یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۸:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
توانایی جنبش های صلح آمیز

 

استفاده ازاسلوبهای قهرآمیز درجنبش های اجتماعی هزینه های فراوانی ازجمله هزینه های تاسف بارانسانی را برپیکره این جنبشها وحامیانش تحمیل می کند.هرچند که اغلب این جنبش ها ازماهیت وجوهره صلح آمیزی برخوردارهستند, ولی بیشترمواقع درتله ای از قبل طراحی شده حکومت ها گرفتارآمده, ناخواسته پذیرای خشونت می شوند. اگردوراندیشی ودرایت کافی نداشته وبه موقع ازآن بیرون نجهند مجری بی ارج ومواجب خشونت تحمیلی حاکمیتی می شوندکه پاشنه آشیل وطلسم نجاتش بر پایی آشوب ها وبلواهاست.

 

 انسان سالیان سال است با طی کردن میلون ها فرسنگ ازراه ناهموار ودشوار آزادی ودمکراسی با دادن قربانیانی بسی بیشماردراین راه توانسته به جامعه متمدن امروزی برسد, وبا اقداماتی بسیار ساده وابتدایی مثل دورهم جمع شدن ها,نشست وبرخاست کردن ها ,گردهمآیی هاوچاره جویی ها وراهگشایی ها ونهایتاً با به راه انداختن حرکت های کوچک اجتماعی وسپس جنبش های اجتماعی کلان توانست, دربرابرجنگ ها وجنگ افروزیها ایستادگی کند. حاکمیت های غیرمردمی وجبارمنش رابه چالش کشیده وآنهارا واداربه اصلاح روش حکومتی خودکند ,خواستار حاکمیت مردم بر مردم گردد,خواستاربر چیده شدن استعمارواستبداد واستثمارشودوعلیه هرچه قانون سرنیزه و زورگویی ونظامی گری وتبعیض نژادی وتبعیض طبقاتی است, صدای اعتراض خویش به گوش جهانیان برساند.

 

 برتری مبارزات صلح آمیز

 

 مبارزات خشونت آمیزازآنجایی که اغلب دارای هزینه های فراوانی بوده ونهایتاً هم با شکست مواجه می شده باگذشت زمان تقریباً دیگر کارایی وکاربُرد خود را از دست داده وناچاراً درمسیرمبارزات صلح آمیز قرار گرفتند.درهمین دهه های گذشته شاهداین بوده ایم که جنبش های اجتماعی خشونت گریزنه تنها با طرح مسئلۀ حقوق بشر منجر به اصلاحات مهم سیاسی و اجتماعی درجوامع خودشدند ، بلکه موجب سرنگونی بسیاری ازرژیم های سرکوبگرشده و رهبران آنهارا برکنارویا آنان را وادار به تغییر ماهوی شیوه حکمرانی خویش کرده است. نتیجه اینکه، این نوع مقاومت های صلح آمیزتوانستند از نوعی راهکار وراهبرد موقتی که بیشتردرحوزه اخلاقیات وفرهنگ ها فعال بودند ، تبدیل به یک شیوۀ مبارزاتی متفکرانه شده ونهادینه گردند.

 

 لذا می بینیم بسیاری از این حرکت های صلح آمیز ,برخلاف مبارزات خشن وبراندازانه که بیشترشان با شکست مواج میشوند, توانستند با شیوه های از جمله برپایی نافرمانیهای مدنی مثل اعتصابات ,تظاهرات ,عدم خرید ازفروشگاه های دولتی ,تحریم شبکه های صوتی وتصویری دولت ها, عدم پرداخت مالیات به دولت ها ,بی اعتنایی به فرامین حکومتی , ایجاد نهادهای خود جوش مردمی بجای سازمانهای حکومتی و... موفقیت های عظیمی در زمینه های حقوق بشر وحتی برکناری حکومت های جابربدست آورند.

 

 سالیان متمادی چنین تصور می شد که سرنگونی رژیم های جباروخودکامه تنها از طریق مبارزات قهرآمیز وجنگ های پارتیزانی خلقها یا دخالت نظامی کشورهای بیگانه میسر است. اما بعدها جنبشها باآگاهی که بدست آورده اند, به تجربه ثابت شد که مشی صلح آمیز می تواند عملا قدرتمندتر ازمشی خشونت آمیز عمل کند. برخی تحقیقات علمی نیزحکایت از آن می کنند که درخیلی از کشورهادرزمینه های دمُکراتیزه کردن جامعه وپالایش دولت های غیر پاسخگو دررابطه باشیوه اداره کشور به شکل فدرالیسم دمُکراتیک, اقدامات صلح آمیز اغلب همرا باموفقیت بوده، در حالی که موفقیت اقدامات خشونت آمیزفقط در برخی از کشورهای عقب نگه داشته شده آنهم درحالت های نادر موفقیت نسبی داشته.

 

 راهکارهای مسالمت آمیز

 

 عوامل بسیاری برای رویگردانی انقلابیون وتحول خواهان بنیادین از قیام های خشن و گاهاًهمراه با سلاح, و روی آوردن آنان به مشی صلح آمیز دردست است. یکی از سبب های این امرگسترش آگاهی فزاینده ای است, نسبت به هزینه های قیام ها واحیاناً جنگ های مسلحانه. حتی هنگامی که یک جنبش انقلابی با قیام مسلحانه به پیروزی می رسد، همراه با پیروزی خودبه نوعی خشونت آمیخته با خودرا درجامعه نهادینه می کند. که در پروسه زمانی خودمی تواند صدمات جبران ناپذیری را به یک حرکت ملی سر نوشت ساز وارد کند. عامل دیگری که به نوعی از مشی غیرخشونت آمیز دفاع می کند، این است  وقتیکه جنبش های خشونت گرا به پیروزی می رسند و قدرت را در دست می گیرند، قادر به ایجاد سیستم های سیاسی متکثر، دموکراتیک، و مستقل نیستند که بتوانند از توسعۀ اجتماعی و اقتصادی حمایت کرده و دمکراسی رابرقرارو حقوق بشر را ارتقا بخشند. علاوه برآن ثابت شده که شورش های خیابانی کوروبی دورنما باعث رویگردان شدن عناصر دو دل در اجتماع گشته و آنان را در طلب امنیت بیشتر به سوی نیروهای دولتی سوق می دهد. دولت ها در هنگام روبه رو شدن با شورش های خشونت آمیز، با دسیسه قراردادن خشونت درسطح جنبش ,می توانندبه راحتی اقدامات سرکوبگرانۀ خود را توجیه کنند. اما زور و فشاری که علیه جنبش های مقاومت غیرخشن وغیرمسلح, اِعمال می شود، معمولا افراد مُردد ودو دل علاقۀ بیشتری نسبت به نیروهای مخالف دولت یعنی جنبش های صلح آمیز از خودنشان می دهند .

 

 درارتباط باجنبشهای مثل جنبش سبز این شیوه رفتاری کاملاً منطبق وضروری است تا بتواند افراد مُردد را که دربین حکومتیان وجنبش ایستاده اند بسوی خود جذب کند, علاوه بر آن با این رفتار باعث آن می شود,که درجبهه مخالفان نیز ازبین نیروهای بینابینی و دودل کنده شده به صف جنبش افزوده شوند. ازطرفی اِعمال خشونت دولتی بر دگراندیشان، نقطۀ عطفی در مبارزات صلح آمیزاست. حملۀ دولت علیه تظاهر کنندگان صلح طلب می تواند جرقه ای باشد در تبدیل اعتراضات دوره ای به نهضتی سراسری واین همان چیزی است که می تواندبقای جنبش هارا تاپیروزی نهایی بیمه کند.

