستقل در زمینه حقوق بشر نگاشت. و بالاخره بحث با رهبری معنوی جنبش سبز به پایان رفت. منتظری در سال 68 مظلومانه از قدرت رسمی عزل شد، اما در نهایت با انتخاب آزادانه و آگاهانه ایرانیان در اوج عزت به عنوان رهبر معنوی جنبش اعتراضی ملت ایران دارفانی را وداع گفت. پیام منتظری از زبان شاگردش پاکسازی جمهوری اسلامی از ولایت جائر با تکیه بر ظرفیتهای قانون اساسی است. کدیور منتظری را تلألؤ چراغ دین در دوران ما با ترکیبی از رحمت نبوی، عدالت علوی و آزادگی حسینی معرفی کرد.

 

***

 

"مِنَ المُؤمِنینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللهَ عَلَیهِ فَمِنهُم مَن قَضَی نَحبَهُ وَ مِنهُم مَن یَنتَظِر وَ ما بَدَّلوُا تَبدِیلاً "

از میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادند، بعضی پیمان خود را به آخر بردند و برخی از آنها در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عقیده خود ندادند. (احزاب 23)

 

در شب عاشورا به مجلس بزرگداشت کسی آمده ایم که در خانه خودش امکان برگزاری مراسم ترحیم برایش نیست، واین طنز روزگار است. حسین علی منتظری که هم حسین بود وهم علی وهم منتظر فرج و ظهور، خانه ای ساخت، اما در خانه خود، ایران با همه بزرگیش امروز دوست داران و فرزندانش اجازه برگزاری مراسم ترحیم او را ندارند. بگذارید مصیبت آخر جلسه را اول بخوانم.

 

فرزند برومندش احمد منتظری می گفت: وقتی از مراسم تدفین پیکر پاک این عالم ربانی فارغ شدیم و از صحن حضرت معصومه روانه مسجد اعظم شدیم ، صاحب عزا را راه ندادند وعلیه مرجع تازه درگذشته شعار می دادند. این است ادب قدرت در مقابل کسی که برای ایران، اسلام، تشیع و انسانیت زجرها و زحمتها کشید و با عزت ازدنیا رفت. چه باک؟ وقتی امام حسن بن علی (ع) را در مجلس تشیع جنازه اش دشنام می دادند و به تابوت سبط اکبر سنگ پرتاب کردند، بگذارید در تاریخ بنویسند که در شب ترحیم دومین معمار جمهوری اسلامی مأموران بدنام حکومتی به بیتش حمله کردند و با سنگ شیشه های دفتر او را شکستند وفرزندان ونوه هایش تا صبح لرزیدند. در مجلس عزای اعلم مراجع تقلید شیعه آمده ایم. رسم ما ایرانیان است که قدرشناس باشیم ، بخصوص آنها که برای ما زحمت کشیده اند ،آنها که اهل علم و تقوا و جهاد بودند.

 

در این مجال به پنج مطلب اشاره خواهم شد. ابتدا در فضیلت علم، تقوا و جهاد استاد سخن خواهم گفت، در مرتبه دوم اندیشه ورزی حکیمانه و متألهانه معظم له تحلیل خواهم شد، در سومین بخش فقه آزادی بخش و اسلام سیاسی تشریح خواهد شد، بخش چهارم بحث به نظریه بدیع ایشان در زمینه حقوق بشر اختصاص دارد و بالاخره در پنجمین و آخرین بخش به رهبری معنوی جنبش سبز خواهم پرداخت.

 

·         یک. عالم متقی مجاهد

 

در مکتب اسلام ارزش آدمیان برسه محور ارزیابی می شود:

 

اول، دانش و علم. "یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات" (احزاب 33) خداوند از میان شما مومنان و آنان را که دانش داده است، درجاتی برکشیده است. خداوند به قلم و آنچه نوشته می شود سوگند خورده است "ن والقلم وما یسطرون" (قلم 1)؛ و مرکب دوات دانشمندان بر خون شهیدان برتری دارد.

 

دوم، تقوا و پرهیزکاری و خداترسی، "ان اکرم عند الله اتقیکم" (حجرات 13) ارجمندترین شما نزد خداوند پرهیزکارترین شماست.

 

سوم، جهاد و از جان گذشتگی در راه خدا، "فضل الله المجاهدین علی القاعدین اجراًَعظیما" (نساء 95) خداوند مجاهدان را بر خانه نشینان به پاداش فراوانی برتری بخشیده است. 

 

حسین علی منتظری نجف آبادی تجسم این سه ارزش اسلام و قرآنی بود. تجسم علم، مجسمه تقوا وعصاره جهاد بود.

 

محضر منتظری جلسه بحث آزاد و نقادی علمی

از علمش بگویم؟ چه کسی را در این کره خاک سراغ دارید که به اندازه منتظری در حوزه معارف اسلامی بشناسد و بداند؟ در میان عالمان فراوان، مدتها کوشیدم تا توانستم استادی را پیدا کنم، که به شاگردی ایشان افتخار کنم. افرادی تذکر دادند: چرا برای منتظری نامه می نویسی و از وی استفتاء می کنی؟ خودت بنویس. گفتم ما در مکتبی درس خوانده ایم که تا بزرگ و ولی نعمتمان زنده است، کهتران سخن نگویند، بگذار سخن حق از دهان استاد درآید که من هرچه در فقه دارم از محضر او دارم، اگر بر زبان شاگرد سخنی راست در آید، از استادش است. مجلس درس افراد فراوانی رفتم ، کسانی که خود را "آیت الله فی الارضین" می خواندند، اما هیچ کدام به دلم ننشست ؛ وقتی به در خانه او رفتم، خانه ای که درش همیشه برای همگان باز بود و حاجب و دربان نداشت، آنقدرساده می گفت که هرکسی می فهمید، اما آنقدر عمیق بود که مدتها می باید فکر می کردی تا بفهمی که چه گفت، رحل اقامت در محضر او افکندم، نه یک سال ونه دوسال، افزون از ده سال، من پدرم روحانی، کسی که زندگی معنویم را به او مدیونم را از دست دادم.

 

تا همین اواخر وقتی به محضرش می رفتم، ماهها مطالعه می کردم، نکته ای می یافتم برای بهره گیری به محضر استاد می شتافتم، با ایشان بحث می کردم و معظم له اجازه بحث می داد، می گفتم من به اینجا رسیده ام خلاف نظر شما، ایشان با صبوری گوش می کردند، اشکال را پاسخ می گفتند، گاه شاگرد نمی پذ یرفت ودوباره اشکال می کرد، گاهی ساعتی به طول می انجامید. وقتی تابستانها در روستای خاوه بود، هفتاد کیلوم

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات