بسم الله الرحمن الرحيم
بعد از انتخابات و در پی اعتراضات خیابانی که با برخوردهایی هم همراه بود بعضی از مفاهیم و اصطلاحات فقهی در رابطه ی با این امور مورد استفاده و بهتر بگوییم سوء استفاده قرار گرفت و در محافل رسمی و غیر رسمی نقل مجلس شد بدون اینکه به پیامدهای بازی با این الفاظ که از جمله آن خدشه دار شدن چهره ی رحمانی دین و فقه شیعه است توجه شود یکی از این اصطلاحات،اصطلاح محاربه است که ما در این مجال انشاء الله به آن خواهیم پرداخت
هدف ما در نوشتار این است که تعریفی فقهی از محاربه ارائه کنیم لازم به ذکر است که در این مقاله تکیه ی ما بر نظر فقهاست و به استدلال فقهی جز به اشاره پرداخته نمی شود
**اجزاء و شرائط در تعریف محاربه
*یکی از اجزاء و ارکان در تعریف محاربه ظاهر کردن و بیرون کشیدن سلاح است که تمام فقها چه از قدما و چه از متأخرین به آن قائلند
*یکی دیگر از اجزاء تعریف محاربه قصد ترساندن مردم است که اگر نگوییم اجماع فقها بر آن است قریب به اتفاق فقها قائل به آنند
*بعضی از فقها تحقق ترس را شرط می دانند که از جمله ی آن ها محقق اردبیلی است و ظاهر کلام شیخ طوسی هم دلالت بر آن دارد و بعضی شرط کرده اند که عمل شخص قابلیت ایجاد ترس را داشته باشد از جمله ی آنها مرحوم امام خمینی است
بعضی از فقها به شروط دیگری اشاره کرده اند که به آن نمی پردازیم
حال به توضیح در مورد این قیود می پردازیم
- در تحقق محاربه وجود وسیله ای که به آن عرفا سلاح اطلاق شود ضرورت دارد و سلاح بنابر نظر اهل لغت یعنی وسیله ی جنگ بنابراین استفاده از سنگ و چوب معمولی و امثال آن که عرفا سلاح نامیده نمی شوند محاربه محسوب نمی شود
- چون در تحقق محاربه قصد ترساندن مردم و سلب امنیت اجتماعی شرط است حال اگر عده ای بدون قصد ترساندن مردم بلکه به قصد اعتراض دست به سلاح برند محارب به شمار نمی روند
- قید ترساندن مردم می فهماند که اگر اعتراض افراد در راستای خواست مردم و مورد قبول غالب آن ها باشد با صرف نظر از باقی شروط،محاربه محقق نمی شود چون در این صورت قصد ترساندن مردم معنا ندارد
و همچنین اگر قید تحقق ترس یا قابلیت ایجاد ترس را که امام خمینی به آن قائلند را هم در نظر بگیریم تحقق عنوان محاربه با توجه به فرض بالا با مشکلات بیشتری مواجه است
**حال برای اینکه معنای محاربه ملموس تر شود اشاره ای اجمالی به بعضی از ادله ی آن می کنیم
خداوند تعالی می فرمایند:إنما جزاء الذین یحاربون الله و رسوله و یسعون فی الأرض فسادا أن یقتلوا أو یصلبوا أو تقطع أیدیهم و أرجلهم من خلاف أو ینفوا من الأرض ذلک لهم خزی فی الدنیا و لهم فی الأخرة عذاب عظیم(مائده /33)
سزاى كسانى كه با خدا و پيامبر او مىجنگند و در زمين به فساد مىكوشند، جز اين نيست كه كشته شوند يا بر دار آويخته گردند يا دست و پايشان در خلاف جهت يكديگر بريده شود يا از آن سرزمين تبعيد گردند. اين، رسوايى آنان در دنياست و در آخرت عذابى بزرگ خواهند داشت.
به تعابیر شدید و غلیظ این آیه ی شریفه و همچنین حکم شدید آن دقت شود .آیا این تعابیر برای اعتراضاتی که کما بیش در بسیاری از نقاط دنیا وجود دارد و از امور طبیعی شناخته می شود،صدق می کند؟
این آیه عمده دلیل برای بیان موضوع محاربه و همچنین حکم آن است و روایات مربوط به آن حول این آیه معنا می شود
امام صادق علیه السلام می فرمایند:من شهر السلاح في مصر من الأمصار فعقر اقتص منه و نفي من تلك البلد، و من شهر السلاح في مصر من الأمصار و ضرب و عقر و أخذ المال و لم يقتل فهو محارب فجزاؤه جزاء المحارب...(کافی ج 7ص (248
(کسی که در شهری از شهرها سلاح بکشد پس جراحتی وارد کند قصاص و تبعید می شود و کسی که در شهری از شهرها سلاح می کشد و شمشیر می زند و جراحت وارد می کند و مال مردم را می گیرد ولی قتلی صورت نمی دهد پس او محارب است بنابر این جزای او جزای محارب ست...)
همانطور که می بینیم در این روایت کشیدن سلاح،ضرب و جرح و لو به قتل نینجامد و أخذ مال را در حکم محارب می داند
البته ادله ی دیگری هم وجود دارد که این مختصر گنجایش آن را ندارد
**در پایان فتاوای بعض مراجع معاصر و مواد قانونی مربوط به محاربه را خواهیم آورد
امام خمینی در می فرمایند:
محارب هر کسی است که سلاح بکشد یا تجهیز به آن باشد برای ترساندن مردم و اراده ی فساد کردن در زمین و در ثابت بودن محاربه برای در آورنده ی سلاح با قصد مذکور با ضعیف بودن شخص به طوری که با ترساندن او خوفی برای کسی صورت نمی گیرد اشکال است بلکه منع از محاربه بودن است...
(تحریر الوسیله ج2ص492)
آیت الله خوئی می فرمایند:کسی که برای ترساندن مردم سلاح می کشد تبعید می شود و کسی که سلاح می کشد و جراحت می زند قصاص می شود و تبعید می شود و کسی که سلاح می کشد و مال مردم را مگیرد دست و پایش قطع می شود و کسی که سلاح می کشد و مال مردم را می گیرد و ضرب و جرح وارد می کند ولی نمی کشد پس کار او بدست امام است اگر خواست او را می کشد و یا به بند می کشد و اگر خواست دست و پایش را قطع می کند...(تکملة المنهاج ص52)
آیت الله وحید خراسانی هم مانند آیت الله خوئی فتوا داده اند(منهاج الصالحین ج3ص498)
آیت الله منتظری می فرمایند:
اگر شخص تواناى بالغ و عاقل با شمشير برهنه يا سلاح ديگر به منظور ترساندن مردم و بر هم زدن نظم اجتماعى يا ترور اشخاص و يا غارت دارايى مردم آشكارا به آنان يورش آورد ، و يا به منزل ، مغازه و يا محل كار آنان هجوم آورد و آن را به آتش بكشد " محارب و مفسد " است
و در چند مسأله بعد می فرمایند:در مواردى كه دانسته شود يا احتمال داده شود عمل شخص ناشى از ضرورت اقتصادى و يا فقر فرهنگى او بوده و تصميم او بر افساد جامعه وضربه زدن به حيثيت عمومى و كيان فرهنگى يا سياسى و يا اقتصادى اسلام و مسلمين محرز نباشد ، صدق عنوان " مفسد " معلوم نيست(توضیح المسائل ص580و581)
قانون مجازات اسلامی می گوید:
هر كس كه براي ايجاد رعب و هراس و سلب آزادي و امنيت مردم، دست به اسلحه ببرد، محارب و مفسد في الأرض است
(ماده 183قانون مجازات اسلامی)
این بحث در صدد بیان تعریف محاربه بود و بحث موضوع شناسی و مصداق یابی و قضاوت در مورد اینکه آیا حوادث اخیر و اعتراضات خیابانی مصداق محاربه است یا خیر را به اشخاص مطلع و منصف واگذار می کنیم
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




