تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۱۳۸۸, ساعت ۹:۰۷
دیوار
مهرداد نصرتی
( تقدیم به هنرمند فرهیخته جناب پناهی و همه بندیان ر ه ا )
1
آرام گرفته در کنار دیوار
و دوخته چشم بر جدار دیوار
می اندیشد چگونه چون روح و جن
او بگذرد از دل حصار دیوار
***
2
دیوار چهار سو، که شش سو دیوار
دیوار ، حیاط و عمق پستو دیوار
می اندیشید چگونه با ورد قدیم
چون ساحره ای غیب کند او دیوار
***
3
دیوار ، تمام هستی او ، دیوار
او را شده منتهای تابو دیوار
می اندیشد که رستگاری این است
که غیب کند به ذکر یاهو ، دیوار
***
4
دیوار ، خیال و واقعیت ، دیوار
درهر گزش عقرب ساعت ، دیوار
او می گذراند و فقط می ترسد
یکروز مبادا شود عادت دیوار
مهرداد نصرتی مهرشاعر
ارسال به :
ارسال نظر
نظرات




