شهادت امام حسن بن علی العسگری(ع) زندانی تبعیدی و محصور، به محضر بقیت الله الاعظم حجت بن الحسن العسگری(عج) و عموم عاشقان خاندان عصمت(ع)، خاصه بر رهروان راه آزادی تسلیت باد.
تاریخ پیشوایان شیعه پر از فراز و فرود است. تاریخی بسیار حساس و پیچیده که اگر خوب شناخته نشود گاه در آن تناقضاتی رخ می نماید که برای خواننده و تحلیل گر دشواری هایی را فراهم می سازد وممکن است به بیراهه رود.
برای شناخت این تاریخ سیر زندگی سیاسی امامان شیعه(ع) از آغاز ( یعنی از دوره اول مظلوم عالم، علی بن ابیطالب(ع) تا خاتمشان مهدی موعود -عج-) باید مورد ارزیابی قرار گیرد؛ تا روشن شود که هریک از آن بزرگواران در چه شرایطی زیست می کردند، با چه موانع و خطراتی روبرو بوده اند، تاکتیک های هریک در انجام وظیفه، ادامه راه هدایت انسان ها، پاسداری و تبلیغ دین خدا، رساندن حقایق به مردم، بیان مفاسد و ستم های دستگاه جبار زمان، چگونه بوده است؟
پس از ماجرای ولایتعهدی علی بن موسی الرضا(ع) و نیرو گرفتن علویان در سایه این موقعیت سیاسی امام(ع)، ولو برای مدت کوتاهی؛ که همین امر سبب حرکت و سیر بخش زیادی از علویان به سرزمین ایران و به سوی خراسان گردید، دستگاه خلافت عباسی که تدبیری دیگر اندیشیده بود نتیجه ای بر خلاف آن دریافت کرد. از این رو سیاست عباسیان از این تاریخ به بعد تغییر می کند و به سیاستی در جهت حذف، حصر، زندانی کردن و سخت گرفتن بر علویان و به ویژه امامان شیعه(ع) تبدیل می گردد.
هرسه امام پس از علی بن موسی الرضا(ع) (یعنی امام جواد، امام هادی و امام عسگری "علیهم السلام") تحت فشار شدید دستگاه خلافت عباسی قرار گرفتند به گونه ای که یا در زندان به سر می بردند و یا تحت محاصره شدید امنیتی در منزل خود بودند. دسترسی به امامان پس از علی بن موسی الرضا(ع) بسیار مشکل بود. شیعیان و اصحاب خاص آنان در قالب افراد فروشنده دوره گرد خودرا به درب خانه می رساندند تا بتوانند دستوری و رهنمودی دریافت کنند.
کوتاهی عمر این سه امام بزرگوار حاکی از تلاش دستگاه عباسی برای حذف امامان شیعه می باشد. امام جواد(ع) در سن 25 سالگی و امام هادی(ع) در سن 41 سالگی و امام عسگری(ع) در سن 28 سالگی به شهادت می رسند. غیبت حضرت ولی عصر(عج) هم یکی از راههای مقابله با دسیسه های عباسیان برای ازبین بردن آن حضرت و خاموش کردن نور خدا درزمین بود!
بر اساس آن چه که در بالا یاد آوری شد، تشدید فشار و سخت گیری در مورد امام عسگری(ع) فوق العاده بود. از هر سو ایشان را تحت كنترل و نظارت داشتند. عباسیان به قدرى از نفوذ و موقعيت مهم اجتماعى امام نگران بودند كه از امام خواسته بودند هر هفته روزهاى دوشنبه و پنجشنبه خود را به دربار معرفی کند( کاری که برای کنترل تبعیدیان صورت می گیرد!). دربار عباسى به قدرى وحشت داشت كه به اين مقدار كفايت نكرد، بلكه «معتز» امام را بازداشت و زندانى كرد و حتى به «سعيد حاجب» دستور داد امام را به سمت كوفه حركت داده و در راه او را به قتل برساند، ولى پس از سه روز، تركان، خود او را به هلاكت رساندند.