 

  تفرقه پراکنی درصف مخالفان

 

 جنبش های مسالمت آمیز قاعدتاً دراجماع دولتیان به نوعی تفرقه اندازی می کنند. زیرا دربرخورد مناسب با جبهۀ مقاومت مردمی، اختلاف نظرهایی وجود دارد، چونکه کمتر دولتی آمادگی رویارویی با شورش های غیر تخریبگر را دارد، در صورتیکه آن ها غالبا خوب می دانند چگونه جنبش های خشن وتخریبگررا تار و مار کنند. سرکوب خشونت آمیز یک جنبش صلح آمیز، غالبا در برداشت عموم مردم و نخبگان ازمشروعیت قدرت تأثیر دارد، و به همین جهت است که مقامات دولتی در برابر جنبش های غیر خشونت آمیز از فشار و سرکوب کمتری استفاده می کنند. البته این درقاعده است , ولی می تواند استثناً حالت های چون یک دولت برخاسته از یک کودتا هم باشد,مثل دولت کودتایی کنونی ایران, که پاسخ یک جنبش صلح جویانه و عدالت خواهانه را با سُرب داد.

 

  جنبش های مسالمت آمیز احتمال رویگردانی و عدم همکاری نیروهای پلیس و افراذ نظامی را نیز بالا می برد، در حالی که شورش های تخریبگر، توجیه کنندۀ نقش دستگاه زورگویی دولت بوده و برداشت دولت از خود به عنوان مدافع جامعۀ مدنی را تقویت می کند. درصورتیکه مشی صلح خواهانه درپیوستن مجدد گروه ها وجمیعت هاو تشکل های بدنه جنبش که موقتاً کنارکشیده بودند,مانند عموم مردم، نخبگان سیاسی، و نظامیان تأثیر به سزایی دارد، و غالب آن ها مشکلی در دفاع از برخورد خشونت آمیز با شورش های خشونت آمیز ندارند.

 

   صلح طلبی وعدالت خواهی

 

 البته کنکاش فوق مخالف انقلابهای مسالمت آمیز نیست . زیراباپیروزی کم هزینه یک انقلاب غیرخشونت آمیز وموفق، با مشارکت قریب به اتاق مردم، قدرت سیاسی رابا زور ناشی از قدرت مدنی از دولت غیردمکراتیک گرفته و تسلیم نهاد های جامعۀ مدنی می کند. نهاد هایی که قابلیت و مشروعیت آن ها موازی با نهاد های دولتی رشد یافته. همان طوریکه نهادهای موازی و غیر دولتی به تدریج بخش های بیشتری از وظایف مربوط به ادارۀ جامعه را در دست گرفته و خدماتی به مردم ارائه داده و میتواندمعادل مراکز و نهاد های دولتی برای مردم خدمت کند ,با این تفاوت که صلح جا افتاده وعدالت همگانی می شود.  ختم کلام اینکه, بهترین امید برای نهادینه کردن آزادی ودمکراسی وپیشبرد این امر در میان کشورهایی که گرفتار اختناق و سرکوب هستندازجمله ایران، توسل به شیوه های خشن وجنگ طلبانه و یادخالت قدرت های خارجی نیست، بلکه از طریق شکل گیری سازمان های دموکراتیک متعلق به مجموعه جامعۀ مدنی یعنی احزاب وتشکل های سیاسی وصنفی مانند انجمن ها ,اتحادیه ها , شوراها ,سندیکاها  , جامعه زنان ,جامعه معلمان ,مرکز فرهنگی وهنری ,اجتماعات دینی ومذهبی و... است که می تواند مشی خود را با اقدامات استراتژیک غیرخشونت آمیز وبا دورنمای آگاهی دهی واطلاع رسانی دربین اقشار مختلف جامعه به ویژه لایه های میانی وزیرین آن , یعنی طبقه متوسط وخرده پا و زحمتکشان ومستعضعفان دراشکال متنوع  ونهایتاً بذرافشانی عمومی اندیشه جنبش (جنبش سبز) رادراقصا نقاط کشور پیش برند

 

 *ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات