
دانشجو که در دولت اول احمدی نژاد به ترتیب استاندار تهران، معاون و کفیل وزارت کشور(پس از پورمحمدی) وسرپرست وزارت کشور(پس از کردان) بود، در آخرین پست خود در آن دولت و در مقام رئیس ستاد انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری چنان خوب "انجام وظیفه" کرد که در دولت دوم به وزارت علوم ارتقاء درجه یافت و پس از بازگشائی دانشگاهها، اولین اظهار نظرش در مورد کاری که باید در این وزارتخانه انجام می داد این بود که باید بر کار استادان نظارت شود. او که پنجم آذرماه در مراسم پایانی اردوگاه شهید باهنر سخنرانی می کرد، گفت: استادان دانشگاهها باید بر اساس جهان بینی اسلامی و منافع نظام در کلاسها سخن بگویند، در حالیکه عده ای می خواهند دانشگاهها بر مبنای آزادی، لاابالی گری و هرج و مرج پیش برود."
وی در آن سخنرانی با بیان اینکه به "سابقه" نمی توان دلخوش بود، آقای شریعتمداری را بعنوان "مرجع تقلیدی که می خواست علیه امام کودتا کند" خواند و به کروبی و موسوی و رفسنجانی و آیت الله منتظری اشاراتی کرد و گفت: "کار به جائی رسید که کسی که شاگرد امام بود از کسی رهنمود می خواهد که امام طلب مرگ از خدا می کرد... شاگرد امام در روز قدس که امام آنرا روز مبارزه با اسرائیل تعیین کرده، مرگ بر اسرائیل را خط می زند و مرز خود را هم مشخص نمی کند."
اندکی پس از سخنان دانشجو، محمد رضا رحیمی معاون اول احمدی نژاد نیز هشدار داد که وزارت علوم باید در انتخاب اساتید دقت بیشتری داشته باشد و از ورود استادان غیرمتعهد بهدانشگاهها جلوگیری کند. وی با ادعای تلاش "دشمنان" برای تقویت تهاجم فرهنگی در دانشگاها یادآور شد که "دانشگاهیان و اساتید باید با روحیه بسیجی در عرصه های علمی و فرهنگی کشور حضور پیدا کنند، در حالیکه برخی از مدرسان در کلاسهای درس به مقدسات و ارزشهای انقلاب اسلامی اهانت می کنند."
اینجا بود که " نظارت استصوابی" در انتخاب مدرسین دانشگاه و دانشجویانی که بورس تحصیلی می گیرند، بصورت آشکار مطرح شد و کامران دانشجو روز سیزده بهمن و در نشست روسای دانشگاهها، پژوهشگاهها و پارکهای علم و فناوری خطاب به آنان گفت: "برای استخدام اعضای هیئت علمی و بورسیه کردن دانشجویان هیچ مشکلی نداریم لکن باید افرادی انتخاب شوند که به نظام اسلامی اعتقاد و به ولایت فقیه التزام عملی داشته باشند."
وی در این سخنرانی با ادعای اینکه "هدف ما کسب علم ودانش همراه با معنویت و اخلاق است، بنابراین افرادی را باید برای تربیت دانشجویان استخدام کنیم که به مبانی ارزشی و اخلاق اسلامی معتقد باشند" در مورد جذب اعضای هیئت علمی در کشورهای غربی نیز مدعی شد: "حتی در کشورهای غربی برای استخدام اساتید دانشگاه شرایط متعددی دارند که از جمله آن پایبندی به تفکر لیبرال دموکراسی، تحقیق و صحبت نکردن در مورد هولوکاست و... است."
چند هفته بعد و روز هشتم اسفند، وزیر علوم بار دیگر و در دیدار با دانشجویان دانشگاه بیرجند، با ضروری خواندن حفظ مرز انتقاد با توهین به مقدسات مردم و تخریب ارکان نظام گفت: "جذب استادان معتقد وملتزم به جهان بینی اسلامی و لزوم طرح دیدگاه های دانشمندان اسلامی در کنار نظریات دانشمندان غربی از محورهای اصلاح علوم انسانی در کشور به شمار می آید."