اما این همه سبب نشد که امامان ما از جامعه خویش و سازماندهی علویان و شیعیان در آن شرایط سخت غافل باشند. در این قسمت به نمونه هایی از تلاش های امام عسگری (ع) در جهت سازماندهی علویان و شیعیان و رساندن حقایق و معارف به آنان اشاره می کنم؛ تا درسی برای همه آزادگان جهان و به ویژه ما شیعیان باشد که در شرایط سخت و بحرانی از تکلیف و وظیفه ای که در برابر جامعه خویش داریم غافل نمانیم و گوشه عافیت سکون و سکوت را اختیار نکنیم.
1- کوشش های علمی و معرفتی: از وظایف مهم امامان شیعه كوشش هاى علمى در دفاع از آيين اسلام و رد اشكال ها و شبهه های مخالفان، و نيز تبيين انديشه صحيح اسلامى است. دستگاه اموی و پس از آن دستگاه عباسی تلاش زیادی را صرف ایجاد انحراف در اعتقادات و معارف الهی کردند. اما همواره این ائمه شیعه(ع) بودند که با تربیت شاگردان و بیان حقایق، معارف دینی را از دستخوش تحریف، غلو ، افراط و تفریط حفظ کردند. نهضت علمی و معرفتی ائمه(ع) امری نیست که قابل انکار و یا تردید باشد.
2- ايجاد شبكه ارتباطى با شيعيان مناطق مختلف از طريق تعيين نمايندگان و اعزام پيك ها و ارسال پيام ها: در زمان امام عسكرى(عليه السلام) تشيع در مناطق مختلف و شهرهاى متعددى گسترش و شيعيان در نقاط فراوانى تمركز يافته بودند. شهرها و مناطقى مانند: كوفه، بغداد، نيشابور، قم، آبه (آوه) ، مدائن، خراسان، يمن، رى، آذربايجان، سامراء، جرجان و بصره از پايگاه هاى شيعيان به شمار مىرفتند. در ميان اين مناطق، به دلائلى، سامراء، كوفه، بغداد، قم و نيشابور از اهميت ويژهاى برخوردار بودند. گستردگى و پراكندگى مراكز تجمع شيعيان، وجود سازمان ارتباطى منظمى را ايجاب مىكرد تا پيوند شيعيان را با حوزه امامت از يك سو، و ارتباط آنان را با همديگر از سوى دوم برقرار سازد، و از اين رهگذر، آنان را از نظر دينى و سياسى رهبرى و سازماندهى كند. اين نياز، از زمان امام نهم احساس مىشد. این شبكه ارتباطى وكالت و نصب نمايندگان در مناطق گوناگون، به منظور برقرارى چنين سيستمى، از همان زمان به مورد اجراگذاشته مىشد.
اين برنامه در زمان امام عسكرى(عليه السلام) نيز تعقيب گرديد. به گواهى اسناد و شواهد تاريخى، امام عسكرى(عليه السلام) نمايندگانى از ميان چهرههاى درخشان و شخصيت هاى برجسته شيعيان، برگزيده، در مناطق متعدد منصوب كرده و با آنان در ارتباط بود و از اين طريق پيروان تشيع را در همه مناطق زير نظر داشت. از ميان اين نمايندگان، مىتوان از «ابراهيم بن عبده» نماينده امام در «نيشابور» ياد كرد. امام طى نامه مفصلى خطاب به «اسحاق بن اسماعيل» و شيعيان نيشابور، پس از توضيح نقش امامت در هدايت امت اسلامى، تشريح ضرورت و اهميت پيروى از امامان و هشدار از سرپيچى از فرمان امام نوشت:«... اى اسحاق! تو فرستاده من نزد ابراهيم بن عبده هستى تا وى به آن چه من در نامهاى كه توسط محمد موسى نيشابورى فرستادهام عمل كند. تو و همه كسانى كه در شهر تو هستند موظفيد بر اساس نامه مزبور عمل كنيد.
ابراهيم بن عبده اين نامه مرا براى همه بخواند تا جاى سؤال و ابهامى باقى نماند... درود و رحمت فراوان خدا بر ابراهيم بن عبده و بر تو و همه پيروان ما باد! همه كسانى كه از پيروان من و از مردم شهر بتوانند اين نامه را بخوانند و كسانى كه در آن ناحيه از حق منحرف نشدهاند، بايد حقوق مالى ما را به ابراهيم بن عبده بپردازند و او نيز بايد آن را به «رازى»يا به كسى كه وى معرفى مىكند، تحويل بدهد، و اين دستور من است.... » از اين نامه، علاوه بر موضوع جمع آورى وجوه مالى شيعيان كه اهميت بسزايى در تقويت و تحكيم وضع اقتصادى جبهه تشيع داشت، استفاده مىشود كه نمايندگان امام داراى سلسله مراتبى بودند و حوزه فعاليت هر كدام از آنان مشخص بود و وجوه جمع آورى شده مىبايست در نهايت به دست وكيل اصلى برسد و او به امام(ع) برساند.
امام، گويا براى تقويت و تثبيت موقعيت ابراهيم بن عبده و نيز براى روشن ساختن شعاع حوزه فعاليت او، طى نامهاى به «عبد الله بن حمدويه بيهقى» چنين نوشت:« من ابراهيم بن عبده را براى دريافتحقوق مالى آن سامان و ناحيه شما منصوب كردم و او را وكيل امين و مورد اعتماد خويش نزد پيروان خود قرار دادم. تقوا در پيش گيريد و مراقب باشيد و وجوه مالى واجب را بپردازيد كه هيچ كس در ترك يا تاخير پرداخت آن معذور نيست». گويا برخى از شيعيان در مورد اصالتخط و نامه امام درباره ابراهيم ايجاد شبهه و ترديد كرده احتمال داده بودند كه مجعول باشد، ازاين رو امام طى نامه جداگانهاى نوشت:« نامهاى كه درباره وكالت ابراهيم از ناحيه من جهت دريافتحقوق مالى مربوط به من از شيعيان آن منطقه رسيده، به خط خود من است».
يكى ديگر از نمايندگان امام «احمد بن اسحاق بن عبد الله قمى اشعرى» از ياران خاص امام و از شخصيت هاى بزرگ شيعى در قم بود. بعضى از دانشمندان علم رجال، از او به عنوان رابط بين قمي ها و امام و ازجمله اصحاب خاص آن حضرت ياد كردهاند. اما دانشمندان ديگر، او را وكيل و نماينده امام دانستهاند. از روايتى در «بحار الانوار» استفاده مىشود كه او نماينده امام در موقوفات قم بوده است.
محمد بن جرير طبرى مىنويسد:« احمد بن اسحاق قمى اشعرى، استاد شيخ صدوق، نماينده امام ابو محمد عسكرى(ع) بود. وقتى كه آن حضرت در گذشت، وكالتحضرت صاحب الزمان (عج)را به عهده گرفت. از طرف حضرت نامههايى خطاب به او صادر مىشد، و او وجوه و حقوق مالى قم و اطراف آن را گرد آورى نموده و به امام مىرساند. احمد بن اسحاق صد و شصت كيسه طلا و نقره را كه از شيعيان قم گرفته بود، به امام تسليم كرد.»
«ابراهيم بن مهزيار» اهوازى، يكى ديگر از وكلاى امام بود. اموالى از بيت المال نزد او جمعآورى شده بود و موفق نشده بود به حضرت عسكرى(ع) تحويل دهد. پس از شهادت امام، هنگامى كه ابراهيم بيمار شد، به فرزندش محمد وصيت كرد كه آن اموال را به محضر حضرت صاحب الزمان(عج) برساند. او نيز اين ماموريت را انجام داد و به جاى پدرش به نمايندگى امام دوازدهم منصوب گرديد. در راس سلسله مراتب وكلاى امام، «محمد بن عثمان عمرى» قرار داشت كه وكلاى ديگر، به وسيله او با امام در ارتباط بودند. آنان نوعا اموال و وجوه جمعآورى شده را به وى تحويل مىدادند و او به محضر امام مىرساند.
پيكها و نامهها
علاوه بر شبكه ارتباطى وكالت، امام از طريق اعزام پيك ها نيز با شيعيان و پيروان خود ارتباط برقرار مىساخت و از اين رهگذر مشكلات آنان را برطرف مىكرد. در اين زمينه، به عنوان نمونه، مىتوان از فعاليت هاى «ابو الاديان» يكى از نزديك ترين ياران امام ياد كرد. او نامهها و پيام هاى امام را به پيروان آن حضرت مىرساند، و متقابلا نامهها، سؤال ها، مشكلات، خمس و ديگر وجوه ارسالى شيعيان را دريافت نموده و در سامراء به محضر امام عسكرى(ع) مىرساند.
گذشته از پيك ها، امام از طريق مكاتبه نيز با شيعيان ارتباط برقرار مىساخت و از اين رهگذر آنان را زير چتر هدايتخويش قرار مىداد. از جمله نامهاى كه امام به «ابن بابويه» نوشته که در جهت تقويت و توجيه سياسى عناصر مهم شيعه می باشد. از اين گذشته، امام دو نامه به شيعيان قم و آبه (آوه) نوشته است كه متن آن ها در كتاب هاى ما مضبوط است. نامههاى ديگرى نيز به مناسبت هاى ديگر از امام در دست است. بر اساس روايتى، امام عسكرى(ع) اندكى پيش از رحلت، نامههاى فراوانى به مردم مدينه نوشت.
3- فعاليت هاى سرى سياسى علیرغم تمامى كنترل ها و مراقبت هاى حكومت عباسی: در این راستا امام(ع) ضمن حفظ شرایط امنیتی برای خود و شیعیانش، آنان را از آن چه که در جامعه و اطرافشان می گذشت به هر وسیله ای آگاه می ساخت. «داود بن اسود» خدمتگذار امام كه مامور هيزم كشى و گرم كردن حمام خانه حضرت امام عسكرى(ع) بود، مىگويد: روزى امام مرا خواست و چوب مدور و بلند و كلفتى مانند پايه در به من داد و فرمود:« اين چوب را بگير و نزد "عثمان بن سعيد" ببر و به او بده.» من چوب را گرفته روانه شدم. در راه به يك نفر سقا برخوردم. قاطر او راه مرا بست. سقا از من خواستحيوان را كنار بزنم. من چوب را بلند كردم و به قاطر زدم. چوب شكست و من وقتى محل شكستگى آن را نگاه كردم، چشمم به نامههايى افتاد كه در داخل چوب بوده است! بسرعت چوب را زير بغل گرفته و برگشتم و سقا مرا به باد فحش و ناسزا گرفت....
وقتى به در خانه امام رسيدم، «عيسى» خدمتگزار امام كنار در به استقبالم آمد و گفت: آقا و سرورت مىگويد: چرا قاطر را زدى و چوب را شكستى؟ . گفتم: نمىدانستم داخل چوب چيست؟ . امام فرمود:« چرا كارى مىكنى كه مجبور به عذر خواهى شوى؟ مبادا بعد از اين چنين كارى كنى، اگر شنيدى كسى به ما ناسزا (هم) مىگويد، راه خود را بگير و برو و با او مشاجره نكن. ما، در شهر بد و ديار بدى به سر مىبريم، تو فقط كار خود را بكن و بدان گزارش كارهايتبه ما مىرسد.»
اين قضيه نشان مىدهد كه امام، اسناد، نامهها و نوشتههايى را كه سرى بوده، در ميان چوب، جاسازى كرده و براى «عثمان بن سعيد» كه شخص بسيار مورد اعتماد و راز دارى بوده، فرستاده بوده و اين كار را به عهده مامور حمام كه كارش هيزم آوردن و چوب شكستن و امثال اين ها بوده و طبعا سوء ظن كسى را جلب نمىكرده واگذار كرده است، ولى بر اثر بىاحتياطى او، نزديك بوده اين راز فاش شود!
4- حمايت و پشتيبانى مالى از شيعيان، بويژه ياران خاص خود: اهتمام امام به گرد آوری وجوهات از طریق نمایندگان مخصوص و منصوبش، حاکی از سازماندهی منظم اداری و مالی شیعیان و علویان دارد. طبیعتا این همه و جوهات را امام برای اداره این مجموعه می خواسته است و گرنه با آن شرایط دشوار و کنترل های شدید دستگاه عباسی ریسک بسیار خطرناکی است که این همه اموال در یک جا جمع شود. مگر آن که مورد مصرف آن بسیار اهمیت داشته باشد.
5- تقويت و توجيه سياسى رجال و عناصر مهم شيعه در برابر مشكلات: از کارهای بسیار دشوار در شرایط سخت و تحت فشار، توجیه نیروها و رساندن تحلیل های درست به آنان برای حفظ مواضع و نگهداشتن اسرار و پایداری بر آرمان ها است. یک رهبر سیاستمدار و کار آزموده در شرایط بحرانی، راه های مناسبی برای ارتباط با عناصر اولیه سازمان و از کانال آن ها با سایر اعضای سازمان، به دست می آورد؛ تا سازمانش از هم نپاشد. ما این مهم را در طول تاریخ شیعه مشاهده می کنیم. واقعا جای بسی شگفتی است که با این همه دسیسه، شکنجه ، گرفتن و کشتن، این شبکه و سازمان اجتماعی سیاسی شیعه در طول دوران های سخت توانسته است به حیات خود ادامه دهد!! این نمی تواند بشود! مگر با درایت، دور اتدیشی، کیاست، و سیاست پیشوایانی که به جز خدا و انجام وظیفه الهی چیزی را نمی دیدند، و در این راه از هیچ چیز هراسی نداشتند.
6- آمادهسازى شيعيان براى دوران غيبت فرزند خود امام دوازدهم(عج): غیبت یکی از دشوارترین تاکتیک های فراراه شیعیان بود. در این دوران ( چه غیبت صغرا و چه غیبت کبرا) تردیدها، شبهه ها، اشکال ها، و ایرادات فراوانی بر مکتب و مرام شیعه و اهل بیت(ع) وارد ساختند. از انکار تا تمسخر و تهدید و تخریب و اهانت، چیزی فرو گذار نکردند. اما امام عسگری(ع) که همه این موارد را پیش بینی می کرد. شیعیان خودرا برای این دوران دشوار آماده کرد. بارها و بارها این امر را تذکر داد و آن را یکی از رموز الهی یاد کرد.
به فرموده برخی از بزرگان اصولا دوران سه امام جواد، هادی، عسگری(ع) که در حصر وزندان و دور از دسترس مردم قرار داشتند؛ دورانی برای آماده سازی شیعه جهت غیبت و انتظار بوده است.
آری این گوشه ای از زندگی سراسر سختی و درعین حال بسیار سیاسی امام عسگری(ع) بود که تقدیم محضر عاشقان مکتب و مرامش گردید، تا چراغ راهی در کوره راه های زندگی ما شیعیان باشد.
نهایتا امام در بامداد روز هشتم ربيع الاول سال 260 هجری قمری،دار فانی را وداع کرد و به اجداد طاهرینش پیوست. امامت را به فرزند برمندش ذخیرت الله و بقیت الله سپرد و ما را در انتظار رویت خورشید عالمتابش حضرت مهدی (عج) قرارداد. اللهم ارنا الطلعه الرشیده.آمین.
با بهره گیری از کتاب:« سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی.»
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




