كوتاه زماني پس از آنكه ميرحسين موسوي در نامهاي به محمد خاتمي «مختصات زمانه» را به گونه اي ديد كه لازم است خود پا به ميدان بگذارد و «راه اصلاحات همراه با بازگشت به اصول» درپيش گيرد، سال 1388 آغاز شد و همراه خود موجي عظيم از شور و نشاط و پايداري و حق طلبي آفريد كه موج سبز نام گرفت. انتخابات سرنوشت ساز بيست و دو خرداد در حالي برگزار شد كه در ايام تبليغات انتخاباتي سلسله مناظرات تلوزيوني چهرهي بي اخلاق و دروغگوي رييس جمهوري را نشان داد كه بي پروايانه كل تاريخ جمهوري اسلامي و اشخاص مورد وثوق جامعه را زير سوال برده بود.
احمدي نژاد با اطمينان و اعتماد به نفسي مثال زدني كه حكايت از پشت گرمي قابل توجه او داشت تا جايي پيش رفت كه حتي تصميمات شخص بنيانگذار جمهوري اسلامي را نيز در مسايلي چون روابط با برخي كشورها همچون عربستان سعودي و مساله ي فلسطين و موضوعات مربوط به دوران جنگ، مستقيماً به چالش كشيد و به دنبال آن اشخاص مطرحي چون هاشمي رفسنجاني و ناطق نوري را نيز بينصيب نگذاشت. تلاش رييس مجلس خبرگان براي پاسخگويي به اتهامات به بعد از انتخابات موكول شد اگرچه اين فرصت هيچگاه در اختيار وي قرار نگرفت. انتخابات در يك چنين فضايي برگزارشد. فضايي كه در ميان حيرت ناظران با هشدار رهبر نظام در هنگام راي دادن همراه بود كه ضمن ابراز خوشحالي از اينكه در روزهاي قبل حادثهي تلخي رخ نداده است از مردم مي خواست: «تلاش بدخواهان را برای ایجاد تشنج ناکام بگذارند چراکه این تشنج به ضرر کشور و آرای مردم است». در بعد ازظهر همان روز هنگامي كه آرام آرام زمان راي گيري پايان مي يافت، با اعلام مانور اقتدار توسط نيروي انتظامي و حملهي هماهنگ به ستاد هاي موسوي كودتاي انتخاباتي آغاز شد.
احمدي نژاد پيروز انتخابات معرفي شد و به فاصلهي چند ساعت بيشتر فعالان سياسي اصلاحطلب دستگير و به زندان افتادند. تريبونهاي رسمي از قول رييس جمهور خودخوانده و اعوانش مردم و رهبران جنبش سبز را خس و خاشاك و بزغاله و گوساله خطاب كردند. مردم به خيابانها آمدند و با سركوب خشونتبار نيروهاي انتظامي روبرو شدند. راهپيماييهاي سكوت چند ميليوني با شليك گلوله و كشته شدن هموطنان و دستگيري هزاران نفر از مردم عادي كه احساس غبن و تحقير آزارشان داده بود همراه بود. سپاه پاسداران و نيروي بسيج ميدان دار شدند و به جنگ مردمي رفتند كه ميپرسيدند رأيمان كجاست. در مقابل بار ديگر نيمه شب به كوي دانشگاه تهران حمله شد و شكنجهي بازداشتيان به مرگ چند نفر منتهي گرديد. اعتراضات اما هيچگاه پايان نيافت. فرياد الله اكبر سرود شبانهي وحدتبخش مردم شد و سبزها راهپيماييهاي رسمي حكومت و مناسبت هاي مذهبي را جلوه گاه حضور خود كردند. عيد فطر، عاشورا و مراسم تدفين و بزرگداشت مرجع آزاده آيت الله العظمي منتظري، همه و همه مملو از جمعيت معترضين بود. اعتراضي كه همواره با سركوب خشونتبار همراه بود.
اكنون سال هشتاد و هشت در شرايطي رو به پايان است كه رهبران جنبش سبز، ميرحسين موسوي، مهدي كروبي، محمد خاتمي و همه ي مردم سبز انديش كه رهبران واقعي جنبشاند از خواسته ي قانوني خود و پيگيري سرنوشت رأيشان كوتاه نيامدهاند. بسياري هنوز در زندان و در شرايط سخت و شكنجههاي جسمي و روحياند، تني چند اعدام شده اند و برخي نيز با احكام سنگين روبرو شده يا در انتظار صدور چنين احكامي به سر ميبرند. اما هنوز اميد هست و زندگي هست و شور و نشاط. و اين رمز ماندگاري جنبش سبز است. سال 89 در شرايطي آغاز مي شود كه مردم كشورمان سربلند از گذراندن تجربهاي سخت با اطمينان بيشتري به آيندهي آزاد و آباد چشم دارند.
شبكهي جنبش راه سبز ( جرس) ضمن تبريك سال نو و آرزوي روزهاي خوب براي همهي هم ميهنانمان نظرسنجي اين هفتهي خود را به همين امر اختصاص داده است.
سالي كه گذشت از ديد شما چگونه بود؟ چه تفاوتي با سالهاي قبل خود داشت؟ خوبي ها و بديهاي آن چه بودند؟ و سال بعد را چگونه مي بينيد؟
نظرات خود را با ارسال ايميل به نشاني nazarkhahi(at)rahesabz.net در وبسايت جرس منتشر كنيد و با ديگر خوانندگان به اشتراك بگذاريد.




