یکشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۰ -
- 12 Feb 2012
18 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۳۴ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
آتش بدون دود

 

آیت الله خامنه ای گفته است چهارشنبه سوری خلاف شرع است و معلوم نیست ایشان که به یقین می داند مردم ایران حتی سخنان معدود معقول وی را به استهزا می گیرند و به هیچ می انگارند، با چنین اظهار نظری می خواسته جلوی برگزاری مراسم آئینی چهارشنبه سوری را بگیرد، یا بر شمار اعمال خلاف شرعی که در کشور می شود بیافزاید؟ در شرایط امر به معروف و نهی از منکر گفته اند شرط اول این است که گوینده احتمال بدهد که امر و نهی اش اثری در مردم بکند. در غیر این صورت سخن بی فایده را به زبان آوردن آبی است در هاون کوبیدن که تنها اثر آن خستگی دست است و خنده حضار از عمل بیهوده.

 

پشت سرتان را نگاه کنید، سی سال است که دهها تن آمده اند و هزار حکم کرده اند که نوروز آئین آتش پرستی است و آتش چهارشنبه سوری خرافات است، اما هر سال مردم در کوی و برزن آتش شان را افروخته اند و جشن بزرگ نور علیه ظلمت را به پا کرده اند و آخر کار نیز آبروی حکم کنندگان رفته است و گوش آنان از صدای ملت کر شده. اگر بنا بود هر تازه از راه رسیده ای سنتی را که به هزار دلیل مردم دوستش می دارند، نابود کند که حالا ما این میراث بزرگ را تا به اینجا نیاورده بودیم.

 

سی سال است که در تلخ ترین و شادترین روزهای ایران، ملت ما جشن بزرگ نور علیه ظلمت را به پا داشته اند که از یاد نبرند آتش پاک کننده پلیدی است و هیچ خاکستری آتش را نمی تواند خفه کند و هر سال در کوچه و خیابان و شهر و روستا مردم جشن شان را گرفته اند و از یاد نبرده اند که فرهنگ ایرانی از هر تمدنی آئین های نیک را برگزیده و نگاه داشته و هویت خود را با آن تعریف کرده است.

 

گفته می شود که آتش چهارشنبه سوری منشاء خرافات دارد، و این سخن را کسانی می گویند که دستمال آقا را چون شیئی مقدس بر سر و روی می مالند و دور سرشان هاله نور می بینند و از مرتاض هندی راه برنامه ریزی کشور را می جویند و کفش بر چشم می مالند و سرتاپای شان غرق خرافات است. ای کاش در مصرف خرما اینقدر اسراف نکرده بودید تا لااقل می شد منع رطب خورده را بکنید.

 

در همه این سالها مردمی که سهم شان از فرهنگ و ادب و تاریخ ایران انکار می شد، به هر شکل که می توانستند در هر چهارشنبه سوری صدای فرهنگ و آئین ایرانی را فریاد می کردند تا بگویند که ما زنده ایم و آتش ایرانی بودن با دم افسرده سیاهپوشان سیاهفکر نابود نمی شود و خیابان را که بگیری به کوچه می رویم و کوچه را که بگیری صدای مان از پشت بام می آید. و چه فرقی می کند آتشی که خرافاتش می دانید و ما روشنش می کنیم و الله اکبری که مردم آواز دسته جمعی آزادی اش کرده اند و فریاد مرگ بر دیکتاتور که ما بر بام ها آوازش خواهیم کرد؟ مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه است. نه آتش ما نشانه آتش پرستی است و کلامی علیه خدای و نه الله اکبرمان نماد تبعیت از دینی است که می فروشید، همه اینها برای آن است که بدانید آتش نور و خدای نور است و استبداد همان تاریکی است که از نور می ترسد.

 

چنان می گویند آئین چهارشنبه سوری خلاف شرع است که دهها نفر را به جرم گفتن الله اکبر دستگیر و زندانی نکرده اند و کتک نزدند و تمشیت نکردند. برای شما چه فرقی می کند، اگر به دعاگویی و اطاعت مشغول نباشیم، چه به نماز ایستاده باشیم و چه به شراب نشسته باشیم، به هر حال مستحق مجازاتیم. ما نیز راه خودمان را می رویم. آتش جلوه ای از اعتقادمان به پاکی و آزادی است و خدای جلوه ای دیگر و فریاد مرگ بر دیکتاتور جلوه ای دیگر از اعتقادمان به آزادی است.

 

فردا، مثل همه این سالها، مثل تمام سالهایی که می خواستند ایرانی بودن مان را از ما بگیرند و تمام شهر یکپارچه صدای شادی مردم می شد و گوش پاسبانان سیاهی را کر می کردیم، باز هم به خیابان می رویم و هر کسی جشن خود را می گیرد. آتش مان شهر را روشن می کند و شب صدای الله اکبر و مرگ بر دیکتاتورمان جلوه ای دیگر از آتش می شود. یادمان نمی رود که هر سال که حکومت تلاش می کرد سخت تر بگیرد، صدای مردم بلند تر می شد، امسال چیزی به گذشته اضافه شده است، بر سرخی آتش مان سبزی رستن آگاهی یک ملت افزوده شده و صدای جشن بزرگ چهارشنبه سوری مان را صدای میلیونها ایرانی کامل کرده است. فردا نیز روزی است از روزهای ایران که مردم خواهند گفت ایران از حاکمانش و خدای از سلطان محمود بزرگتر است.

 

امسال یادمان نمی رود که فقط یک بار آتش نیافروختیم، هر بار که این مردم به خیابان رفتند، دیوانگان ماجراجوی سرکوبگر با گاز های اشک آور ما را مجبور کردند آتش روشن کنیم تا دود از چشم مان برود. اما این بار آتش ما آتشی بدون دود است، آتشی که از قلب مان می آید و این قلب نه با حکم تازه مکشوفه آقا خاموشی گرما را می پذیرد و نه با اشکی در چشم همراه است. چهارشنبه سوری ایرانی بودنمان را جشن می گیریم.

 

فردا شهر در آتش این مردم گرم خواهد شد و این جشن بزرگ تمام شدن زمستان است، زمستانی که بی شک خواهد رفت، روسیاهی به ذغال می ماند و آتش فرهنگ ایرانی هزار هزار سال روشن و پرنور خواهد ماند.

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات