پس از انتخابات ، که حکومت انگار به يکباره چرت 30 ساله اش پاره شد و خود را درمقابل خيل عظيمی از جوانانی که عمدتا در همين 30 سال بدنيا آمده و بزرگ شده و پرورش يافته اند و تا قبل از آن ،انگار که اصلا وجود نداشتند و به حساب نمی آمدند، ديد، چاره اي جز مقابله همه جانبه در برابر آنها نداشت.حکومتی که هميشه عادت کرده بود که از طرفی خود را قيم مردم بداند و از طرف ديگر نماينده خدا و دين و مذهب ، به يکباره خود را در مهلکه ای ديد که هم مقبوليت خودپنداشته از طرف مردم را از دست داده و هم مشروعيت خودانگاشته از طرف خدا را بر باد داده است.حکومتی که هميشه دشمن موهوم را در بيرون مرزها جستجو می کرد به ناگاه نسخه اصل آنرا در پس گوش خود ديد.لاجرم خيلی سريع و دستپاچه دست به کار شد و کرد هرآنچه نبايد می کرد.مدتی طول کشيد تا پس از سرکوب خونين معترضان ، سرداران فکری حکومت دست به ريشه يابی آن حوادث بزنند و طولی نکشيد که نجوا برآمد که همانا چشم اسفنديار حکومت اينترنت است.اين همان نقطه ای است که اگر چه همانند ساير مجاری اطلاع رسانی چون روزنامه ها و راديو تلوزيون و تلفن و موبايل و اس ام اس کاملا در اختيار حکومت است ، ولی حکومت نه می تواند همانند برنامه های ماهواره ای آنرا پارازيت باران کند و نه همانند مجاری ديگر، بر آنها کنترل کامل و همه جانبه داشته باشد و نگذارد که اطلاعاتی غير از آنچه خود می پسندد ، مورد تبادل قرار گيرد.فضای مجازی ايران همانند کودکی که در خانواده ای پر جمعيت و پرمشغله بزرگ می شود، بدون آنکه توجه کسی را برانگيزد و بدون سروصدا در اين 20 سال اخير در ايران رشد کرد و همانند کاربران آن ، کسی از حکومت متوجه رشد و نمو اين کودک نوپا نبود و يکباره به سن بلوغ رسيد و همچون نوجوانان عصيانگر در سن بلوغ وجود خود را به حکومتی که آنرا هيچ می پنداشت نمايان کرد و چنان ضربه ای بر پشت حکومت ياغی زد که هنوز هم از آن ضربه پشت حکومت می لرزد.
فضای مجازی و تاثيرگذاری آن ، اکنون حتی برای حکومت ياغی ايران هم ، غير قابل انکار است و از طرفی حکومت نمی تواند به صورت کامل آنرا قطع کند.پس از آنکه سرداران حکومت ، به صورت ناخواسته چشم اسفنديار حکومت را جار زدند و يا شايد مجبور به جار زدن آن شدند، فعالان عرصه ارتباطات و اطلاعات نيز ،اين چشم اسفنديار را به عنوان بهترين راهبرد برای مبارزه نرم با حکومت معرفی کردند و در همين راستا، زمرمه هايي برای بمباران اينترنتی حکومت به چشم می خورد.در قدم اول تحريمهای اينترنتی ايران برداشته شد و در قدمهای بعدی اميد می رود که انحصار ارائه خدمات اينترنتی حکومتی به کاربران و شهروندان ايرانی با ارائه خدمات اينترنتی ماهواره ای از بين برود.
شايد حکومت بعد از مهندسی 22 بهمن دوست داشته باشد که دوباره به خواب خرگوشی برود و دوباره همه چيز را به هيچ بيانگارد و بگويد که همه چيز آرام است و ما چقدر خوشبخت هستيم ولی بايد بداند که جوانان و معترضان بتدريج در زيرپوست شهر و کشور و دقيقا در نقاطی که از ديد حکومت پنهان است ،کار خود را خواهند کرد و حکومت هميشه بايد در ترس و انتظار واکنش آنها در زمانی نامشخص درآينده باشد.
با همه اين احوالات ، اکنون عده ای از سرداران حکومت در پی عملی کردن استراتژی فتح فضای مجازی هستند و آنرا به صورت علنی هم مطرح کرده اند.با توجه به اينکه کنترل کامل فضای مجازی امکانپذير نيست ، اقدامات عملی آنها معمولا در چند جبهه پايه گذاری شده است.
در مرحله اول و از سالهای گذشته ، اقدام به فيلترينگ اينترنت در ايران کرده اند.به دليل بافت مذهبی در ايران فيلترينگ سايتهای غير اخلاقی و ضد دين ، هيچ حساسيتی را بر نمی انگيزد و اکثرا جو غالب جامعه نيز خواستار آن هستند.ولی از وقتی که شروع به فيلترينگ سايتهای معترضين و مخالفين و منتقدين کردند و پس از انتخابات نيز به صورت گسترده هر سايتی که از آن کوچکترين صدای مخالفی بر می آمد را فيلتر کردند ، استفاده از نرم افزارهای فيلتر شکن در ميان کاربران فزونی گرفت و انواع و اقسام آن در ميان کاربران دست به دست چرخيد تا جاييکه امروز کمتر کاربر اينترنتی در ايران است که انواع و اقسام فيلتر شکنها را نشناسد و با آنها کار نکرده باشد.و امروزه با نرم افزارهای کم حجمی که به وفور قابل دستيابی است ، اولا قبح فيلترينگ در ايران شکسته شده است و هر سايت فيلتر شده ای در اذهان جامعه سايت بد و مخربی نمی نمايد و در ثانی همه به هر سايتی که حکومت دوست ندارد ، دسترسی دارند.
در مرحله بعد اقدام به ايجاد ارتش سايبری کرده اند.فرقی نمی کند که گروهی از متخصصان ايرانی در خدمت آنها باشند و يا اينکه از متخصصان ديگر کشورها و با پرداخت هزينه هنگفت ، اقدام به انجام عملياتهای مجازی کرده باشند.اقدامات آنها عمدتا ، هک کردن سايتهای مخالفين و منتقدين است.در هر حال اينگونه اقدامات به نوعی «تروريسم مجازی» به حساب می آيد و از نظر جامعه جهانی کاملا مردود است و به لحاظ قانونی نيز قابل پيگرد است.ولی از آنجا که حکومتيان خود را به هيچ کس و هيچ مرجعی پاسخگو نمی دانند ، طبيعی است که حتی خود را در انجام اينگونه اقدامات نيز ذيحق می دانند. اينگونه اقدامات هم با توجه به امکانات تکنولوژيکی چون کپي برداری ساده ، نرم افزارها و سخت افزارهای امنيتی ، هزينه پايين ايجاد سايت جديد و ..... هزاران راه مبارزه با اينگونه هجومهای مجازی ، از قبل شکست خورده می نمايد و به عنوان استراتژی بنيادی جهت مبارزه با مخالفان، ضعيف تر از آن می نمايد که حکومت بتواند بر روی آن متمرکز شود.
يکی ديگر از اقدامات حکومت ، تمرکز بر کنترل اينترنت و کاربران و شناسايي کاربران فعال در اينترنت و دستگيری آنان است.گر چه در اين زمينه کارهايي را صورت داده باشند و هزينه هايي را نيز متقبل شده باشند و لی با توجه به پيچيدگيهای تکنولوژيکی ، عملا اينگونه اقدامات گشتن به دنبال سوزن در انبار کاه است و اينگونه اقدامات نيز راه به جايي نخواهد برد.از جمله اين اقدامات ملزم کردن سرويس دهندگان اينترنتی به ذخيره کردن اطلاعات کاربران و سايتهای مراجعه شده توسط آنان است.
و اما اقدام ديگری که در اين زمينه انجام شده و در دست انجام است ، ايجاد تسهيلاتی برای ورود کاربران به اصطلاح ارزشی به فضای مجازی است.از آن جمله ارائه لپ تاپ و کامپيوتر و اينترنت رايگان برای کاربران ارزشی است.با اين اقدام آنها می خواهند که فضای مجازی را به نفع حکومت متوازن کنند.از آنجا که برای حکومت اين راه حل ، عملی ترين راه حل است بنابراين طرفداران بيشتری در درون حکومت پيدا کرده است و در دست اقدام است.ولی بنابه دلايل زير می توان گفت اين اقدام حکومت عملا در خلاف جهت خواست آنها خواهد بود:
اول)آن دسته از طرفداران ارزشی و کسانيکه با باتوم بر سر مردم می کوبند ، اکثرا از چنان توان علمی و ذهنی برخوردار نيستند که بتوانند ، کاربر کامپيوتر و اينترنت شوند.و به عبارتی می توان گفت که حکومت از بهترين و معتقدترين طرفدارانش نمی تواند استفاده کند.
دوم)طرفداران ارزشی که توانايي کار با کامپيوتر و اينترنت را داشته باشند،عمدتا در فقر اطلاعاتی و خبری به سر می برند و با ورود به فضای مجازی ، امکان دسترسی به اطلاعات و خبرهای واقعی پيدا می کنند و دير و يا زود به زوايای پنهان حکومت دست پيدا خواهند کرد و ريزش خواهند نمود.
سوم)اينکه حکومت از دست طرفدارانش باتوم را بگيرد و به دست آنها کيبورد و قلم بدهد ، دقيقا خواست معترضان است و اين معترضان هستند که می خواهند حکومت بجای اينکه باتوم و گازاشک آور و تسهيلات نظامی وارد کند ، کامپيوتر و لپ تاپ و .... از ديگر کشورها وارد کند .پس عملا حکومت با اين اقدام در راستای خواست معترضين و مخالفين اقدام خواهد کرد و ثمره آن به نفع معترضين خواهد بود.
چهارم)معترضين و مخالفين حکومت اکنون در فضای مجازی کاملا قوام و نظام گرفته اند و در اکثريت مطلق هستند ، زبان و منطق فضای مجازی را می شناسند و حتی در مواردی پايه گذار ادبيات و سلوک مجازی هستند.قابليت اين را دارند که در مقابل هر گونه هجومی از اين دست مقاومت کرده و آنها را در خود حل کنند.بنابراين حکومت نمی تواند به اينگونه اقدامات دلخوش کند.
مجموعه اين دلايل و دلايل ديگر باعث شده است که عملا اينگونه اقدامات حکومت نظير ايجاد تسهيلات برای ورود طرفداران حکومت به فضای مجازی نيز در عمل دردی از حکومت دوا نکند و حتی منجر به ريزش نيروها و تقويت جبهه مقابل گردد.
در انتها بايد يادآور شد که روياي فتح فضای مجازی برای سردارانی که خود را فاتح جنگ خيابانی پس از انتخابات می دانند( در حاليکه دارای همه جور سلاح نظامی بودند و حق اعمال هرگونه خشونتی را بر عليه معترضان داشتند) ، عملی به نظر نمی رسد و فضای مجازی جايي است که ديگر نه کاری از باتوم و گازاشک آور و تفنگ بر می آيد و نه با پول نفت می توان آنرا کنترل و محدود کرد و کاربرانی که به لطف تحديدات حکومت خود به سردارانی در فضای مجازی تبديل شده اند ، اجازه جولان دادن به «سرداران فضای مجازی نديده» حکومت، نخواهند داد.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




