در این آغازگاهان سال نو، که بی عطر حضور عزیزان به خون خفته و دربندان و محبوسان و مجروحانمان، میمنتش فروکاهیده، می باید مومنانه و مسئولانه همه فاعلان و فعالان حرکت، در همه رده ها بر مبنای استراتژی صبر و استقامت و افزایش آگاهی و در راستای مهندسی نیروهای اجتماعی همراه و همدل جنبش و همچنین، جلوگیری از ایجاد بسترهای رکودی و انفعالی در کیفیت کنشگرائی حرکت، که بی تردید مطلوب نهادهای اطلاعاتی و امنیتی سازمان کودتا جهت غافلگیر کردن جامعه است، مساعی مستمر خویش را بکار بندند.
آنچه مهم است در این میان، درک این نکته است که منطقا عید امسال با سالهای پیش متفاوت است از جهات مختلف.
ملک و میهن سالی را گذراند که مملو از اشک ها و لبخندها، بیم ها و امیدها، تلخی ها و شیرینی ها و غم ها و شادی ها و از دست دادن ها و بدست آوردن ها بود.
قطعا عید امسال روبان پیچیده بدور سبزه هامان سیاه رنگ خواهد بود و قطعا همه یا مقلب القلوب را با یاد ندا و سهراب و اشکان و بسیاران شهدایمان و انبوه اسرا و دربندانمان می خوانیم و اشک و سوز دل مادر ندا و سهراب را از یاد نمی بریم.
ده ها تن از عزیزانمان، از خواهران و برادرانمان، از فرزندان این آب و خاک به خون غلطیدند، هزاران تن از نیک سرشت ترین و صادق ترین فرزندان میهن و انقلاب یا عید امسال را در محابس بسر می برند و یا پس از چندی دوباره باید میهمان اوین ها باشند.
قطعا یاد آن پدر پیر فرزانه مان را که چه مظلومانه زیست و مظلومانه تر رست، از یاد نخواهیم برد.
سین های سفره های عید امسال بوی طراوت نوروز را نمی دهد و این را باید باور کنیم با امید بر این اصل که جشن حقیقی و زیبای نوروزمان را شایسته تر آنست، پس از طی طریق دشوار و پر سنگلاخ و در عین حال لازم صبر و ثبات و استقامت و ایمان بر تحقق وعده الهی( ان الله مع الصابرین) و تحصیل اهدافمان بپا کنیم و از لذت از قید رستن و سلام گفتن به نوروزی عاری از دلتنگی برای آزادی بهره مند شویم.
باید هوشیار باشیم و استوار و صابر و مستقیم. رخدادی در راهست و مواجهه و غلبه بر آن هوشمندی و پایداری و فرابینی مان را می طلبد.
خبرهائی که این چند روز از احتمال بازگشت فرزند آقای هاشمی به کشور حکایت داشت و در پی آن بازداشت حسین مرعشی سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی و از نزدیکان آقای هاشمی و پیامی که این بازداشت در بطن خود داشت، حکایت از احتمال اجرایی سناریوی مبتذل جدیدی توسط حاکمیت می کند که می تواند حتی حوزه انبساطش متوجه استفاده سیستم از ایام تعطیلات نوروز جهت دست یازیدن به اقداماتی از قبیل بازداشت سران جنبش از جمله مهندس موسوی و آقای کروبی باشد.
باید هوشیار باشیم.
بنظر می رسد، شکل حرکت دستگاه های امنیتی در برخورد با جنبش وارد مرحله عملیاتی جدیدی شده است.
اصولا متدولوژی برخورد ارگان های اطلاعاتی و امنیتی ابزار دست سازمان کودتا با نیروهای جنبش در رده ها و مراتب متفاوت و مختلف تاثیرشان، از آغاز بر پایه تز انتظار شرایط بوده، بر این مبنا که از روزهای نخست خروش اجتماعی بر ضد کودتا و عواملش، حاکمیت در کم و کیف برخوردها با نیروهای جنبش عنصر زمان و شرایط و نشیب و فرازها را مد نظر قرار داده است.
بارها از زبان حامیان کودتا شنیده ایم اگر نظام تا به حال به رهبران جنبش متعدی نشده است، بدین خاطر بوده که شرایط را متناسب چنین برخوردی نمی دیده اند و نه اینکه نافی احتمال چنین برخوردی در میان مدت شده باشند بل اتفاقا موکدا به لزوم و قطعیت فعلیت یابی این رخداد پرداخته اند.
بر این اساس لازم است، تدابیری جهت مقابله با چنین پیشامدی اندیشیده شود تا از رهگذرش سدی در مقابل حرکت سیستم به سمت برخوردهای مستقیم ایجاد گردد.
اهم فی الاهم ملزومات نیل به چنین مهمی، همانگونه که مهندس موسوی اعلام کردند، افزایش آگاهیهاست.
آگاهی در همه ابعاد.
می باید این را مد نظر قرار داد. باید تلاش گسترده و غیر متمرکز و فراگیری در حوزه اطلاع رسانی صورت گیرد، خاصه در این برهه از زمان.
احتمالات را عقلا باید در نظر داشت و بدانها توجه نمود و جدی گرفت.
نباید اجازه دهیم غافلگیرمان کنند، در پس آزادیهای قرضی اخیر و بازداشتهای فله ای اخیر نیز شاید استراتژی نهفته است و نباید از آن غافل باشیم.
شاید همه اینها حدسهایی بیش نباشد، اما پازل ها را وقتی کنار هم قرار می دهیم، مجابمان می کند که منطقا باید با دیده ای مشکوک و فرانگر به این رخدادها بنگریم.
شاید، آری شاید اتفاقی در راه باشد در این ایام. باید آماده باشیم و هوشیار.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.


