پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
گردهمایی تنها در قبرستان مجوز نمی خواهد
امروز قرار است برگ دیگری بر دفتر جنبش سبز ایرانیان رقم بخورد، موسوی و کروبی یاران را به حضوری سبز در قطعه 257 دعوت کرده اند که به یاد همه شهدای شنبه خونین و همه آنها که نام ایران و ایرانی را پرآوازه کردند،  ادای احترام کنند.  

 شبکه جنبش راه سبز (جرس): وقتی به سنگ تراشان سفارش می دهی نامی را بر قطعه سنگی حک کنند، آنها دوست دارند بدانند، نام که را باید حک کنند، تاریخ تولد و وفات او را بدانند، چرا مرده و چه شعری باید زیر نام او حک کنند تا دیگران با خواندن آن روح و جان شان تسلی یابد. این بخشی از کار روزانه هر سنگ تراشی است که کنار هر آرامگاهی بساطی پهن کرده است، اما سنگ تراشان بهشت زهرا چهل روزی است اینها را نمی پرسند، سنگ ها را حک می کنند به نام آنانی که این روزها، نامشان و یادشان پررنگ تر از همیشه در میان مان جاری است.

 

برای بازماندگان شهدای سبز ایران، این بار این شعر و مدح و ثنا نیست که تسلی بخش است. تسلی آنها صدای الله اکبری است که شب هنگام می شنوند و حضور سبزی است که همه جا آن را لمس می کنند. امروز قرار است برگ دیگری بر دفتر جنبش سبز ایرانیان رقم بخورد، موسوی و کروبی یاران را به حضوری سبز در قطعه 257 دعوت کرده اند که به یاد همه شهدای شنبه خونین و همه آنها که نام ایران و ایرانی را پرآوازه کردند،  ادای احترام کنند. امروز گردهمایی یاران دبستانی ساعت 4 عصر برپاست تا همه با هم سرود آزادی سر دهند.

 

امروز شاید قطعه ای آن طرف تر یار دیگری به مهمانی ندا آید، چراکه این روزها قطعه های بهشت زهرا زودتر از همیشه پر میشود. هنوز نامی را از ذهن نگذرانده ایم که نام دیگری می آید. اما ندای همه اینها، ندای آزادی وطنی است که سالهاست به اسارت گرفته شده است. آنها که می پنداشتند این زندانی فریاد رسی ندارد حالا مانده اند که با صدای غرش فرزندان این وطن چه کنند؟ آنها مصلی را به اسارت گرفته اند، پارک ها را در تصرف دارند، خیابانها را اشغال کرده اند ولی اینها کافی نیست، خون ندا، اشکان، کامران، محمد، محسن، ترانه و همه آنها که جان شان را در طبق اخلاص گذاشتند، راه را به مردم نشان داده اند.

 

این صدا خاموش شدنی نیست تا حصار زندان را بشکند. با پول این ملت برای خود مصلی ساخته اند، در طول سال هر آنچه می خواهند با آن می کنند ولی آن را برای برگزاری یک جلسه دو ساعته با شعار سکوت هم به صاحبانش نمی دهند. سهم مردم را زندان و قبرستان فرض گرفته اند اما نمی فهمند که صدای این مردم، از زندان و قبرستان نیز بلند تر از بلندگوهای مساجد و منابر به غصب گرفته شان شنیده می شود.

 

موسوی و کروبی حالا در کنار مردم در بهشت زهرا حاضر می شوند، بر بالین ندا فاتحه خواهند خواند، اینجا مجوز و مرحمت و رافت نمی خواهد، همانگونه که مدیرکل سیاسی وزارت کشور گفته، سابقه نداشته است کسی برای برگزاری مجلس ترحیم از وزارت کشور مجوز تقاضا کند. اینها این را خوب می دانند که ترحیم مجوز نمی خواهد اما با در بسته مصلی چه کنند. مردم را به مشقت دادن، عادت شماست، آنها را در گرمای سوزان تابستان به بهشت زهرا روانه می کنید ولی آنکه خواهد سوخت و لرزید، آنان اند که حتی از عزای مردم در هراس اند.

 

مردم را کشتید، بر آنها شکنجه رو داشتید، بر بدن رنجورشان رحم نکردید تا چند صباحی بیشتر این وطن را در اسارت نگه دارید ولی اینجا را نخوانده بودید که با ستم نمی توان حکومت فرعونی را نگه داشت. امروز مادران ندا، سهراب، اشکان و ... در این گردهم آیی میزبانند. آنها یاران دبستانی بچه هایشان را گرد خود می بینند و با هم نغمه آزادی و عدالت سر خواهند داد اما آنکه باید بر خود بلرزد و قشون به سمت مصلی روانه کند شمائید. مردم امروز آرام با شاخه گلی به بهشت زهرا می روند و شما باید تفنگ بدست، لرزان به مصلی بروید. مردم را داغدار کردید ولی به خود نگاه کنید، تا ببینید کدامیک به ماتم زده می مانید. به نامه مادر سهراب، پروین فهیمی، نگاه کنید که گفته امروز در مراسم چهلم ندا شرکت می کند، شعری که با آن نامه اش را آغاز کرده بخوانید:


بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورد روزگار

دگر عضوها را نماند قرار

 

مردم خود را و هم را یافته اند، با هم اند و با هم وطن را آزاد می کنند. شما هنوز آنها را بیگانه می خوانید، ندا را هنرپیشه خواندید، قتل او را شخصی کردید و از قبل طراحی شده دانستید. بر مادرش رحم نکردید که چگونه می تواند این حرفها را تاب آورد. اما ندا همانطور که مادرش در دیدار با مهدی کروبی گفته مثل همه جوانانی بود که علاقمند به سرنوشت کشورشان هستند، به سرنوشت ایران علاقمند بود، او هم به نتایج انتخابات اعتراض داشت. ندا هم مثل سهراب و کامران و محسن هر روز در راهپیمایی ها شرکت می کرد اما شما این حضور را برنتافتید، صدایش را نخواستید بشنوید و ترجیح دادید این صدا را خاموش کنید. شما حالا مانده اید با صداهایی که خاموش شدنی نیست.

 

جنبش سبز به حرکت درآمده است، نماز جمعه را از شما پس گرفت، مصلی را هم پس خواهد گرفت، بر نشنیدن صدای مردم اصرار دارید ولی این صدا آنقدر گوش شما را آزار خواهد داد تا بشنوید. به همین دلیل است که شماری اعلام کرده اند امروز بعد از بهشت زهرا یه مصلی هم خواهند آمد و بعد از آن بر پشت بام خانه ها، صدای الله اکبرشان را بلند تر از هر شب فریاد خواهند کشید. 

ارسال به :