مادرم
مادر همرزم وشهیدان وطن
سبزی نامه تو سرخ تر از خون شهید
من همرزم شهید
من بی پا
من مجروح
من جامانده زیاران شهید
شده ام گیج
مات ومبهوت
زانکه درد تو که هستی مادر
مادری داده زدست
سه گل نورس وزیبای شمیم
درد خود نیست در این نامه تیز
تو در این نامه تیز
بگذشتی زشهیدان خودت
تو در آن نالیدی
ناله مادر محبوسان و
ناله مادر مقتولان را
ناله مادر مضروبان و
ناله مادر مفقودان را
تو نشان دادی که
سارقانی زده اند دست به لباس ماها
که لباس پاک و
مهربانی بود آن
مهربانی باهم
مهربانی باخصم
به چه گاه
گاه اتمام فشنگ
گاه اتمام تیر
که بشد خصم اسیر
بعد آن می دید ما
زچه رو پیروزیم
به دلیل آنکه
زره انوار
آسمان اسلام
وره انوار
آسمان شیعه
جنگ وکشتن را ما
زشت وبد می دانیم
دید که ما ناچاریم
به دفاع ملت
به دفاع از خاک و
هست ونیست ملت
حال ای مادر من
دان که ما هم با تو
زار ونالان واشک ریزانیم
چونکه می بینیم ما
بد ونا اهلان را
با لباس پاکان
با لباس عشاق
چه خشونتها و
چه جنایتهایی
با جوانان کردند
با زنان ومردان
با همانهایی که
من وهمرزمانم
از برای آنان
جنگ کردیم با خصم
لیکن ای مادر من
تونیندیش به بی پاسخی نامه خویش
پاسخ ناله تو
پاسخ ناله ما
پاسخ این همه ظلمها وجفا
بدهد حق وخدا
این بود رسم خدا
گفت پیمبر برما
ملک با کفر بماند به بقا
ونماند به جفا
ونماند به جفا
این بود رسم خدا




