بسم الله الرحمن الرحیم
در این سلسله مقالات درصددیم که با تبیین سیره ی علی علیه السلام ،چهره مدعیان پیروی از او در حکومت را بر ملا کنیم تا چهره ی پاک تشیع و فقه اهل بیت که به دست علما و فقهای الهی و حقیقی نسل به نسل به دست ما رسیده از گزند این مدعیان محفوظ داریم
عدالت نسبت به اموال بیت المال
*(قسمتی از خطبه ی حضرت دو روز بعد از زمام داری )رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمودند:هر حاکمی که بعد از من زمام امر حکومت را به دست بگیرد بر تیغ صراط می ایستد و ملائکه کتاب اعمالش را می گشایند پس اگر عادل باشد خدا او را به واسطه ی عدلش نجات می دهد و اگر جائر باشد بواسطه او صراط به حرکت می افتد تا اینکه بندهای آن پاره گشته سپس به آتش سقوط می کند ...شما بندگان خدایید و مال بیت المال مال خداست که در بین شما تقسیم می شود هیچ فضلی در آن بر احدی نسبت به کسی نیست ...(شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید)
*از کلام حضرت در آنچه( از اموال غیر منقوله بیت المال که در دست عثمان بود) به مسلمین بر می گرداند
به خدا قسم اگر یافتم آن را که با آن ازدواج کرده است و کنیزان را مالک شده است آن را بر می گردانم پس همانا در عدل وسعت و فراخی است و کسی که عدل بر او تنگ آید پس جور بر او تنگ تر باشد(نهج البلاغة خطبه ی (15
و در تاریخ نقل است که وعده ی حضرت محقق شد(شرح نهج البلاغة ج1 ص269)
صداقت در سیاست
*امیر المؤمنین می فرمایند:به خدا قسم معاویه از من زیرک تر نیست لکن او حیله گری و معصیت می کند اگر نبود ناخوشایندی حقه بازی، من از زیرک ترین عرب بودم و لکن همه ی حقه بازان فاجرند و همه فاجران کافرند و برای هر حقه بازی لباسی است که با آن در قیامت شناخته می شود ...(نهج البلاغة خطبه ی 200)
*(امیر المؤمنین در نامه اش به مالک اشتر بعد از آنکه او را حاکم مصر گردانید )اگر بین خودت و دشمنت عهد و پیمان بستی یا او را لباس عهد و ذمه از جانب خود پوشانیدی پس عهد خود ار با وفاء حفظ نما و ذمه ات را با امانت داری مراعات نما ...همانا از فرائض خدا چیزی در اجتماع بیشتراز بزرگداشت وفاء به عهد مورد سختگیری نیست با اینکه مردم در امیال و آراء متشتت و متفرقند ...(نهج البلاغه نامه ی 53)
التزام به حق
*حضرت امیر می فرمایند:همانا برترین مردم نزد خدا کسی است که عمل به حق دوست داشتنی تر است برای او و اگر چه برای او نقصان و شدت داشته باشد ،از باطل و اگر چه برای او فائده و زیاده ای داشته باشد(نهج البلاغة خطبه ی 125)
*هنگامی که حضرت به سمت بصره رو کردند در منطقه ی ربذه منزل گزیدند ...ابن عباس می گوید:به نزد او رفتم پس او را در حال وصله زدن به کفش یافتم پس به او گفتم :ما به اینکه امور ما را اصلاح کنی محتاج تریم از این کاری که می کنی. حضرت با من صحبتی نکرد تا اینکه از کفش خود فارغ شد ...سپس به من فرمودند:برایش قیمت بگذار گفتم:برای او قیمتی نیست. فرمودند:علاوه بر آن لنگه( جفت کفش را قیمت گذاری کن) گفتم:کسری از درهمی فرمود:به خدا قسم این دو کفش دوست داشتنی تر است نزد من از این امر شما جز اینکه برپایی حقی کنم یا باطلی را دفع کنم(ارشاد ج1ص247)
هدایت انسان
*امام علیه السلام در جنگ صفین می فرمایند:بخدا قسم جنگ را یک روز عقب نینداختم جز اینکه طمع داشتم به اینکه گروهی(از دشمن)به من ملحق شوند پس بواسطه ی من هدایت شوند و به سوی نور من رهسپار شوند و آن برای من دوست داشتنی تر است از اینکه در حال ضلالتشان آنها را بکشم و اگر چه با گناهانشان باز گردند(نهج البلاغة خطبه ی 55)
دوری از ظلم
...والله اگر اقالیم هفتگانه به همراه آنچه که در تحت افلاک آن است به من عطا می شد تا خدا را عصیان کنم در مورد مورچه ای،که پوسته ی جویی را از او بستانم آن کار را نمی کردم... (نهج البلاغة خطبه ی 224)
حضرت در نامه ای به یکی از کارگزاران چنین می گویند:بالت را برای مردم باز کن (کنایه از مدارا یا پناه دادن) و با آن ها گشاده رو باش و پهلویت را برایشان نرم گردان(کنایه از اینکه با آن ها نرم و ملایم باش) و در مراقبت و نگاه کردن و اشاره کردن و سلام کردن بین آنها به مساوات رفتار کن تا اینکه بزرگان در جور و ستم تو به آن ها طمع نکنند و ضعفا از عدالت بر آنها مأیوس نشوند (نهج البلاغة نامه ی 46)
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




