جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ -
- 03 Sep 2010
23 رمضان 1431
| آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۰:۰۳ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مالک ریگی و مردم بلوچ
مالک ریگی و مردم بلوچ
  شبکه جنبش راه سبز(جرس): بیش از یک هفته است که عبدالمالک ریگی، رهبر گروه جندالله دستگیر شده است. در این یک هفته، رسانه ها در ایران به جز روزهای اول دستگیری مالک، دیگر چیزی ننوشته اند. به نظر می رسد این موضوع  در ایران فعلا امنیتی است. اعلام شده است که دادگاه عبدالمالک ریگی را علنی برگزار می کنند. در خارج اما رسانه ها فعال بوده اند.

 

تحلیل های اپوزیسیون که مترصد فرصتی هستند تا علیه جمهوری اسلامی به هر نحوی موضع گیری کنند، بدون اینکه اطلاعاتی صحیح داشته باشند  بر محور محبوبیت مالک می چرخد و از آنجایی که برخی از این اپوزیسیون بلوچ هستند، با بهره برداری از این پیشینه بلوچی در مقام کارشناس و آگاه به مسائل بلوچستان در باره منطقه  و مردمی قاطعانه اظهار نظر می کنند که سالهاست، به آنجا نرفته اند و ندیده اند و حتی خبری از تغییرات جامعه و مشکلات بلوچ ها ندارند.

 

تحلیل های واقع بینانه تر و آکادمیک که اتفاقا برخی  بعضا توسط خارجیان نوشته شده ،اما توانسته  بخشی از واقعیتی را که امروز در ایران و بلوچستان  می گذرد ، بیان کند، هم در باره تاثیرات بین المللی دستگیری عبدالمالک ریگی و هم در باره تاثیرات داخلی آن است. مقاله بهادراکوما در آسیا تایمز از این دست است.

 

شادی مردم بلوچستان

 

واقعیت این است که دستگیری عبدالمالک ریگی، مردم بلوچستان را از فارس و بلوچ، خوشحال کرده است. تقریبا همه مردم علاقه مند هستند که داستان مهیجی را که از تلویزیون ایران  مبنی بر نشاندن هواپیمای حامل مالک در فرودگاه بندرعباس پخش شد را باور کنند و هیبت پاسداران نقابدار اطراف ریگی را تحسین کنند. برای مردم مرزنشین این که ایران بدون و یا با کمک سرویس امنیتی پاکستان ریگی را دستگیر کرده باشد، فرقی ندارد بلکه آنچه  اهمیت دارد، پایان داستان است که همانا دستگیری ریگی است. دستگیری مالک علاوه بر پایان دادن به غائله ای که او برپا کرده بود، قوت قلبی به مردمی می دهد که در منطقه ای مرزی در همسایگی دو کشور بی ثبات زندگی می کنند.

 

 فعالیت های مالک ریگی برخلاف تصور برخی از اپوزیسیون نه هدف مبارزه با اعتیاد را دنبال می کرد و نه آبادانی و کاهش بیکاری در بلوچستان را. در واقع او هرگز یک برنامه مدون برای مخالفت و یا مبارزه با  حکومت جز ابهام گویی ارائه نداد و از طرف دیگر در مقامی نبود تا بتواند برای کاهش بیکاری یا حتی مبارزه با اعتیاد در این منطقه برنامه ریزی و اقدامی کند. او با اینکه احتمالا به دلیل برخی حامیانش، نام جنبش مقاومت ملی ایران را  برای خود برگزیده بود، یکی از عملیات مرزی خود را فتح قادسیه نام نهاده بود.

 

 در عوض او با اقدامات تروریستی و اخلال در امنیت زندگی و اقتصاد در منطقه و نیز خشونت غیر انسانی که در حق مردم غیر نظامی ساکن در منطقه روا داشت، بیش از آن که گرهی از کار مردم بلوچ باز کند، برای آنها مشکل ساز شد و زمینه بدبینی  به آنها و در مواردی تحقیر شان را فراهم کرد و خود را نیز به عنوان یاغی که راه را بر مردم می گیرد، آدم می دزدد و باج می گیرد، به مردم معرفی کرد.

 

 بازماندگان حادثه تاسوکی از جمله محمد نوری فرماندار زاهدان که کاملا اتفاقی برغم جراحات بسیار جان بدر برده است، می گویند" بیشتر اعضای این گروه، دزد بودند، چون وقتی مالک و دو سه نفر دیگری که به نظر می آمد، سرکرده های آنها هستند، نبودند، بقیه افرادشان در جیب های ما دنبال ساعت و پول و انگشتر می گشتند".اقدامات تروریستی مالک ریگی ، دلیل شادمانی مردم برای دستگیری او بود.

 

اقدامات جندالله در سیستان

 

 

 در  این 4 سال فعالیت جندالله در منطقه، بیش از 400 نفر جان خود را از دست داد. علاوه براین، جندالله تعداد زیادی از صاحبان سرمایه در زاهدان که عموما از عمده فروشان و تجار چهارراه رسولی زاهدان بودند را به گروگان گرفت و در ازای پول هنگفت آزاد کرده است. گفته می شود از 300 تا 500 میلیون تومان از این گروگان های سرشناس پول گرفته است. خود مالک گفته است که برای تامین مخارج گروه خود و اقداماتش ناچار است این کار را بکند. اما به نظر می رسد این طرحی از سوی حامیان خارجی اش بود تا ناامنی و در نتیجه نارضایتی از حکومت را در منطقه افزایش دهد.

