خانهتكاني
يكي از فوايد خانه تكاني غير از خستگي و كوفتگي كه در روياي طراوت و سرسبزي بهار تحملش ميكني، اين است كه ميتوان به شوهر گرامي چپ و راست دستور داد و يك سال پختن و شستن را تلافي كرد. يكي ديگر هم اين است كه وسايل خورده ريزي كه در طول سال گم شده از گوشه و كنار خانه پيدا ميكني.
امروز نوبت شستن فرشها بود، فرش يكي از اتاقها را لوله كرديم و برديم به حياط خانه. در حال جمع كردن فرش بعدي ناگهان در زيرش يك پوستر خودنمايي كرد. رنگ و رويش رفته بود، ولي عكس جوانكي با مچبند سبز و انگشتاني كه به علامت پيروزي بالا گرفته بود قابل تشخيص بودند.
جاي ضربات باتوم در روز عاشورا روي سرم كه تازه خوب شده بود دوباره تير كشيد. بياختيار دو نفري روي فرش لولهشده نشستيم و مثل آدمهاي مصيبتزده زديم زير گريه و نوشته روي پوستر را همراه با هم زمزمه كرديم:
«سكوتم از رضايت نيست، دلم اهل شكايت نيست، راهپيمايي بزرگ سكوت»
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.