اما این پایان ماجرا نبود. یک هفته بعد و در 14 اسفند، کامران دانشجو اگرچه مدعی شد که اساتید و دانشجویان با طیب خاطر می توانند دولت را نقد کنند، اما درحاشیه همایش ملی تبیین علمی اصلاح الگوی مصرف و در جمع اعضای هیات علمی و روسای دانشگاههای استانهای گیلان، مازندران و گلستان، دوباره به دانشگاهیان چنگ و دندان نشان داد. خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) بخشهای مهم سخنان وی را اینگونه نقل کرده است:
قاطبه دانشگاهیان در مسیر انقلاب حرکت میکنند. اساتید و دانشجویان میتوانند با طیب خاطر به نقد دولت بپردازند و در این باره هیچ مشکلی وجود ندارد. اما تعداد انگشت شماری از اساتید که در مقابل نظام و مسیری هستند که مردم خواستههایشان را در 9 دی و 22 بهمن نشان دادهاند، بدانند که دانشگاه جای اساتیدی که بخواهند علیه نظام جمهوری اسلامی و خواستههای مردم در حماسه 9 دی و 22 بهمن فعالیت کنند نیست...اگر افرادی که تعدادشان از انگشتان دست هم کمتر است خود را اصلاح نکنند مردم ولایت مدار و نظام جمهوری اسلامی تکلیف خودشان را با آنها روشن میکنند...ما اساتیدی نیاز داریم که التزام علمی به اسلام و ولایت فقیه داشته باشند. فعالیتها و تربیت نیروی انسانی در دانشگاهها، باید برای کل نظام باشد و نه برای جناحهای سیاسی، بدین جهت مدیریت روسای دانشگاهها باید پدرانه باشد و خروجی نیروی انسانی دانشگاهها که همان فارغ التحصیلانند باید برای نظام جمهوری اسلامی باشند و نه جناح سیاسی خاص...مگر مردم اجازه میدهند و آیا منطقی است که یک نفر در خارج بنشیند و از آنجا علیه نظام فعالیت کند و به آشوبها دامن بزند و همچنان عضو هیات علمی دانشگاهها یا پژوهشگاههای این نظام باشد...دانشگاهها و پژوهشگاههای وزارت علوم دارای حدود 21 هزار عضو هیات علمی است. 7 یا 8 نفر از این تعداد نمیتوانند خودشان را با خواستههای اعلام شده مردم در 22 بهمن 88 تطبیق دهند. خوب است که این افراد بروند در جای دیگری غیر از دانشگاه فعالیت کنند زیرا دانشگاه مرکز تعلیم و تربیت است و مطابق با آموزههای دینی، بعد تربیتی آن کمتر از بعد تعلیم نیست...
سخنان وزیر علوم دولتی که با رای مردم به کار گمارده نشده، در طول این ماهها و با استناد به پیروزیهای "دن کیشوتی" در راهپیمائیهای نهم دی و 22 بهمن، نشانگر نگرانی و ترس حکومت از دانشگاهها و دانشگاهیان است؛ از این رو برای مهار آنان در حال برنامه ریزیهای وسیع است. اما همچنانکه انقلاب فرهنگی اول نتوانست دانشگاهها و مدارس عالی ما را از پویش و جوشش و انتقاد خالی کند، انقلاب فرهنگی دوم، حکومت بسیج در دانشگاهها و مدارس عالی و "نظارت استصوابی" بر گزینش استاد و دانشجو نیز نخواهد توانست مهر سکوت بر دهان استادان و دانشجویان بزند.
نگاهی به پیشینه وزیر
پیشینه تحصیلی و علمی و حتی شخصی کامران دانشجو، همانند بسیاری از یاران محمود احمدی نژاد در دولت نهم و دهم چندان روشن و شفاف نیست. او متولد 1336 است و طبق مدارک رسمی از کارشناسی تا دکترای فیزیک را در دانشگاه کوئین ماری و امپریال کالج لندن خوانده است. اما از سوی دیگر در زندگینامه وی آمده که در سال 1989 همراه با هفت دانشجوی دیگر به دنبال به آتش کشیدن یک کتابفروشی در لندن از انگلستان اخراج شده است. به این ترتیب بسیاری را اعتقاد براین است که او مدرک دکترای خود را پس از بازگشت به ایران و از دانشگاه آزاد گرفته است.
این امر بعید هم نیست، چرا که دانشجو وقتی به ایران آمد عضو موسس "حزب چکاد آزاد اندیشان" شد که بوسیله عبداله جاسبی رئیس دانشگاه آزاد ایران تاسیس گردید. اما در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری او را "مسئول ستاد استانها" در ستاد انتخاباتی علی لاریجانی می بینیم که با احمدی نژاد نیز مخالفت سرسختانه ای داشت. دانشجو اولین استانداری بود که در دولت احمدی نژاد مسئولیت اداره استان تهران را بر عهده گرفت و از آنجا ، پس از برکنار پورمحمدی، به وزارت کشور آمد و کفالت این وزارتخانه را عهده دار شد.
وقتی کامران دانشجو در دولت دوم احمدی نژاد به وزارت علوم رسید، وبلاگ متعلق به مجله علمی "نیچر" در گزارشی مدعی شد که وی در سال 2009 همراه دانشجوئی بنام مجید شهراوی یک مقاله علمی نوشته شده بوسیله سه پژوهشگر کره ای را با تغییراتی اندک در "ژورنال فیزیک دی" بنام خود منتشر ساخته که البته بعدا معلوم شد وزیر علوم استاد راهنمای آن دانشجو برای نوشته مقاله بوده و شهراوی نیز به تخلف خود اعتراف کرد که البته این چیزی از گناه استاد راهنما کم نمی کند. او یا می دانسته که مقاله دانشجویش "کپی" است که در این صورت خلافکار و یا اگر نمی دانسته به لحاظ علمی زیر سوال است!
اما جالب ترین نوشته در مورد وزیر علوم دولت احمدی نژاد را 21 دیماه گذشته روزنامه کویتی "الرای" منتشر ساخت و مدعی شد که کامران دانشجو هشتم سپتامیر سال 1978 بخاطر ازدواج با یک دختر یونانی بنام "آولگا" مسیحی شده و نام خود را به "جرجیوس" تغییر داده که همه این اقدامات در دفتر "مطران دیمتریادوس" در شهر "فولوس" یونان انجام و به ثبت رسیده است. "کامران" یا "جرجیوس"؟ الله اعلم!




