یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۳۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
قلم طلایی فردوسی در دست بیضایی
قلم طلایی فردوسی در دست بیضایی

 

در آستانه هزارمین سالروز پایان نگارش شاهنامه، قلم یادمان فردوسی سراینده شاهنامه به بهرام بیضایی اهدا شد. عصر دوشنبه هفدهم اسفند ماه 1388 تالار مرکز هنر پژوهی
نقش جهان شاهد حضور گروه کثیری از شاهنامه پژوهان، دانشجویان دانشکده ادبیات و دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و سردبیران نشریات فرهنگی، هنری و ادبی بود. در این مراسم که به همت مجله بخارا برگزار شد قلم یادمان حماسه سرای ادبیات فارسی رونمایی و به بهرام بیضایی اهدا شد. این قلم که توسط شرکت بازرگانی برادران گلستانی در تعداد محدودی تهیه و ساخته شده است از همان ساعات اولیه در ویترینی به تماشا گذاشته شده بود. مراسم با صحبت های کمال گلستانی آغاز شد که درباره چگونگی طراحی و ساخت قلم سخنرانی کوتاهی کرد. سپس سردبیر مجله بخارا با برشمردن اهمیت شاهنامه، از جایگاه بهرام بیضایی در ادبیات معاصر و تئاتر و سینمای ایران سخن گفت. دهباشی در بخشی از سخنرانی خود خطاب به بهرام بیضایی گفت: «استاد ارجمند جناب آقای بیضایی، ما امروز می خواهیم قلمی را که به یاد حماسه سرای قرون و اعصار زبان فارسی آماده کرده ایم تقدیم شما کنیم... شما چه در عرصه نمایش و سینما و چه در عرصه کارهای پژوهشی، اعم از مقالات و کتاب ها و سخنرانی و سال ها تدریس، همواره نگرشی نو و بدیع به اسطوره، تاریخ و شاهنامه داشته اید و همین رویکرد عمیق و متفاوت شما به بستر فرهنگ چند هزار ساله ایران که می توان گفت به دور از هر گونه افراط و تفریط بوده، باعث شده که دست کم دو نسل از جوانان این سرزمین نگاهی متفاوت به این بخش مهم از تاریخ و فرهنگ شان داشته باشند. با نگاهی به مجموعه ای از کارنامه فرهنگی شما در تئاتر و سینما و پژوهش ها به روشنی درمی یابیم که حماسه و اسطوره در تفکر شما جایگاهی ویژه دارد. در واقع، نوع برداشت و نگاه ژرف شما به اسطوره های ایرانی که بخش اعظمی از آن برآمده از شاهنامه است باعث شده تا جوانان این نسل نیز به دنبال کشف دوباره این اسطوره ها و حماسه ها از نگاه انسان معاصر باشند.»
پس از سخنرانی سردبیر بخارا، مراسم اهدای قلم فردوسی به بهرام بیضایی انجام شد و سپس بهرام بیضایی ضمن تشکر از محققان ، پژوهشگران و دانشجویان حاضر در سالن چنین گفت: «امیدوارم روزی شایسته این قلم باشم. امیدوارم در آینده کاری ننویسم که طی مراسمی شبیه این مراسم این قلم را از من پس بگیرند، امیدوارم این قلم که آراسته به نام و تصویر فردوسی است قوتی باشد برای من و کارهای آینده ام.»
درست نمی دانم چگونه اتفاق افتاد. شاید تصادف یا چیزی دیگر... نمی دانم. در اولین فصلی که در دانشکده ادبیات بودم (سالش را به یاد نمی آورم) زندگینامه فردوسی را براساس متن شاهنامه نوشتم که دکتر محمد معین در آن زمان نمره 13 یا 14 به آن داد. می بینید که هیچ نمره درخشانی نیست البته برای دکتر معین نمره زیادی بود که به یک دانشجو می داد. به هر حال تصور می کنم که بعداً توانستم تا حدودی چند کار در زمینه دور و نزدیک شاهنامه بنویسم. آنچه را که آن زمان نتوانستم بعد جبران کردم. من یک «دیباچه نوین شاهنامه» نوشتم که منتشر شده اما هیچ کس نخوانده؛ بعد یک «سیاوش خوانی» که تصادفاً یا احتمالاً هیچ کس نخوانده و بعد «سهراب کشی». به هر حال این قلم همچنان که گفتم آراسته است به نام فردوسی و به نام نه فقط اسطوره و حماسه بلکه معنایی که در اسطوره و حماسه است و ما در واقع به این معنی به اینها نگاه نمی کنیم که اینها افتخاراتند. چه فایده از افتخارات اگر چیزی نمی آفرینیم که شایسته افتخار باشد و تا کی می توانیم پشت افتخارات گذشته پنهان شویم.
در واقع شاهنامه مهم است به خاطر معناهایی که در آن هست و هنوز به نظر من خیلی ناچیز این معنا به دیگران رسیده و در واقع آنچه که می شود در آن پیدا کرد نه افتخارات، بلکه معناشناسی تفکر یک ملت و مردم شناسی یک دوره است و در حقیقت معناهایی است که لحظه ای از سطح اسطوره که هم می تواند گواه نسخه های قبلی اسطوره ای خودش باشد و هم برداشت و ثبت شده زمانی که فردوسی اینها را نوشت و به نظر من می شود اینها را در شاهنامه نشان داد. متاسفانه قدم خیلی بلندی در این مورد برداشته نشده و امیدوارم زمان در آینده برای کسانی که می خواهند چنین پژوهش هایی انجام دهند یاری رسان باشد و امیدوارم کسانی که شاهنامه را می خوانند به معنا بخوانند و نه فقط برای افتخارات یا برای رد آن یا برای قایم شدن پشت افتخاراتش بلکه برای شناختن و برای معناشناسی بخوانند و درست بخوانند. من شایسته آنچه گفتند نیستم ولی سعی می کنم شایسته اش شوم و همچنان که گفتم امیدوارم روزی نرسد که این قلم را بخواهید از من پس بگیرید. از همه شما سپاسگزارم.»پس از صحبت های بهرام بیضایی، نوبت به نقالی رسید که روایتگر شاهنامه امیر صادقی قطعاتی از شاهنامه را با شور و حالی خاص اجرا کرد.

بهار

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات