یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۸:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ما و اثر محیط اجتماعی

 

((بيشتر مردم از احتياج به همرنگ بودن كه در ايشان وجود دارد آگاه نيستند.آنان در اين پندار به سر ميبرند كه طبق عقايد وتمايلات خود رفتار ميكنند.گمان ميكنند كه با ديگران فرق دارند و بر اثر تفكر شخصي به عقايدي رسيده‏اند كه مختص خودشان است.در صورتي كه عقايد آنها واقعا همان است كه اكثريت از آن پيروي ميكنند.)) (بخشي از كتاب هنر عشق ورزيدن اثر اريك فروم)

 

به احتمال زياد در تجربيات شخصي خودمان با اين مورد مواجه شده‏ايم،يا اين كه در رفتار و گفتار ديگران به آن برخورده‏ايم.احساسي كه به نظر مي‏رسد كه كم يا زياد در همه افراد وجود دارد.علاوه بر افراد در گروهها نيز اين حالت وجود دارد؛اين كه گفته مي‏شود:ما درست فكر مي‏كنيم،ما از هيچ گروه ديگري تاثير نپذيرفته‏ايم و ديگران اشتباه فكر ميكنند و ...

 

اصل موضوع در مورد تاثير پذيري از محيط اجتماعی اطراف است و اين كه اين تاثير پذيري بر روي افراد و گروهها چگونه است و تا چه اندازه وجود دارد و به چه مقدار مفيد و چه موقع مضر است.

 

تاثير پذيري مي‏تواند آگاهانه يا به صورت ناخودآگاه باشد.در اين مقايسه،انتخاب درست تاثير پذيري آگاهانه است و تاثير پذيري آگاهانه از طريق ((تفكر انتقادي)) ميسر خواهد بود.تفكر انتقادي به معني اين كه هر موردي را كه محيط به ما ارائه ميدهد،بدون دليل نپذيرفتن و يا تسليم نبودن در برابر محيط.با وجود اين نوع تفكر،حتي اگر فرد در محيطي باشد كه تنوع افكار و آراء وجود نداشته باشد،ميتواند برخوردي منطقي‏تر و اثرپذيري مناسب و مثبت داشته باشد.حالت ديگر زماني است كه اين نوع تفكر وجود دارد و نوع محيط نيز محيط آزاد و متنوع از نظر افكار و عقايد باشد.در اين صورت فرد فرصت بيشتري خواهد داشت تا از بين انواع مختلف و با تجزيه و تحليل آنها به بهترين سطح اعتقادي و تفكر دست يابد.

 

در صورت نبودن تفكر انتقادي شرايط به گونه‏اي ديگر است.در اين مورد در صورتي كه فرد در محيط تك صدايي و بدون تنوع افكار باشد،به آساني همه آن چيزي را كه محيط به او ارائه ميدهد، ميپذيرد و چون اين مورد تنها تفكر و عقيده‏اي است كه فرد با آن برخورد داشته است آن را به عنوان حقيقت ميپذيرد.اين حالت بدترين شكل ممكن است كه در آن شخص مورد نظر نه افكار مختلف را شناخته است و نه توانايي ايستادگي و سركشي در مقابل تحميل محيط را دارد و در اين زمان است كه تعصب نسبت به آن فكر شكل ميگيرد.

 

مورد ديگري كه ميتواند مورد بحث قرار گيرد در خصوص افرادي است كه فاقد تفكر انتقادي هستند و در محيط آزاد و با تنوع افكار قرار ميگيرند.در اين مورد فرد با مواجه شدن با تفكرات مختلف به نوعي سردرگمي دچار ميشود.سردرگمي به اين دليل كه نظرات مختلف و گاه متضادي وجود دارد كه فرد با آن روبرو شده است و امكان پذيرش همه آنها وجود ندارد. در این هنگام فرد به گمان خود میانه روی را انتخاب میکند اما این میانه روی پیروی از سیاست ((یکی به نعل ویکی به میخ))است.این شخص به دلیل عدم دستیابی به یک تفکر منسجم و واحد، به قبول کردن دست و پا شکسته و موردی از ازعقاید مختلف رو می‏آورد و هیچگاه جسارت نزدیک شدن به یکی از تفکرات و یا رد کردن کامل آن را نخواهد داشت.برای مثال در شرایط سیاسی امروز کشور دو گروه عمده وجود دارد؛ که یکی دسته تندرو که قدرت را در دست دارد و دیگری جریان اصلاح‏طلب.در این حالت فردی با مواضع قبلی،حالت بینابین این دو را در پیش میگیرد و احساس میکند که بسیار منطقی با قضیه برخورد کرده است.حال فرض کنیم گروه سوم با تفکرات رادیکال و انقلابی وجود داشت.در این صورت اگر فرد به مانند قبل با موضوع برخورد کند، گرایش بینابینی که انتخاب میشود با حالت قبل از خود تفاوت وسیعی خواهد داشت که نشان از عدم ثبات این نوع برخورد  دارد.

 

پس در مجموع این سخن که ما طبق عقاید و تمایلات خود رفتار میکنیم و با دیگران تفاوت داریم و بر اساس تفکر شخصی به عقایدمان رسیده‏ایم نمیتواند درست باشد، چرا که به هر شکل تاثیر پذیری از محیط وجود خواهد داشت و در واقع ما تنها میتوانیم با استفاده از روش تفکر انتقادی و همچنین شناخت عقاید و تفکرات مختلف به بهترین حالت از این اثرپذیری برسیم و در غیر این صورت نوع برخورد یا متعصبانه خواهد بود و یا نوعی حرکت بینابینی گذرا و ناپایدار که هیچ یک از این دو نمیتواند مفید فایده باشد.

 

 *ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات