یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۸:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
ذهن فقهي- مهندسي و تحليل جنبش

 

نزديك به دو دهه است كه تحليل و تبيين پديده هاي سياسي و اجتماعي در ايران از وضع طبيعي خود فاصله گرفته و در قالب يك دستگاه صرفا عقلي – تكنيكي صورت مي گيرد.اين دستگاه  از تركيب ذهن فقهي و ذهن مهندسي در زمينه ي راهبردي حاصل شده است.ابتدا به ايضاح دو اصطلاح ذهن فقهي و ذهن مهندسي مي پردازم و در ادامه با بيان شواهدي  نشان مي دهم كه چگونه تحليل يك پديده ي سياسي و اجتماعي  در جامعه ي ايراني در اين قالب به خطا رفته،فهم نادرستي از اوضاع به ما مي دهد.در پايان به چگونگي توهم فهم جنبش سبز در اين گونه تحليلها اشاره مي كنم.

 

   1.ذهن فقهي

 

فقه در ميراث اسلامي(سني - شيعي)از علوم شريف و تعيين كننده است.اين علم به نوعي ضمانت انجام اعمال واجراي  مناسك شرعي زندگي مسلمانان است.وظيفه ي اين علم خارج كردن مكلف(مومن)از سرگرداني در اعمال ديني است.اكثر مفسران و قرآن پژوهان دامنه ي نصي فقه را بالغ بر پانصد آيه از مجموع آيات قرآن كريم مي دانند كه به اين ها "آيات الاحكام "مي گويند.عمده حوزه هاي فقه شامل؛نماز،روزه،طهارت،جهاد،امر به معروف و.. مي شود كه در قالب طبقه بندي هاي مرسوم اين علم به باب هايي نظير طهارات،عقود، عبادات،ديه جهاد و...تقسيم مي گردند.وظيفه ي فقيه استنباط حكم و استخراج نظر شارع مقدس در اين موارد است.فقيه با يك چارچوب بسيار دقيق خشك و صريح به اين امر همت مي كند.او بايد حكم شرعي را بدون دخالت هيچ انگ و رنگي صرفا مبتني بر علم اصول فقه استنباط و به مكلفين تجويز كند.

 

    فقيه به مناسبت دانش خود دغذغه ي معرفتي و شناخت مباني هستي شناختي و پرسش از چرايي و چيستي فلسفه و حكمت احكام را ندارد.اين امور در تصرف شارع مقدس است و بر ما پوشيده است.فقيه به طور تعبدي وجوب آنها را مي پذيرد.مثلا بر مرد بالغ عاقل و رشيد واجب است كه نماز صبح را بلند بخواند.يا در شكيات بدين گونه عمل شود و يا اينكه زن مكلف در حالت تشهد چگونه بنشيند.بر اين اساس مهمترين دغدغه ي فقيه تكاپوي پيوسته و مدام در افزايش هرچه بيشتر انطباق استنباط خويش از احكام با اصول و ضوابط آنها است و در اين زمينه احتياط بسيار مهم است.

 

   فقيه مطلوب و مثالي در سنت اسلامي عالمي است كه بتواند ذهن خويش را در قالب اين چارچوب محدود ساخته،راه نفوذ هرگونه دغدغه يا نقش عامل بيروني را بر حكم سد كند.در چنين فضايي ذهن فقهي شكل مي گيرد.ذهن فقهي مجهز به قابليت هاي ابزاري و تكنيكي كارامد است؛دستگاهي كه كه بايد مسائل روز و مشكلات مبتلابه(شبهات)مومنان را در درون خود پردازش كرده و يك محصول معين،يك نسخه ي كاملا خوانا و روشن را تجويز كند.نام اين كالا يا نسخه "فتوا"است.مكلف فتوا را مي گيرد و بر اساس آن عمل شرعي خود را تنظيم مي كند.بدينسان فقيه نقش واسط را در همراستا شدن عمل مومن با اراده ي شارع مقدس بازي مي كند.

 

2.ذهن مهندسي

 

واژه ي عربي مهندس دگرگون شده ي واژه ي پارسي اندازه است.اندازه گيري در درون خود حساب را دارد.مهندسي به عنوان يك مفهوم مدرن برآمده از علم جديد است. فلسفه ي علم جديد  با آراي گاليله،و نيوتن و بخصوص فلسفيدن دكارت،اسپينوزا و اخلاف ايشان بنيان گذاشته شد.علم جديد تهي از خصلت معرفت طلبي و حقيقت جويي انساني است و صرفا در پي كشف راههاي بهره برداري از طبيعت در حكم ذخيره اي راهبردي است.بهبود و رونق زندگي مادي و معيشت و كاهش مرگ و مير و دردهاي آدم از اهداف علم نوين است.طبيعت انباره ي ضوابط و قوانيني پايدار و تغيير ناپذير است.اين قوانين بسيار زيادند و اين وضعيت ناشي از توان تركيب و تاليف در طبيعت است و گرنه قوانين اصلي آن به تعداد انگشتان دست است.طبيعت كاربردي ترين مدل ها را براي شناخت و تاسيس فنون به ما مي دهد.تكنولوژي كه محيط كار يك مهندس است از اينجا آغاز مي شود.

 

   مهندس دنيا را قابل اندازه گيري و تغيير و طراحي مجدد ميداند.زيرا قوانين ان قابل شناسايي و قابل مهندسي و طراحي در بيرون طبيعت و در محيطهاي انساني و اجتماعي است. كار اصلي تهيه فرمول آن است.فرمول كه يك عنصر اساسي در علم شيمي است در خدمت ذهن مهندسي قرار مي گيرد و او با تكنيك وطراحي نقشه جديدي را مي ريزد. واژه ي "عمليات"فرايندي است كه شامل آغاز( فرمول )و پايان( محصول) است.

 

3.وضع ما

 

پس از جنگ و نهادينه شدن دولت سازي در جمهوري اسلامي ايران زمينه براي ظهور تركيب ذهن فقهي و مهندسي آماده شد.جمعيت فزاينده و جوان،مصرفي شدن سريع ،افزايش دانش آموختگان،نيازهاي معيشتي و اشتغال و در مجموع فاصله گرفتن جامعه از سنتهاي خويش مشكلات و پديده هاي نوظهوري را در چشم انداز حكومت نمايان ساخت.بطور طبيعي پرسش هر حكومت اين است كه چه بايد كرد.حكومت با عمل سرو كار دارد.برنامه هاي توسعه اوج عمل حكومت در سامان دادن مجدد به جامعه ي ايراني بود.مطابق مرسوم جهاني ايران نيز اين برنامه ها را اجرا كرد.و باز هم به طور طبيعي توسعه دگرگوني ها و عوارض و اثار خود را داشت.اين تغييرات در كنار عوامل محيطي و بيروني گاه خارج از كنترل مورد توجه قرار گرفت.مشكل اصلي در تحليل اين تغييرات در همين نقطه عطف است.حكومتها به دنبال راههاي زود بازده و سريع و كم هزينه اند.اما هميشه بخت با آنها يار نيست.گاه تغييرات آنقدر پيچيده و ناهمزمان و لايه لايه خود را نشان مي دهند كه حكومت به توهم دچار مي شود.مختومه كردن پرونده هاي پديده هاي اجتماعي با ذهن فقهي مهندسي صورت مي گيرد.براي نمونه پديده يا عارضه ي خفاش شب را در نظر بگيريد.در اين موضوع ذهن فقهي بنا به سرشت خويش دنبال حفظ ظاهر و اجراي حكم شرعي بود.ذهن مهندسي به طراحي براي جلوگيري از تكرار آن مي انديشيد.اين دو ذهنيت هردو بر زمينه اي امنيتي و راهبردي در سريعترين برخورد عامل را مجازات كرده و خيال مردم راحت شد.اما پديده خفاش شب بدون شناخت علل و زمينه هاي آن باقي ماند تا بعد پديده هاي مشابه را نظير مرد هزار چهره يا بيجه(پاكدشت) در پي آورد.

 

    مصداقهاي ديگر را مي توان در ظهور زبان ،گفتار،عادتها و مد هاي نو در ميان نسل جديد دانست.اين تغييرات نشان از نوعي نا همزباني و در نتيجه نامفاهمگي ميان نسلها دارد.ذهن فقهي – مهندسي بويژه درآموزش و پرورش، نهادهاي مذهبي و  رسانه ي تلويزيون سالها بر اين مدل تاكيد داشت كه محل تلاقي نسلها ي سه گانه ايران امروز را در دل تاريخ جستجو كند نه در مسائل روز. افتخاركردن به افتخارات گذشته،و به بازي در آوردن گذشته در قالبهاي هنري و نمايشي امروزي با سطحي نگري بسيار علاوه بر اينكه مارا از تحليل درست وقايع باز داشت به توهم فهم مسائل دچار كرد.

 

    پديده هاي اجتماعي از دسترسي واقعي و كامل واصيل دانشمندان علوم انساني و اجتماعي خارج و به مراكز تحليل راهبردي سپرده شد.پرونده هاي اين نوع پديده ها مهر محرمانه خورد.دانشمند اجتماعي در تحليل آنها با اطلاعات غلط،مجعول و غير معتبر مواجه شد.مراكز راهبردي عمدتا نه در فضاي آزاد و مبتني بر گفتگوي علمي كه بر زمينه ي امنيتي و تصميم گيري با اين مسائل برخورد كردند. در اين فرايند دو اتفاق افتاد:اول آنكه نا كارامدي علوم اجتماعي خود را نمايان ساخت.و اين طبيعي ولي نادرست بود.دانشمند علم اجتماعي در درجه اول به اطلاعات معتبر و به روز و در حد كفايت نياز دارد. همچنين او بايد در عمليات علم و تحقيق خود آزاد باشد.وقتي دانشمند مساله را شناخت و ابعاد آن را ترسيم كرد و مدعاي او اثبات علمي شد، آنگاه نوبت به كار سياست گذاري و برنامه مي رسد.دوم آن كه در غياب شناخت علمي پديده ،ذهن فقهي – مهندسي متولي ساماندهي به اين وضعيت نا هنجار شد.اين نوع ذهن با ابزارها و فناوري هاي خود(فتوا و فرمول) با اين پديده ها برخورد كرد.

 

4. جنبش سبز

 

يكي از مهمترين دگرگوني هاي ناشي از توسعه ظهور جنبشهاي اجتماعي است.اين جنبشها بر ارزشها يا  قرائتي دگر از آنها استوار هستند.جنبشها در پي آزمودن شيوه هاي تازه از زيست فردي و جمعي هستند كه الزاما و ضرورتا مغاير و متضاد با ارزشها و سنتهاي يك جامعه نيست و نوعي تحول در آنها است. فرق اين دو براي فهم وقايع بسيار اساسي است.پديده ي ملي كه به نام"جنبش سبز"معروف شده است، يك پديده ي اجتماعي است كه در چارچوبهاي مالوف ذهن فقهي – مهندسي يك معضل امنيتي تلقي شد.اين تركيب ذهني توان درك اين موضوع را ندارد كه گستره ،نوع نعامل و تظاهرات و نمادهاي اين واقعه نمي تواند سياسي باشد.وصف سياسي در درجه اول قدرت طلبي مثبت  و عمل در قالبهاي مرسوم جامعه و با منابع مالي مشخص و تقسيم كار بر اساس سهم است.پديده اجتماعي ناگهان ظهور نمي كند.اشتباه است اگر ان را ساخته دست عده اي بناميم(انقلاب مخملي)

 

   جنبش سبز حاصل تغييرات ناشي از توسعه در ايران است كه اگر درست و عالمانه شناخته شود و برنامه ريزي متناسب با آن انجام شود مي تواند ظرفيت خود را به جامعه و سياست تزريق كند.حكومت اگر در همان گام اول  پديده را به يك برنامه سياسي و ساخته و پرداخته فرو كاهد، قابليتهاي مثبت جنبش را به تهديد تبديل مي كند و بناچار به ناتواني خود راي مي دهد. جنبش سبز بر نوعي عمل اجتماعي شبكه اي سوار است كه هركس در آن نقش خود را ايفا مي كند. اين اعمال و رفتارها اگرچه تكه پاره ، موردي و فردي و بي خبر ازهم به نظر مي رسند ولي يك روح هماهنگ  و واحد ناشي از يك آگاهي اجتماعي دست كم بيش از دهساله دارند.آن ها حريف و رقيب خود را خوب مي شناسند.ابزارها و برخوردهاي او را در دو دهه به عيان ديده اند.با ابيات او آشنا هستند.آگاهي جنبش سبز تا حد زيادي ناشي از عملكردها و سياستها و برخوردهاي گذشته است.جنبش سبز مجالها را در درون جامعه ي ايراني مي جويد و اگر با هدف شناخت و از بالا تر نگاه كنيم حتما پيوستن بركهها و قطره هاي زلال را خواهيم ديد.

 

  جنبش سبز خوراك سالها تحقيق و نظريه پردازي عالمان علوم اجتماعي مي تواند باشد.انها با بررسي اين جنبش به فهم دقيق تري از وضع تغييرات حاصل ار توسعه و آسيبها و تهديدهاي آن آگاه مي شوند.آنان مي توانند اينده و سمت و سوي دگرگوني هاي بعدي را تشخيص دهند. خطرات احتمالي را ياد آور شوند.و به كمك حكومت بشتابند . آيا فهم اين تحولات و تغييرات از توان ذهن فقهي –مهندسي  خارج نيست؟

 

 

 *ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات