یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۳۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
پیش درآمدی بر بازنگری دستور زبان پارسی

 

شاید دستور زبان تنها راه شناخت زبان نباشد ولی بی هیچ گمان ، توانائی یک زبان برای گسترش و همراه شدن با پیشرفت های دانشی و فرهنگی ، بستگی درست و بی کم و کاست به توانمندی دستور زبان دارد  و اگر دستور زبان نتواند راه را برای ساخت واژه های نو هموار سازد  به آرامی سست و سرانجام نابود می شود.  

شوربختانه دستور زبان پارسی هنوز نتوانسته است   این  توان را برای پارسی زبانان فراهم آورد که در ساخت واژه های تازه از آن بهره بجویند. اگر این دستور  می توانست ساختار زبان را در اندیشه پارسی زبانان نهادینه کند ، اندیشمندان ، هنگامی که با واژه های نو روبرو می شدند ،در دم واژه ی پارسی برابر را می ساختند و  چشم به فرهنگستان نمی دوختند تا شاید واژه ای در خور بیافریند.

در این گفتار تلاش می کنیم ریشه ی این سستی ها را باز شناسی کنیم و  نمونه هایی از این  بد آموزی ها  را  بنمایانیم.

برای  بررسی و گردآوری دستور زبان ، مانند همه ی رشته های مردم شناسی ، بایستی  روشی را پیش گیریم که  از فرهنگ و بینش همان مردمی  برآمده باشد که با این زبان سخن می گویند و  نبایستی از یک چارچوب ساختاری یکسان برای بررسی زبان های گوناگون بهره جست.

آنچه از بررسی دستور پارسی به چشم می آید آن ست که دستور این زبان ،  از دستور زبان عربی سرمشق گرفته است و و این تلاش ، هم در شناسه ها و هم در روش  شناخت به خوبی دیده می شود. ما در این گفتار به هر دوی این کاستی ها می نگریم.

نخست آنکه همه ی شناسه های به کار رفته در دستور پارسی ، واژه های عربی هستند و اگر کسی بخواهد پارسی را فراگیرد نخست باید  زبان عربی بیاموزد تا بتواند دستور زبان پارسی  فرا گیرد و افزون بر آن  نام گزیده شده برای هر شناسه ، خواننده  را به گروه واژه های این سازه دستوری رهنمون نمی سازد.

نمونه ها: اسم عام ، اسم خاص ،اسم معنی ،اسم ذات ، اسم جمع ، معرفه و نکره ، جامد و مشتق ، مترادف، متضاد و متشابه ، حالات اسم ، اقسام اضافه ، فرق اضافه و صفت ، مصغر، فعل ، اقسام مصدر ، لازم و متعدی ،معلوم و مجهول ، فاعل یا مسندالیه ،صفت فاعلی ، صفت سماعی و قیاسی ، طرز استعمال صفت ، صیغه ی مبالغه ، مفعول و ......

بسیاری از ما این دستور را خوانده ایم و به یاد سپرده ایم و چه بسا اکنون  به سختی به یاد می آوریم که بیشتر این شناسه ها در باره ی  کدام  سازه های دستوری سخن می گفتند . چرا که این نام ها   به خودی خود  نمی توانند   واژه ای را به یاد خواننده بیاورند مگر آن که خواننده در زبان عربی چیره دست باشد . پس از آن که نام دانسته شد بایستی واژه ها ی گروه را در زبان  پارسی جستجو کند.

 هنگامی که در زبان عربی می گوییم فاعل ، خود به خود کننده کار در ذهن خواننده عرب رخ می نماید و فزون بر آن می داند که آنچه بر این آهنگ آورده شود  به انجام دهنده ی فعل چشم دارد. نمونه :حاکم ، خادم ، صادق ، شارع و .....   .  ولی آن گاه که در پارسی می گوییم فاعل ، مفعول و یا فعل  به هیچ روی  گروهی از واژه ها ی پارسی را به یاد ما نمی آورند و ما تنها می توانیم برای ساخت واژه های عربی که درون زبان پارسی راه یافته اند ازآن ها بهره بجوییم!

اکنون اگر دستور را چنین بنویسیم که گزاره ها از  سه بخش بنیادی، کننده ، کرده و  کنش ، سازمان یافته است ، آهنگ هر یک از این واژه ها در نام شان نشان داده شده است و نیازی نیست  خواننده  در شناسایی آن ها خود را به رنج افکند.

بر پایه این شناسه ها ، خواننده می تواند هم ، آهنگ واژه ها را بشناسد و هم خود دست به کار ساخت واژه های نو شود

نمونه:
رونده ، رفته ، روش
خورنده، خورده ، خورش
گوینده ، گفته ، گویش
شنونده ، شنیده . شنوش
ورزنده ، ورزیده، ورزش
.............................

اگر  نو آموزی که بر پایه ی شناسه های بالا آموزش  زبان پارسی دیده است ، واژه ی کاهنده را بشنود می داند که سخن از کسی و یا چیزی ست که کاستی می آفریند و از واژه ی کاهیده  پدیده ای به یادش می آید که از آن کاسته شده است.

پس نخست ایستگاه ما در بازنگری زبان پارسی ، گزینش واژه هایی ست  که خود راهنمای خواننده باشند و ناچار نباشد یک بار واژه را بشناسد و بار دیگر  به دنبال گروه واژه های این شناسه در نوشته های پارسی سرگردان شود.

دو م  آنکه دانشمندان  دستور زبان پارسی ، برای شناخت سازه ها نیز کم و بیش روش های زبان عربی را وام گرفته اند و  تلاش کرده اند با همان شیوه به شناخت واژه های پارسی بپردازند.

برای نمونه به کنش ها در زبان پارسی اشاره می کنیم   که در زندان روش شناسی  نادرست دانشمندان دستور پارسی  مانده اند  بی آنکه توان جنبش داشته باشند.

برای هرکنشی ، مصدری پیشنهاد کردند ، در میان مصدرها یکی را حقیقی و دیگری را مجازی نامیدند . که همگی برگذشته کنش  آگاهی می دهند . سپس بسیار اندیشیدند که چگونه از گذشته کنش به گاه اکنون برسند و این سازه را چگونه بر آن شالوده  استوار سازند.

برای نمونه کنش های زیر را می آوریم تا روشن شود که تاچه اندازه این روش نا سازگار است و از این رو یادگیری این دستور ، نا شدنی ست.

گفتن     می شود   گوی
ساختن می شود    ساز
رفتن      می شود    روب
داشتن    می شود    دار
شنیدن    می شود    شنو
خندیدن   می شود    خند

از آنچه در بالا آمد هیچ دستوری  را نمی توان  بیرون آورد چرا که  روش شناخت از پایه نادرست است.

اکنون تلاش می کنیم پارسی را همان گونه که هست باز شناسیم و نگاهی به دیگر زبان ها نداشته باشیم.

در زبان پارسی  کنش ها از گذشته به اکنون نمی آیند  بلکه از  اکنون به گذشته می روند و این نادرستی از آنجایی ریشه گرفته است که در زبان عربی ریشه ی افعال( کنش ها) در گذشته است و دیگر سازه ها بر این پایه ساخته می شوند.

در زبان پارسی همه ی کنش ها در گاه اکنون ، با افزودن "ید" به گاه گذشته می روند.   شاید پارسی زبانان  ، سازه ای را که بر این پایه ساخته می شود ، به کار نبرند ولی  آهنگ واژه را می شناسند ، برای نمونه اگر کسی به جای پخت بگوید پزید و یا به جای نواخت بگوید نوازید ما می دانیم که گوینده برای ساخت گاه گذشته از سازو کار  دستوری کمک گرفته است و می خواسته گاه گذشته ی کنش را  به زبان آورد.

هنگامی که از گاه اکنون به گاه گذشته می رویم نا گهان دستوری روان و زیبا به چشم می آید که تا پیش ازاین آشکار نبوده است.

  کنش هایي که در گاه اکنون با "الف" پایان می یابند در گاه گذشته "الف" انداخته می شود و "ود" جای آن را می گیرد. چون آزما به آزمود و آسا به آسود

کنش هایي که در گاه اکنون با "ب" پایان می یابند در گاه گذشته "ب" انداخته می شود و "فت" جای آن را می گیرد چون تاب به تافت و روب به رفت

کنش هایي که در گاه اکنون با "ت" پایان می یابند در گاه گذشته "اد" در پایان افزوده می شود چون فرست به فرستاد و افت به افتاد 

کنش هایي که در گاه اکنون با "ند" پایان می یابند در گاه گذشته "ند" انداخته می شود و "ست" جای آن را می گیرد چون پیوند به پیوست و بند به بست

 کنش هایي که در گاه اکنون با "ار" پایان می یابند در گاه گذشته "ر" انداخته می شود و "شت" جای آن را می گیرد چون  انگار به انگاشت و دار به داشت

کنش هايی که در گاه اکنون با "ر" پایان می یابند در گاه گذشته تنها "د" در پایان افزوده می شود چون خور به خورد و بر به برد

کنش هایی که در گاه اکنون با "ز" پایان می یابند در گاه گذشته "ز" انداخته می شود و "خت"  جای آن را می گیرد چون دوز به دوخت و آويز به آويخت

کنش هایی که در گاه اکنون با "ف" پایان می یابند در گاه گذشته تنها "ت"  در پایان افزوده می شود چون شکاف به شکافت و توف به توفت

کنش هایی که در گاه اکنون با "ن" پایان می یابند در گاه گذشته گاهی "ن" انداخته می شود و گاهی می ماند و "د" در پایان افزوده می شود چون آفرین به آفريد و مان به ماند

کنش هايي که در گاه اکنون با "و" پایان می یابند در گاه گذشته  تنها "د" در پایان افزوده می شود چون بو به بود و غنو به غنود

کنش هائي که در گاه اکنون با "ي" پایان می یابند در گاه گذشته "ي" انداخته مي شود و "ست" جای آن را می گیرد چون آراي به آراست و گری به گریست

مانده کنش ها  از ساختار دستوری پیروی می کنند و "ید" به پایان گاه اکنون افزوده می شود

البته کنش هایی نیز هستند که ویژگی های گفته شده را دارند ولی در گاه گذشته از ساختار دستوری پیروی می کنند چون پرید یا جنبید و یا هردو سازه به کار گرفته می شود چون خواب که هم خفت به کار می رود و هم خوابید. فراموش نکنیم که به کار بردن ساختار دستوری همواره می تواند درست باشد .

باز در میان کنش ها ، شماری یافت می شوند که از دستور های بالا پیروی نمی کنند چون کُشتن و نوشتن که بایستی کُشیدن و نویسیدن باشد . ولی چنین کنش هایی بسیار کم یافت می شوند و به بیش از پنج یا شش در صد نمی رسند.

این دگرگونی در ساختار کنش ها را می توان از نگاه های گوناگون بررسی کرد نخست از نگاه آهنگ واژه ها که نزد پارسی زبانان بسیار با ارزش است . دوم از نگاه ریشه ی این کنش ها در سایر زبان های هم خانواده پارسی ، چه بسا این کنش ها در  هر یک از این زبان ها و گویش ها به گونه ای دیگر به کار برده می شده است که در به کار گیری گاه گذشته ، سازه ی یکی از این گویش ها بیشتر در زبان مردم  روان شده است.

آنچه در این گفتار آورده شد تنها بخش کوچکی از  کاری بزرگ است که بایستی اندیشمندان زبان پارسی به توان خود در آن  پژوهش کنند و به باور ما کاری نیست که از یک گروه کوچک برآید و یا در یک دوره ی کوتاه دست یافتنی باشد. امید است سر آغازی باشد برای دوست داران زبان پارسی تا از دریچه ای دیگر به دستور زبان پارسی بیاندیشند و زمینه ی گسترش هرچه بیشتر این زبان ارزشمند را فراهم آورند. 

نوزده اسفند سال هشتادو هشت

 

    
 
 
 
 
 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات