استراتژی ها به معنای راه های رسیدن به اهدافی می باشند که ماهیتی بلندمدت دارند. برای رسیدن به یک هدف می توان از یک استراتژی اصلی و چند استراتژی فرعی استفاده نمود.
آخرین مصاحبه ((میرحسین موسوی)) دربردارنده نکته مهمی است و آن تعیین یک استراتژی اصلی برای حرکت جنبش سبز در جهت نیل به هدف یا اهداف خود می باشد. پیش از آنکه به بحث درباره استراتژی مطرح شده بپردازیم ، ذکر دو نکته ضروری می باشد.
نخست همانطور که گفته شد استراتژی برای اهداف نسبتا بلندمدت معنا پیدا می کند ، در نتیجه حرکت جنبش سبز ، حرکتی بلندمدت است.
ثانیا باید توجه نمود که در کنار این استراتژی اصلی می توان و باید از استراتژی های فرعی نیز استفاده نمود.
به عقیده رییس جمهور ملت ، استراتژی اصلی جنبش سبز برای دستیابی به اهداف مقدس خود باید گسترش آگاهی ها باشد. اولین سوالی که به ذهن متبادر می گردد این است که چرا باید از این استراتژی اصلی استفاده نمود ؟
در پاسخ باید گفت همانطور که بارها اشاره شده است جنبش سبز یک حرکت اجتماعی و مدنی توده های عظیم جامعه به شکل مسالمت آمیز است. از روز 22 خرداد تا به امروز این ماهیت حفظ شده و همواره بر آن تاکید گردیده است. جنبش سبز همیشه مدافع آرامش و مسالمت بوده و هرجا که به خشونت متوسل گشته ، تنها قصد دفاع از خود در برابر هجوم افراد و گروه های مشخص را داشته است. در واقع همین امر نقطه قوت اصلی جنبش سبز بوده که باعث تحسین جهانیان و بلاتکلیفی عناصر حکومت جهت مقابله با آن گشته است. معدودی قضات افراطی و گروهی انحصار طلب تمایل دارند که با وصله هایی چون محاربه یا جنگ مسلحانه را به فعالان جنبش سبز نسبت دهند اما ماهیت عاری از خشونت این جنبش دست آنان را می بندد.
سوال دوم که در رابطه با استراتژی اصلی مطرح می گردد این است که اجرای آن چگونه باید صورت پذیرد ؟
آنچه از مصاحبه میرحسین موسوی بر می آید این است که گسترش آگاهی ها می تواند از مجاری بسیار مختلف و با ابزارهای متنوعی صورت پذیرد. از ساخت یک کلیپ و یا فیلم تا نگارش یک کتاب و مناظره و... . از طرف دیگر جهت رساندن پیام های جنبش سبز می توان از روزنامه ها ، سایت ها، وبلاگ ها و... تا گفتگوهای ساده خیابانی و استفاده نمود.تنها باید توجه نمود که اولا پیام منتقل شده در راستای اهداف جنبش و به دور از تحریف باشد و ثانیا ابزار ارتباطی عاری از هرگونه خشونت باشد ، حتی اگر تجمعات و یا اعتصاباتی همچون جشن چهارشنبه سوری و یا اعتراضات کارگری باشد.
حال سوالی مطرح می شود که نتیجه چنین استراتژی به راستی موفقیت آمیز خواهد بود ؟
جریان اقتدارگرا و سرکوبگر به اشتباه تصور می کند که جنبش سبز درصدد کسب فتوحات فیزیکی می باشد. البته ایشان همواره دیگران را نیز هم مسلک خود می پندارند. آنان می پندارند که جنبش سبز قصد دارد با سنگ و ترقه و چوب و ... به فتح پایگاه های نظامی ویا کلانتری ها بپردازد ، درحالی که این تصور عمیقا اشتباه و ناشی از خوی ددمنشی و حیوانی این افراد است.
خواسته های جنبش سبز همان خواسته های تاریخی اکثریت قریب به اتفاق ملت ایران می باشد. لذا جنبش سبز در صورتی که بتواند آگاهی افراد را نسبت به مطالبات و ماهیت و اهداف حرکت خود افزایش دهد ، ناخودآگاه افراد مختلف را از مناطق و فرهنگ های متفاوت جذب خود می نماید ، زیرا فطرت اکثر مردمان حق را می طلبد و می پسندد. لذا رمز کلیدی موفقیت جنبش سبز همین گسترش آگاهی ها می باشد. در واقع جنبش سبز به دنبال فتح قلوب است و نه فتح فیزیکی. این روند تا جایی ادامه پیدا می کند که حتی خانه های مسوولان حکومتی به سنگرهای استقرار جنبش سبز تبدیل می گردند و قوانین ، مصوبات و بخش نامه های دولتی تنها تا درب اتاق ایشان اعتبار خواهند داشت. آن گاه روزی است که جنبش سبز پیروزی خود را جشن می گیرد بی آنکه وجبی از خاک را اشغال کرده باشد.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




