یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۸:۱۵ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سالهای مشروعه؟!

 

اشاره؛

اخیراً صدا و سیمای جمهوری اسلامی سریالی را با عنوان «سالهای مشروطه» پخش نموده است، در این سریال بر بخش های مهمی از تاریخ مشروطیت ایران چشم پوشی شده و از سوئی بخش کوچکی از اتفاقات به عنوان تاریخ مشروطیت ایران به مخاطب عرضه شده است. نگارنده از آنجا که این سریال را بروندادِ خوانش جریانِ حاکم از مشروطیت می داند، صلاح را در آن می بیند که به جای نقد آنچه در این سریال آمده است، به نقد برداشت رسمی از داستان مشروطیت ایران بپرازد. از آنجا که وصول به این مهم تحقیقی گسترده تر می طلبد، لازم است در بادی امر اشاره شود که آنچه در این نوشته می آید، صرفاً طرح مسأله ای در این باب است و نه بیشتر . در رویه ی جریان حاکم در بازخوانی مشروطیت، مشروعه خواهی به سردمداری شیخ فضل الله نوری برجسته ومشروطیت دستاورد غربگراها برای مبارزه با شریعت تعبیر می شودوتلاش های نظری وعملی بلندمرتبگان شیعه در برقراری مشروطیت درسایه ی اعدام شیخ فضل ا.. رنگ می بازد.

 

شاه سایه ی ایزد(ظل الله)ناشی از بیعت ملکوتی :

 

هسته ی اصلی اندیشه ی سیاسی در دوران گسترده ای از تاریخ ایران زمین مبتنی بر اندیشه ی ایرانشهری بوده است که در آن بین شاه و آسمان بیعتی ملکوتی به نام فرّه ایزدی شکل می گرفت و بدان جهت شاه حاکم مطلق العنان ایران زمین بود . مملکت و سلطنت ودیعه ای آسمانی دانسته  می شد که ایزد در اختیار شاه قرار می داد. این اندیشه در دوره ی اسلامی به شکل جدید، اما باهمان محتوا بازتولید شد و شاه از سایه ی ایزد به ظل الله تبدیل شد. این منطق توسط فقهای شیعه که حکومت در غیبت معصوم راغصبی می دانستندحداقل در عرصه ی عمل پذیرفته شد و مخصوصاً در دوران صفویه و قاجاریه ارتباط تنگاتنگی بین فقها و سلاطین بوجود آمد. آشنائی ایرانیان با منطق جدید حکمرانی در غرب به زمینه هائی جهت شکل گیری مشروطه خواهی در ایران انجامیده و به تاریخ 14 مرداد ماه 1284 ه. ش. فرمان مشروطیت توسط مظفر الدین شاه قاجار صادر گردید.

 

 دولت مطلقه و دولت مشروطه؛

 

نظریه ی دولت مشروطه (Costitutional state ) در مقابل دولت مطلقه (abso lutist monarchy)شکل گرفت که در آن پادشاه مطلق العنان بوده و هیچ قانونی جزء اراده ی وی محدودیتی بر اعمال و رفتارش اعمال نمی کرد. دولت مشروطه مبتنی بر قانون اساسی است و به محدودیت هایی که قانون معین کرده است، معطوف می باشد. در دولت مشروطه حکومت بر آمده از اراده ی شهروندان (آزاد و برابر ) است و موظف است منافع آنان راتضمین کند.1 شایان ذکر است که آنچه مطلقیت و استبداد در غرب بود قابل مقایسه بامطلقیت و استبداد ایرانی نبوده است. وجود طبقه ی اشراف قدرتمند در غرب، بر خلاف ایران، برای اقتدار همه جانبه ی پادشاه و احاطه ی همه جانبه ی وی محدودیت ایجاد می کرد. البته محدودیت های بر پادشاهی ایرانی نیز اعمال می شد که از نوع دیگر بود.

 

مشروطیت ایران و فقها؛

 

چنانچه قبلاً متذکر شدیم علیرغم اعتقاد فقها به غصبی بودن هر نوع حکومت در عصر غیبت معصوم (بدان معنا که حکومت امری الهی است و خدا آن را به معصوم سپرده است و در عصر غیاب عصمت، همه ی حکومت ها غصبی اند) در عرصه ی عمل اکثر فقها ارتباط نزدیکی با سلاطین عصر خود بر قرار می کردند. از طرفی مجتهدان، واجد قدرتِ مهمی در عرصه ی سیاسی– اجتماعی ایران بوده اند. بحران پایان سلطنت ناصرالدین شاه قاجار که در عصر مظفرالدین شاه استمرار یافته بود به صدور فرمان مشروطه توسط ایشان انجامید. در اعتراضات منتهی به صدور فرمان مشروطه فقها نیز نقش مهمی داشتند. فقهایی چون سید محمد طباطبائی، عبدالله بهبهانی و شیخ فضل الله نوری به عنوان بخشی از جامعه ی معترض ایرانی خواستار تشکیل عدالتخانه بودند که نهادی سنتی و یادآور دستگاه دیوانی عصر صفوی بود و در آن حاکم شرع به رتق و فتق امور قضائی بامحوریت شریعت می پرداخت. تحولات بعدی به شکل گیری مشروطیت و قانون اساسی راه برد و به اختلاف علماء انجامید.

 

  گذر از تأسیس عدالتخانه به مشروطه خواهی و شکل گیری جریان های مشروعه خواه – مشروطه خواه؛

 

از آنجا که علاوه بر فقها، گروههای دیگری نیز در اعتراض علیه سلطنت دخیل بودند، تحولات از تأسیس عدالتخانه به تأسیس مجلس شورای ملی و مشروطیت راه برد. بر خلاف بهبهانی و طباطبائی که پس از این گذار، از مشروطیت دفاع کردند، شیخ فضل الله نوری به  دلائلی با مشروطیت به مخالفت بر خاست.او با نگارش رساله ای به نام «حرمت مشروطه» مشروطیت و قانونگذاری راخلاف شرع دانسته و مبانی مشروطیت همچون آزادی و برابری را به الحاد و شرک و ایستادگی در مقابل شریعت تعبیر نمود.2 شیخ ایستادگی در مقابل پادشاه اسلام پناه (محمد علی شاه قاجار) را نیز تاب نیاورد و در عرصه ی عمل هم به همراهی با دربار پرداخت و ریاست مخالفان مشروطیت را بر عهده گرفت تا جائی که از وی به عنوان «رئیس المستبدین» یاد می کردند.3 باستانی پاریزی در تلاش آزادی از نقش شیخ فضل الله در به توپ بستن مجلس یاد می کند و از زبان شیخ می آورد که: الساعه از باغشاه آمدیم، فاتحه مشروطیت را خواندیم.4 شیخ محمد مردوخ کردستانی از علمای اهل سنت حاضر در باغشاه نیز از تلاشهای شیخ در محو مشروطیت، سخن می گوید.5شیخ فضل الله با جعل مفهوم «مشروطه ی مشروعه» در مقابل مشروطیت، به زبانی جدید از سلطنت ظل اللهی حمایت نموده و با صراحت به تئوریزه کردن استبداد به نام دین همت می گمارد. او می نویسد : عجب است که به خلط مبحث اشاعه می دهند که اسلام طلبان مستبدند . حال آنکه البته باید مستبد باشند. اساسه ی اسلام بلکه هر دینی بر استبداد است .6در فقدان یک نظریه ی منسجم توسط روشنفکران حامل اندیشه ی سیاسی مدرن (مشروطه) و ناتوانی ایشان از پاسخ سازگار باشرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران، فقهای مشروطه خواه به جریان اصلی ومیدان دار در دفاع از مشروطیت تبدیل شدند. شیخ اسماعیل محلاتی در رساله ای به نام اللئالی المربوطه فی الوجوب المشروطه، که آن رابه امضای فقهای تراز اول شیعه در آن عصر یعنی آخوند خراسانی، عبدالله مازندرانی و نجل میرزا خلیل رساند، ادعای شیخ فضل الله و دیگر مشروطه خواهان در اسلامی دانستن استبداد را تقبیح نمود.7وی فاصله ی مشروطه و مطلقه با «شرع» را به یک اندازه می دانست و با مغالطه دانستن ادعاهای مشروعه خواهان، مملکت رامتعلق به مجموع سکنه ی آن دانسته و حکومت بدون اذن مردم را استبدادیه تلقی می کند. میرزای نائینی دیگر فقیه حامی مشروطه خواه نیز با نگارش رساله ی مهم تنبیه الامامه و تنزیه المله که آن را  به تأئید علمای نجف رسانید، حمایت از استبداد را همچون لکه ی ننگ و عاری عظیم برای متولیان شریعت قویم قلمداد کرده و مشروطیت را از استبداد اقرب به شریعت معرفی می نماید.8 علمای نجف و در رأس ایشان آخوند خراسانی بادفاع از مشروطیت در مقابل مطلقیت، شرعی دانستن استبداد رابدعت در دین دانسته و حکومت در عصر غیبت را از آنِ جمهور ملت می دانستند. فتاوای روشنگرانه ی ایشان در دفاع از مبانی مشروطیت و سازگار دانستن مشروطه و دین را می توان از مهمترین اسناد مشروطیت ایران دانست.9

 

چشم پوشی از اندیشه و عمل روحانیت مشروطه خواه بابرجسته سازی اعدام شیخ فضل الله

 

اعدام مرحوم شیخ فضل الله نوری به عنوان یک اقدام ناشایست توسط برخی مشروطه خواهان، به محور اصلی تحلیل ها در تلقی رسمی تبدیل شده است. مرحوم جلال آل احمد در کتاب غرب زدگی با یک منطق دو گانه انگار شرقی – غربی، مشروطیت را چون غربی است رد کرده و به تمجید از مشروعه خواهی شیخ فضل الله پرداخته و ایشان راآخرین مدافع تشیع اسلامی دانسته و از آن رو اعدام وی را علامت استیلای غرب زدگی می داند.10 در دستگاه دوگانه انگار آل احمد که دستگاه رایج دورانهای بعد (و دوران ما) می شود. از مهمترین پردازش های فکری ایرانی- اسلامی در گذار به دموکراسی بومی چشم پوشی می شود. این نادیده انگاری به  اعدام شیخ فضل الله نوری بر می گردد که اتفاقاً توسط روحانیون بلند مرتبه ی حامی مشروطه تأئید نشد. علی اکبر ولایتی در کتاب زمینه های فکری مشروطیت نیز از این رویه تاثیر می پذیرد. ایشان نیز در این کتاب با خلاصه کردن مشروطه خواهی در اندیشه ی برخی روشنفکران بر گفتمان و اندیشه ی به قول خویش مشروطه خواهان متشرع چشم می پوشد. 11چشم پوشی ولایتی  بر اندیشه ی بزرگانی چون آخوند خراسانی، نائینی، محلاتی و دیگر اندیشمندان حامی مشروطیت که تلاشهای فکری گوناگونی در تاریخ مشروطیت ایران داشتند، غیر قابل چشم پوشی است. وی از سویی در «مقدمه فکری نهضت مشروطیت» بیش از آنکه به تفکرات گوناگون و نسبت آنان به «مشروطیت» بپردازد، به اندیشه های ضد دین که اتفاقاً به همان اندازه که غیر دینی اند می توانند با مشرو طیت غیر مرتبط باشند، پرداخته است! گوئی در برداشت رسمی از مشروطیت، صلاح نیست که فقیه اصولی  بلند مرتبه ای چون آخوند خراسانی (صاحب کفایه الاصول) به عنوان حامی  مشروطیت معرفی  شود.

 

ارتباط رهبری معنوی مشروطیت (علمای نجف) با مجاهدان مبارز علیه استبداد

 

 اگر نبود رسا ئل و فتاوای اهالی شریعتِ حامی مشروطه، فاصله ای بین تکلیف شرعی و حمایت از سلطنت استبدادی بوجود نمی آمد. به عبارتی حمایت علمای نجف از اصل مشروطیت و مخالفت با استبداد اجازه نداد حضور شیخ فضل الله در جرگه ی مخالفان مشرو طه، مشروطیت را با ضد دینی بودن مساوی جلوه دهد. احمد کسروی در اهمیت حمایت های علمای نجف از جنبش مشرو طیت می نویسد: چون ملایّان در تبریز  و دیگر شهرها به دشمنی با مشروطه برخواسته بودند و مشروطه خواهان را بیرون از دین یا «بابی» می نامیدند، اگر این فتواهای علمای نجف نبودی کمتر کسی  به یاری مشروطه پرداختی،  همان مجاهدان تبریز بیشترشان پیروی از دین می داشتند، و دستاویز شان در کوشش و جانفشانی این فتواهای علمای نجف می بود. همان ستارخان بارها این را به زبان آورد که من حکم علمای نجف را اجرا می کنم.12 حاج علیقلی خان سردار اسعد ، فرمانده ی آزادیخواه بختیاری که در جریان مشروطه خواهی خود و ایل اش جانفشانیها کرده بودند، حمایت خود از مشرو طیت را در پیرو ی از علمای نجف می داند:«سردار اسعد که حاجی  علیقلی  خان باشد با سفیرین روس و انگلیس به این قسم جواب و سوال کرده است، سفیرین گفته اند که شما نباید از این نقطه حرکت(کنید) و پیشتر بروید. جواب گفته است ما مسلمان(هستیم) و به حکم پیشوایان خود حرکت کرده ایم نه به میل شخصی، می خواهم بدانم این امری که می کنید از طرف دولتین روس  و انگلیس و رسمی است یا خیر؟ اگر از طرف دولتین است  بنویسید و بدهید و ما هم از برای پیشوایان خود بفرستیم و بدانند از  طرف کیست و ما مسئول نیستیم، بعد چه امر می کنند، ا طاعت نماییم.»13آخوند محمد کاظم خراسانی پس از اطلاع از این اتفاق در تلگرافی اعلام می کنند14:«8 ج 2 مخابره شده است- بصره، محمره، اصفهان، قم، توسط  ده و شش جنابان مستطابان سرداران عظامان ملی امراء بختیاری دامت تأییداتهم. تلگراف اطمینان که از سیم خارجه فرموده بودید رسید. موقع باریک،وطن در خطر، حفظ قوای ملّیه منتخبیه، حراست مجلس، عدم ضمان مشروطیت از اجانب، سلب قوای استبدادیه، اجراء حکم الهی بر مستبدین لازم. ان شاء الله تعالی، محمد کاظم الخراسانی.>>15

 

این در حالی است که سعی وافر جریانی در انگلیسی خواندن انقلاب مشروطیت ایران گوش فلک را کر کرده است. به عنوان مثال علی اکبر ولایتی بدون نگاهی عمیق به تحولات مشروطه در کتابش سوالاتی را مطرح نموده است که می توان آن را نماینده ی برداشتی دانست که سریال «سالهای مشروطه» از دل آن بیرون می آید . سوالاتی از قبیل :

 

1-چرا در ابتدای امر شیخ فضل الله نوری که از مجتهد ین مسلم بود با مشروطه موافق و بعد مخالف شد؟

2-چرا هرگاه مشروطه خواهان هوا را پس می دیدند به سفارت انگلیس پناه می بردند؟

3-چرا افراد مشکوکی نظیر ملکم خان بسختی از مشروطه دفاع می کردند؟

4-چرا «یپرم خان ارمنی»(عضو فرقه ی  داشناک) مدافع مشروطه در آمد؟

5-چرا بعد از آغاز درگیری محمد علی شاه و مشروطه خواهان، «سردار اسعد بختیاری» به عجله از اروپا به میان ایل خود در ایران بر می گردد و به همراه سواران بختیاری به تهران هجوم می آورد ، تا از مشروطه ای دفاع کند، که به قول آل احمد  نظام خان خانی را نفی می کرد؟ و دیگر چراهای ولایتی!»16

 

 آیا در پاسخ به همه ی سوالات فوق نمی توان گفت که کنار گذاشتن تَوَهُم و نگاه معقولانه، واقع بینانه، مستند، مستدل و عالمانه انسان را از افتادن در دام یکجانبه نگری، اراده ی معطوف به  قدرت، نادیده انگاری، چشم پوشی، برجسته سازی، حاشیه سازی و ... بیمه می کند و گرنه چه کسی  جرأت می کند، آخوند خراسانی را عامل انگلیس بنامد یا بر جانفشانی های اقوام ایرانی برای وصول به آزادی، برابری، مشروطیت، محدود و پاسخگو کردن قدرت و ... انگ پیروی از بیگانه بزند.

 

موخره:

 

انقلاب مشروطیت ایران پاسخ به استبداد ظل اللهی بود. سردمداران اصلی  مشروطه نه تنها عامل انگلیس و بابی ها و بهائی ها نبوده، بلکه عالمان بلند مرتبه ی شیعه بودند. محور گفتمان« مشروطه ی مشروعه» ی شیخ فضل الله بیشترین شباهت را با گفتمان ظل اللهی داشت. جریانی در صدد است اقدام ناشایست اعدام شیخ فضل الله نوری را بر علیه هر جریان مشروطه خواه و قانون طلب ایران به کار گیرد.غافل از آنکه وقایع تاریخی آنگونه که بوده اند، نه آنگونه که آنها می خواهند، تفسیر می شوند . ممکن است اندیشه ای در فضای تک صدائی غالب شود، اما با باز شدن فضا و تضارب آراء نمی توان به پایداری اندیشه ی  مبتنی و متکی بر قدرت چندان امیدوار بود. «ماه اگر یک شبه پیدا نباشد، چهارده شبه آسمان را روشن می کند.»

 

پی نوشت:

1-برای اطلاعات بیشتر در مورد نظریه های دولت رجوع کنید به اندرو وینسنت،نظریه های  دولت، ترجمه ی حسین بشیریه، تهران: نشر نی، 1376 و  همچنین دیوید هلد؛ شکل گیری دولت مدرن، ترجمه ی عباس مخبر، تهران: آگه، 1386.

2-برای آشنائی با اندیشه ی شیخ فضل الله نوری رجوع کنید به؛ شیخ فضل الله نوری، حرمت مشروطه: در غلامحسین زرگری نژاد، رسائل مشروطیت، چاپ دوم، تهران: نشر کویر، 1377.و همچنین لوایح شیخ فضل الله نوری به کوشش هما رضوانی، تهران: نشر تاریخ ایران، 1362.

3-محمد مهدی شریف کاشانی، واقعات اتفاقیه در روزگار، به کوشش منصور اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران: نشر تاریخ ایران، 1362.

4-محمد ابراهیم باستانی پاریزی، تلاش آزادی قم: نشر خرم، 1379.

5-ر.ک به:شیخ محمد مردوخ کردستانی، تاریخ مردوخ، تهران: نشر کارنگ 1379.

6-لوایح شیخ فضل الله نوری، ص 65.

7-برای ا طلاعات بیشتر از اندیشه ی سیاسی  شیخ اسماعیل محلاتی رجوع کنید به: شیخ اسماعیل محلاتی، الئالیه المربوطه فی الوجوب المشروطه، تهران: مهدیه 1386.

8-برای اطلاع از افکار و اندیشه های نائینی رجوع شود به: میرزا محمد حسین نائینی، تنبیه الامه و تنزیه المله، قم: بوستان کتاب، 1382.

9-برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به؛ محسن کدیور(به کوشش)؛ سیاست نامه خراسانی، تهران: کویر، 1385. و ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان(دو جلد) به اهتمام علی اکبر سعیدی سیرجانی، تهران: انتشارات آگاه و نوین، 1362. و نیز محمد مهدی شریف کاشانی، واقعات اتفاقیه در روزگار.

10-برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به جلال آل احمد، غرب زدگی: تهران: مجید 1376.

11-علی اکبر ولایتی، مقدمه ی فکری نهضت مشروطیت، تهران: نشر فرهنگ اسلامی، چاپ هشتم، 1380.

12-احمد کسروی، تاریخ مشروطیت ایران، ویراسته ی رحیم رضا زاده ی ملک، تهران: صدای معاصر(مجید) 1386، 678.

13-تمجید السلطان تفرشی، روزنامه ی اخبار مشروطیت و انقلاب ایران، به کوشش ایرج افشار، چاپ دوم، تهران: امیر کبیر 1376، 170.

14-ظواهر امر حاکی از آن است که مرحوم آخوند خراسانی در پاسخ به یکی از  سران بختیاری(و به احتمال قوی مرحوم سردار اسعد) اقدام به ارسال این تلگراف نموده است .

15-ناظم الاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، ج 2، 481 .

16-ولایتی ،همان،47.

 

 

 *ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات