بین کنترل و اداره یک کشور تفاوت از زمین تا آسمان است. نزدیک به 9 ماه است که در حالت کنترل امنیتی و نظامی به سر می بریم. ظاهر امر نشانگر این است که فضا آرام شده و دیگر خبری از درگیری ها و تنش های خیابانی نیست. حقیقت هم اینگونه است که خبری از آن آشوب ها نیست و دیگر در خیابان ها بوی آتش و باروت به مشام نمی رشد، در واقع همه چیز تحت کنترل امنیتی است. "کنترل" عملی است برای مدیریت حالت بحرانی ولی قابل مداومت و تبدیل شدن به یک رویه نیست. اما بعد از انتخابات تا به امروز کماکان این سیاست کنترلی بر فضای کشور حاکم است و سبب ساز تاثیرات منفی عمیقی بر اقتصاد کشور و به ویژه فضای کسب و کار و تبع آن رکود و افزایش بیکاری و سایر مشکلات دیگر شده است. برادران عزیزی که اکنون و به ویژه بعد از 22 بهمن بسیار خوشحال هستند از اینکه بحران کنترل شده است و قضیه را جمع کرده اند درست می فرمایند، بحران کنترل شده و قضیه در ظاهر جمع شده است. ولی این حالت کنترلی تا چه زمانی قرار است بر کشور حاکم باشد؟ چه وقت قرار است که "کنترل" تبدیل به "مدیریت و اداره" شود؟ امورات نیازمند اداره شدن است. کنترل تا به کی قرار است به جای مدیریت کشورادامه پیدا کند؟ نفس وجود همین فضای کنترلی امنیتی خود یعنی اینکه هنوز شرایط کشور بحرانی است و در ادامه القا کردن این بحران به تمام ارکان جامعه. گمان من بر این است که برخی واقعا علاقه مند باشند که این فضای کنترلی و به طبع آن تلقین بحران ادامه پیدا کند و کشور به حالت اداره و رویه عادی برنگردد تا به خواسته های خود برسند. برخی از شواهد و قرائن نشان می دهد که بر خلاف جهت گیری کلی نظام، جریان آقای احمدی نژاد و بسیاری از اطرافیان ایشان مصرانه خواستار تداوم این فضا شاید برای به حاشیه راندن ناکارامدی هایشان و فرار از انتقادها هستند، و برخی دیگر هم به دنبال گرفتن ماهی از آب گل آلود. اگر یک مرور اجمالی داشته باشیم بر عملکرد امثال رامین، مشایی و دانشجو که تا صحبت از همدلی و وفاق و آشتی و این جور مسائل پیش می آید سریعا برای به هم زدن همه چیز وارد معرکه می شوند برخی مسائل روشن می شود. واقعا بازی تغییر رنگ پرچم فکر می کنید برای چیست؟ یا بازی حضرت نوح چه کرد و چه نکرد؟ بازی هواپیمایی کیش ایر و خلیج فارس و عربی فکر می کنید برای چیست؟ بازی یک روز دادن حکم اعدام و یک روز لغو آن؟ بازی هر روز توقیف یک روزنامه؟ و... از این بازی ها در این مدت بسیار در جریان بوده است. متاسفانه بسیاری از دوستان منتقد در جریان اصولگرا و اصلاح طلب هم غافل از مشکلات ریشه ای و بنیادین جریان حاکم بر دولت وارد این بازی شده و اصل مطلب را که ناکارامدی اساسی و تخلفات بی شمار این دولت است را از یاد می برند.
تداوم این فضای کنترلی یعنی اینکه در کشور بحران وجود دارد، یعنی کشور اداره نمی شود بلکه کنترل می شود و بازنده اصلی این شرایط هم مردم عادی، و برنده آن عده ای قلیل فرصت طلب سیاسی و اقتصادی هستند. تاثیر مستقیم اینگونه سیاست گذاری های امنیتی برای اداره کشور و اوضاع بر شاخص های اقتصادی و زندگی مردم است. اگر بگذارند و اگر عقلای مملکت و مسئولان رده بالای نظام کمی صدای واقعی مردم را بشنوند و به فکر حفظ قدرت خود و نظام خود باشند باز کردن گره مسائل امروز بسی راحت تر از این کارها و برنامه هایی است که هم اینک در حال پیاده شدن است. مگر اینکه داستان هایی دیگر مانند جنگ قدرت و یا تسویه حساب و از این جور مسائل در جریان باشد که ما بی خبریم.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




