چندی پیش، برای نخست
در مصاحبه ای اعلام داشتند، وزارتخانه در اتخاذ این قبیل مواضع فقط یک رای دارد و هیات نظارت هفت نفره مرجع تصمیم گیری است و تنها ابلاغ آرا توسط این دستگاه انجام می گیرد، برای یافتن پاسخ شبهات خود، با دو نفر از اعضای هیات نظارت که در دوره های پیشین نیز در همین جایگاه قرار داشتند، تماس گرفتم و از چگونگی شیوه تصمیم گیری سوال کردم. سوال این بود:آیا هیات نظارت در نگاه به مطبوعات، ملاحظاتی فراتر از قوانین موجود را مدنظر قرار داده است؟ یا در نحوه تلقی و بیان قانون نگاه جدیدی حاکم شده است؟ همچنان که انتظار می رفت پاسخ هر دو بزرگوار این بود که نگاه آنها به مطبوعات براساس همان شیوه معمول پیشین است. ادامه این گفت وگو به تشکیل جلسه یکی از اعضای هیات نظارت با گروهی از سرشناس ترین مدیران مسوول از گروه های مختلف مطبوعاتی منجر شد که برآیندی مثبت را نشان می داد. همزمان نقد کارشناسانه ای از جانب رئیس مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی در همین زمینه انتشار یافت و نتایج آن در رسانه های مکتوب ارائه شد.
مجموعه این گفت وگوها نشانگر آن بود که در پاگیری سیاست های رسانه ای نیاز به تامل و تدبیر بیشتر است و مسوولیت این مهم بیش از همه برعهده همان یک عضوی است که دبیری هیات نظارت را عهده دار است؛ زیرا وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در برابر عملکرد هیات پاسخگو است و این از منطق تشکیلاتی هم به دور نیست زیرا که معمولاً در عمل دبیر جلسه نقش موثرتری در تصمیم سازی ها دارد و با گزارش ها و تحلیل ها می تواند سمت و سوی تقابل و تعامل را ساماندهی کند. از این رو با وجود آنکه بیشتر اعضای هیات نظارت در سه دوره پیاپی در این مجموعه حضور داشته اند ولی نحوه برخورد با مطبوعات در چندماه اخیر کاملاً با دوره های قبل متفاوت است که مهمترین تغییر در این مدت جابه جایی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی است که مسوولیت جلسات هیات نظارت را نیز برعهده دارد.
سیاست ماه های اخیر در توقیف و لغو امتیاز نشریات در عمل موجب کاهش قدرت فضای رسانه ای ملی در کشور شده است. هرچند معمولاً آمارهایی ازدیاد صدور مجوزهای جدید ارائه می کنند، اما این مجوزها براساس تکثر و گونه گونی تفکرات سیاسی-فرهنگی-اجتماعی در جامعه بزرگ ایران نیست؛ در حالی که در شرایط کنونی با توجه به افزایش سطح سواد و تخصص و گسترش شهر و شهرنشینی و توسعه عظیم ارتباطات و رسانه ها شاهد هویت های متکثر جامعه ایرانی هستیم. به عبارت دیگر به جای تکثر نمی توان با تعدد موضوع را حل و فصل کرد.
کاهش تعداد مطبوعات به ویژه از بین بردن تنوع صداها آسیبی است که دامنه آن حوزه قدرت رسانه ای را در بر می گیرد و در شرایط دشوار امروز، این تقاضا بی پاسخ نمانده و رسانه ها و شبکه های اطلاع رسانی فارسی زبان دیگری از نقاط مختلف عالم مدار و محورجریان گردش اطلاعات خواهند شد. اگر ظرفیت نظام رسانه ای در حدی باشد که شرایط حضور و مشارکت گروه های مختلف فکری، اجتماعی، سیاسی و هویت های متکثر جامعه ایرانی را در داخل فراهم سازد، زمینه تاثیرگذاری رسانه های خارج از ایران کاهش می یابد. با توجه به آنکه امروز رسانه یکی از عناصر تاثیرگذار در بهبود شرایط و روابط و اصلاح امور و ایجاد تعامل و گفت وگو و وفاق در سطح ملی است، هر اندازه که قدرت رسانه ای داخلی کاهش یابد توان رقابت با رسانه های خارجی کم و کمتر می شود. این امر به خارج شدن مدیریت افکار عمومی، از داخل به خارج کمک نمی کند. چگونه می توان گفت که دلسوزی و دغدغه های بسیاری از مدیران و نویسندگان روزنامه ها و نشریات از مسوولان اجرایی کمتر است؟ به ویژه آنهایی که سال ها سابقه خدمات روشن به انقلاب و نظام داشته و هفت خوان دشوار گزینشی در اطلاعات، ارشاد و هیات نظارت را پشت سر گذاشته اند. کسانی امثال آقای بهزادی در روزنامه «اعتماد» عمری را در عرصه روزنامه نگاری گذرانده اند و با تواضع بسیار به همه قوانین، مصلحت ها، عرف و حتی سلیقه دستگاه اجرایی پای بند هستند. یقیناً بیش از کسانی که به واسطه حکم و ابلاغ، با این حرفه ارتباط پیدا کرده اند، به وظایف خود در عرصه صیانت از ساحت های ملی واقف و پای بند هستند. اگر بخواهیم به تفاوت بین دوره های مختلف در مطبوعات ایران نگاهی داشته باشیم، بدون شک لازم است به عملکرد و رویکرد دستگاه قضایی نیز بپردازیم. عملکرد موثر این دستگاه در قبال بعضی از روزنامه ها از قبیل «همشهری»، «فرهنگ آشتی» و «تهران امروز» نویدبخش آن است که با نگاهی بی طرفانه، قانونی و مصلحت اندیشانه هرچه سریع تر به پرونده های نشریاتی از قبیل «ایراندخت»، «اعتماد» پرداخته و زمینه بازگشت آنها به گردونه انتشار را فراهم آید، زیرا همه می دانیم که با تعطیل هر نشریه - حتی اگر روندهای قانونی طی شده باشد - عده ای بسیار از نیروهای فنی و تحریریه بیکار می شوند، در حالی که هیچ نقشی در وضعیت به وجود آمده ندارند.
* وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اصلاحات
منبع: بهار




