خدا مي داند پاك ماندن در اين كشور چه قدر سخت است , لازمه اش اين است كه انسان خيلي از محدوديت ها را قبول كند و با دقت و احتياط زندگي كند . و تا هزارها مثل من فدا نشوند وطن عزيز ما روي آزادي و استقلال را نخواهد ديد.))
در 31 سال پيش يعني در 14 اسفند 1357 مبارزين به همراه جمع كثيري از مردم جهت گراميداشت ياد رهبر مقاومت ملي ايران زندهياد دكتر مصدق بر مزار آن مرحوم به گرد هم آمدند و در آن گردهمايي شادوران آيتا... طالقاني سخناني را ايراد فرمودند. اينك نگارنده ضمن گراميداشت چهل و سومین (43) سال درگذشت رهبرمقاومت ملي ايران و صدمین (100) سالگرد تولد زنده یاد آیت ا... طالقانی در نظر دارد تا آن سخنان را مورد بررسي قرار داده و با ذكر فرازهايي از آن سخنراني نظر خوانندگان گرامي را به آن جلب نمايد.
در آغاز بايد گفت اگرچه مرحوم طالقاني مشتاق به بيان مطالب بيشتري در آن گردهمايي بودهاند اما خستگي و كسالت جسمي مانع از اين امر گشت كه او بيشتر بگويد:
«خسته شدم شايد شما را هم خسته كردم ولي شايد مجالي بيشتر از اين، نميدانم، خدا ميداند تا چند روز ديگر تا چند مدت ديگر با اين وضع مزاج بين شما باشم.» «هي ميخواهم حرف بزنم ولي از يك طرف ديگر ميبينم خسته شدم. از همه شما عذر ميخواهم»
نگارنده پس از مطالعه و بررسي عمده بيانات سخنراني را در محورهاي زير تقسيم نموده كه عبارتند از :
1-مصدق، راه و روش او 2-ملت، عزت نفس و آگاهي 3-استعمار و استبداد 4-نهضتها و گروههاي داخلي 5-حمايت از دولت موقت
مصدق، راه و روش او
زنده ياد آيتالله طالقاني مرحوم دكتر مصدق را اشراف زادهاي تحصيلكرده ميدانست كه زندگي او در طبقة اشراف باعث گشته بود تا پوكي آنها را از نزديك ببيند و ساخت و سازهاي دربار را از نزديك مشاهده كند و آنان را بشناسد و آن ترس و ناچيزدانستن خود، كه مردم از چنين قدرتهايي دارند در برابر او كاهش يابد و از بين برود واز او مردي بسازد كه به درد ملت خود برسد و او را مرد نهضت كند.
مرحوم آيتا.. طالقاني زندهياد دكتر مصدق را حلقه واسطي بين نهضتهاي پيش از خود و ادامه نهضتهاي پس از وفاتش براي ادامه نهضت مردم ايران عليه ظلم و استبداد و استعمار و استثمار مي ديد و نام او را براي دشمنان داخلي و خارجي، استعمار خارجي و عوامل استعمار داخلي وحشت آور و نگرانيآور ميدانست. او را رهبر و راهنمايي ميدانست كه به مردم خود نشان داد نه روس و نه انگليس بلكه ملت بايد حاكم بر سرنوشت خود باشد و راهش را بيابد و به پيش برود. رهبري كه در مقابل ملت خود خاضع بود اما در مقابل استعمارگران كه سيطره آنها همه دنيا را فراگرفته بود و همه از قدرت آنها در هراس بودند چون شير ميغريد. شادروان آيتا... طالقاني زندهياد دكتر مصدق را چون يك پزشك ماهري دانست كه انگشت روي درد گذاشت و گفت ما بايد در دنياي شرق و غرب بيطرف بمانيم و تز عدم تعهد را بيان كرد ودر همه حال به دنبال استقلال و آزادي ايران ميبود.
از نظر ايمان ايشان مرحوم دكتر مصدق را مؤمني واقعي ميدانست كه با توجه به بودن او در طبقه بالاي كشور ، ذرة نقطه ضعف در زندگي او ديده نشد و سرتاپاي او را توحيد ميدانست.
ملت، عزت نفس و آگاهي
مرحوم طالقاني پيروزي و شكست ملتها را در آيه شريفه ان الله لايغيرما بقوم حتي يغيروا بانفسهم مي دانست و تغيير و تحول، شكست و پيروزي، عزت و ذلت، نابودي و سازندگي همه را به روحيات، نفسيات، اخلاق و منش ملتها در ارتباط ميديد و از دست دادن استقلال و استثمار گرديدن را مربوط به تغيير در انسان ميدانست.
ايشان ضرباتي را كه بر ما وارده شده بيش از آن كه ناشي از ضربه خارجي بداند ضربه از خود را موثر دانسته و همچنين استعمار خارجي و استبداد را چون ميكروبي ميداند كه در پيرامون انسان وجود دارد و وقتي كه در انسان زخم و جراحتي وارد ميشود، ميكروبها از همانجا به درون نفوذ ميكنند. مرحوم طالقاني تجربيات گذشته را كافي دانسته و معقتد بود كه اين تجربهها بايد ما را از خودبينيها، گروه بينيها به مردمبيني و خدابيني سوق دهد و خود را در اين راه فراموش كنيم . آينده را بنگريم و ببينيم چقدر و چه دشمناني در كمين ما هستند . سرنوشت كلي و تاريخي را فداي مسائل جزئي و خصوصيات اخلاقي و گروهي خودمان نكنيم و بدانيم برادريم از يك خانواده هستيم و بدانيم كه با هم زندگي ميكنيم با هم ميميريم و سرنوشت خودمان را بايد به دست خودمان بسازيم ايشان همه چيز را از آن مردم و حق مردم ميدانست.
استعمار و استبداد
شادروان آيت ا.. طالقاني برنامة استعمار و استبداد را براي چپاول و غارت سرزمينها در از بين بردن تمام قدرتهاي ملي و ديني و كشتن و يا خانهنشينكردن جناحها و گروههايي كه درك و درد دارند ميدانست ايشان معتقد بود كه استعمار و استبداد با بكارگيري يك عده فرصتطلب ، فرماسيونر غرب زده، خودخواه مشروطيت را كه حق مردم بود به انحراف كشانده و استبداد و استعمار داخلي و خارجي را عاملين انحراف انقلاب مشروطه ميدانست.
ايشان در بخشي از سخنان خود فرمودند « استبداد و استعمار با پيداكردن نقاط ضعف، جاسوسها و عوامل خود را بكار ميگيرد تا در بين مردم و در گروهها جدايي بيافكند و همين جدايي عامل بوجود آمدن كودتاي 28 مرداد گرديد.»
مرحوم طالقاني يكي از دسايس بزرگ استبداد را همين تفرقه افكني مانند تفرقه سني با شيعه، فارس با عرب و جدايي پدر از پسر، خواهر از برادر و .... ميدانست.
نهضتها و گروههاي داخلي:
شادروان آيت ا... طالقاني همه را به مطالعه و ارزيابي نهضتهاي ايران به دور از تعصب، يكسويه نگري و بدبيني دعوت كرد و از نهضتهاي تنباكو و سيدجمال الدين به عنوان نهضتهاي فكري اسلامي كه تا عمق خانهها، دهات رسوخ كرد به نيكي نام برد و آنها را عامل موجي دانست كه به انقلاب مشروطيت منجر شد.
ايشان اتحاد گروههاي ملي و ديني را در يك مقطع خاص چون ملي شدن صنعت نفت مشروع شدن انتخابات و ... را بركت دانسته و اختلافها را عامل ضربات جبران ناپذيري چون كودتاي 28 مرداد مي ديد كه استبداد و استعمار با فريب دادن گروهها و افراد و با گفتن مطالبي چون نهضت مال توست، سهم بزرگ مال توست، تو بايد جاي او را بگيري و ... آن فاجعه را بوجود آورده و سپس با بكارگيري يك عده لات، بدكاره با پرداخت چند دينار خانه مصدق را تاراج كردند و اثاثيه اش را از بين بردند و به محاكمه كشاندند و او را به زندان افكندند و در قلعه احمد آباد او را زنداني كردند.
ايشان در صحبتهاي خود فرمودند: «در كودتاي 28 مرداد آنان دسيسهاي كردند عدهاي مصدق را خواهان كمونيست دانسته و گفتند او ميخواهد دين را از بين ببرد و عدهاي داد و وا اسلاما سردادند و اين وسط چه شد؟» سپس ايشان به نصيحت پرداخته و فرمودند: «اي ملت شريف اي ملت رنجديده مواظب باشيد در اين جهتگرايي و راستگرايي باز هم دچار عوامل استعمار و استبداد و جاسوسهاي اينها نشويد. آنان دندانهاي خود را تيز كردند و با همه قوايي كه دارند با همه دسيسهها و وسايل نظامي و غيرنظامي در كمين ما نشستهاند.» ايشان معتقد بودند كه وقت آن است كه تفرقه را كنار بگذاريم و شعارهاي نابجا ندهيم.
حمايت از دولت موقت:
زنده ياد آيت ا... طالقاني ضمن پرهيز گروهها از تفرقه و موضعگيريهاي ناروا اشاره به مشكلات بسيار زياد در حوزههاي اقتصادي، اجتماعي، سياسي نمودند و سپس فرمودند « اين دولتي كه فعلا اين مسئوليت خطير را در پيش و بدست گرفته بارها گفته ام نه ايدهآل شماها، چپگراها، راستگراها نميدانم، هرچه اسمش را ميگذاريد، ايدهآل من هم نيست. اما ايده غير از واقعيت است و اين را بايد اعتراف كنم كه اينها مخلصند، هواپرست نيستند، مشكلات دارند، گاهي در جلسات كه از گوشه و كنار شركت ميكنم گوشهاي از مشكلات را نشان ميدهند من وحشت ميكنم.» سپس ايشان گروهها را خطاب قرارداده و فرمودند « انتقاد بكنيد هرچه دلتان ميخواهد در انتصاب انتقاد كنيد در كارها انتقاد بكنيد ولي بايد همكاري كنيد برادرانه با محبت بكوشيم كه اين مشكلات را از پيش پا برداريم ما دولتي داريم كه نميتوانيد به اين دولت، افراد اين دولت سابقه بد، سوءاستفاده، سوءنظر، عدم اخلاق و هيچ اتهام ديگري چسباند»
یاد و نام مبارزین وطن گرامی باد
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