 

این اقدام باعث مهاجرت صاحبان سرمایه از استان و نیز بسته شدن مرزها توسط دولت گردید و مردم بلوچ از راهی طبیعی که برای معاش داشتند، محروم شدند. تجارت زمینی یکی از راههای امرار معاش مردم است. در نتیجه عبور و مرور راحت گروه مالک از مرز، دولت برای تامین امنیت منطقه، تصمیم گرفت، ساخت دیوار بتونی مرزی را در سراسر خط مرز در استان سیستان و بلوچستان را در دستور کار قرار دهد.

 خشونتی که مالک در اقداماتش علیه مردمی که غیر نظامی بودند بکار گرفت، مهمترین دلیلی بود که باعث انزجار و نفرت شده بود. او در فیلمی نشان می دهد که چگونه یکی از گروگان های خود را سر می برد. صحنه های تحقیر انسانی که در این فیلم ها نشان داده می شود، از جمله افرادی که برای نجات خود گریه و یا التماس می کنند احساسات مردم را به شدت جریحه دار کرد.

 

 

دیدگاه مردم عادی نسبت به ریگی

 

 مردم عادی بلوچ احساس شان را درباره ریگی چنین بیان می کنند، " آدمکشی های مالک باعث شد تا ما از بلوچ بودنمان ، شرم کنیم و از همشهری هایمان خجالت بکشیم". تحصیلکرده ها، اقدامات عبدالمالک را به ضرر مردم می دانند زیرا باعث شد، فضای منطقه به قدری امنیتی شود که مردم و بخصوص بلوچ ها نتوانند مطالبات ساده خود را هم پیگیری کنند.

 

به دلیل تاثیرات منفی که اقدامات جندالله بر زندگی مردم بر جای گذاشت،  ریگی نتوانست در میان مردم بلوچ محبوبیت پیدا کند، شاید به همین دلیل بود که او در سال پیش در همایش وحدت شیعه و سنی ، حمله ای انتحاری ترتیب داد و از کشتن ده تن از سران طوایف، همراه با تعدادی دیگر از ساکنان بلوچ منطقه ابایی نکرد. در این حادثه سردار نورعلی شوشتری و سردار محمد زاده ، فرمانده سپاه استان نیز جان خود را از دست دادند.

 

 او همچنین در برخی فیلم هایی که منتشر کرده است، راهنمای خود را که مردی بلوچ است به جرم رابطه با اداره اطلاعات ایران می کشد و ادعا می کند که خانواده بلوچی را دستگیر کرده است که جاسوس دولت ایران بوده اند و قصد دستگیری او را داشته اند، او آنها را نیز به قتل می رساند.

 

ریشه یابی و تجدید نظر

 

 بی تردید دستگیری ریگی، موفقیتی بزرگ به شمار می رود. اما دولت باید در سیاست های خود در منطقه که عامل به وجود آمدن، بحران هایی مانند بحران ریگی است، تجدید نظر کند. استان سیستان و بلوچستان، محروم ترین استان کشور به شمار می رود. بیکاری رقم شگفت انگیزی دارد و بنا بر آمار غیر رسمی، 50 درصد جمعیت استان را تشکیل می دهد. البته دولت با تعریف جدیدی که از بیکاری ارائه داده است، میزان بیکاری را در همه نقاط کشور به شکل غریبی کاهش داده است و در بلوچستان 14 درصد اعلام کرده است. اما پنهان کردن واقعیت ها، فقط بر وخامت اوضاع می افزاید.

 

در سالهای اخیر منطقه با مشکلات فراوانی مانند خشکسالی مواجه بوده است و تجارت هم که راه دیگری برای امرار معاش در این منطقه است، با مشکلات امنیتی و گاه فساد مقامات اداری مواجه بوده است. روی کار آمدن افراد و گروههایی که درکی از مصالح کلان جامعه ندارند و با کوته بینی بر تفاوت مذهبی اصرار می ورزند، مشکل مدیریتی را بر مشکلات استان افزوده است.

 

 از طرف دیگر، رئیس جمهوری که به سفرهای استانی و دیدار با مردم محروم  می بالد و آن را در زمره افتخاراتش می داند، جز در دور اول سفرهای استانی نتوانسته به دلایل امنیتی و نیز نارضایتی عمومی که از وی در منطقه وجود دارد، سفرش را به منطقه تجدید کند. او البته سال گذشته تحت تدابیر شدید امنیتی به زاهدان سفر کرد و فقط با مقامات استان و نه مردم دیدار کرد. او احتمالا به دلایل امنیتی به شهرهای استان هم سفر نکرد. این امر تاثیر منفی بر روابط میان دولت و جامعه بر جا می گذارد، خصوصا که در دو دوره اخیر انتخابات ریاست جمهوری، مردم استان به رقیب احمدی نژاد رای داده اند.

 

اگر بحران ریگی را تا حدی تمام شده فرض کنیم، باید تاکید کرد که راه جلوگیری از بروز مجدد چنین بحران هایی که می تواند به دلیل امنیتی و نظامی کردن اوضاع به بحرانی جدی در روابط دولت با مردم بلوچ منتهی شود، توسعه همه جانبه منطقه و سیاستی است که مشارکت همه آحاد جامعه را، بدون نگاهی تبعیض آمیز در این منطقه  دربرداشته باشد، چنانکه اعتماد مردم را برانگیزد.

ارسال به :
هموطنان عزیز،
نهال سبز آبیاری دائمی طلب می کند.


در شرایطی که باغبان متولی ملک ما، علف هرزه هارا حمایت می کند وخارهای گزنده پرورش می دهد، حفظ و نگهداری جوانه های مستقل سبزبرای سرفراز زیستن فرزندانمان در آینده مهم ترین وظیفه است. ادامه ...