آقایان و خانم های روزنامه نگار، دانشجو و دیگر فعالان مدنی و سیاسی اصلاح طلب! ما ، دادستان و دادگاه حکومت، شما را به شش سال زندان در اوین تهران، گوهردشت کرج و دیگر شهرهای ایران و نیز تبعید در بیرجند و بشاگرد و 15 سال سکوت، ننوشتن و محرومیت از فعالیت های سیاسی و مطبوعاتی محکوم می کنیم.
برای شما و دوستانتان شاید شگفت آور و پرسش برانگیز باشد که چرا ما ، نمایندگان حاکمیت، چنین محکومیت های ناچیزی را برای قلم شما در نظر گرفته ایم! امیدواریم پس از آزادی مشروط و با قید وثیقه در آستانه ی نوروز، حس کنید که چگونه بزرگواری و گذشت بازجو و قاضی، شامل حال شما شده است! شما می توانید در تهران، گوهردشت، بیرجند و بشاگرد هر چه را می خواهید بخورید، بنوشید، بپوشید، قدم بزنید اما از امروز تا هفت سال حق ندارید کلمه ی حقی را بر زبان بیاورید، جمله یی بنویسید ، در باب مسایل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران تحلیل و تفسیر کنید و اشارات و علایمی به کار ببرید که انتقاد و مقصود و منظور سیاسی در آن نهفته باشد. بدانید که هر حرکت و کلمه یی که از ارسال پیام و نامه به رهبر حکومت یا رییس قوه ی قضاییه ، خبر بدهد این احکام تشدید و حکم اعدام جانشین آن خواهد شد.
آقایان و خانم های عاقل سبز! "نظام" و "دولت دهم" باید برای شما اهمیت داشته باشد، شما خیال می کنید که در انتقاد و مبارزه و مقاومت مدنی و سیاسی، نجاتی هست؟ اگر این طور بود تا حالا نجات پیدا کرده بودیم. شما خیال می کنید مردم طرفدار شما هستند؟ خیر، همه با مایند، تجمع روز نهم دی و راهپیمایی روز 22 بهمن 88 را ندیدید؟
اتفاقا همه ی مردم قصد مردن ِ شما را دارند و به ما فشار می آورند اما ما نمی گذاریم. آنها برای از میان بردن یا دست کم منزوی شدن و تبعید کردن شما ، درخواست ِ دلیل و مدرک و اعتراف و محاکمه هم ندارند! شما مردم را آدم های بسیار شریف و پایبند به عهد و اخلاق و قانون تصور کرده اید؟ شما مردم را نمی شناسید.
آقایان و خانم های آزادیخواه ! شما فقط در پی قهرمان بازی و خودنمایی هستید، شما مذهب تان را از دست داده اید، شما به هیچ دردی نمی خورید جز این که زندان و تبعید شوید و در نهایت بمیرید. ما از شما که شورشی و براندازید منتفریم ، شما با قلمتان شهری را به آتش و کشوری را به بحران کشیده اید و 9 ماه است که فتنه انگیزی می کنید و خواب راحت را از چشم ما گرفته اید.
خانم ها و آقایان روشنفکر! شما باید توبه کنید، اعتراف نامه بنویسید یا در سیمای ما به مصاحبه تن دهید. پس از آن، و پس از گذراندن دوره ی محکومیت، بروید کار و شغل پول درآور پیدا کنید، روزنامه نگاری و نویسندگی را کنار بگذارید. صد بار به شما گفتیم که هیچ کس در ایران برای آنان که درست و مستقل فکر کنند، پول نمی دهد بنابر این سعی کنید فکر نکنید. همین شما روزنامه نگاران و فعالان روشنفکر هستید که برای آدم ها " حقوق" تعیین می کنید و از حقوق بشر دم می زنید.
دادستان و قاضی مامور بودند که بپرسند و بگویند اما نشنوند، آنها طلبکارانه با متهمان حرف می زدند یا روی برگه های از پیش نوشته شان، می خواندند. ماموران، به اعتقاداتی تظاهر می کردند که از وجودشان و حقانیتشان مطمئن نبودند. آنها کسانی را تهدید و متهم و محکوم می کردند که در وجودشان، قلم و بیانشان خطری حس می کردند.
محاکمه کنندگان، ماموربودند که از اراده و قدرت و مسوولیت شان نه برای گسترش حقیقت و اجرای قانون و عدالت بلکه برای تحقیر بیان کنندگان حقیقت ، شکستن حریفان سیاسی و تخریب خانه و نظام خویش، مدد و کمک بگیرند. زندانیان ، روزنامه نگاران و محاکمه شوندگان به شکل گروهی، همچنان آرام در سالن محاکمه، رو به قاضی ِ جانشین ِ سعید مرتضوی نشسته بودند، با دقت گوش می دادند و هر از گاهی لبخندی می زدند. یک لحظه یکی از آن مردان، شجاعانه برخاست و به نمایندگی از همه گفت: دادگاه علنی و قانونی با حضور هیات منصفه و وکیل انتخابی نه تسخیری، تشکیل دهید تا ما از خود دفاع کنیم. آن چه ما انجام داده و می دهیم ، شورش و انقلاب و براندازی نیست، بلکه در چارچوب قانون اساسی و "مقاومت مشروع " در برابر تخلف و تقلب و رفتارهای جائرانه و خودسر است و این ، حق ما مصلحان و حق هر شهروندی است. او خطاب به دادستان و بازجو و قاضی گفت: شما از پیش، قضاوت و رای خود را صادر کرده اید و دیگر نیازی به این تشریفات و نمایش نیست . شما که از بیان کنندگان حقیقت متنفرید از این می ترسید که حقیقت، واقعیت پیدا کند. قاضی ، ناگهان ختم جلسه را اعلام کرد !
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




