چهارشنبه ۲۷ شهریور ۱۳۹۸ -
- 18 Sep 2019
17 محرم 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
عوضی ها


واژه " عوضی" به دو معنا به کار می رود، در معنای اول که مودبانه تر است و مقصود ماست، منظور آدمهایی هستند که " اشتباها" خود را به جای آدمی دیگر جا می زنند، اما معنای دوم جزو " کلمات بد" به حساب می آید و به عنوان فحش بکار می رود. در تعریف دوم " عوضی" کلمه ای است مترادف " بی شعور"، " مزخرف"، " نابکار" و چیزی در این حدود. منظور ما از کلمه عوضی در این نوشته، معنای اول آن است که از قضای روزگار در حال حاضر کاربردهای فراوانی دارد.

دیروز تعدادی از " عوضی ها" به سفارت ایران در هلند حمله کردند. می گویم عوضی و مراد من آدمهایی است که نه انقلابی اند، نه مخالف حکومت اند، نه جزو نیروهای جنبش سبز اند، نه سلطنت طلب اند، هیچ کدام نیستند، فقط یک مشت موجود بی فکر و رهبری طلب هستند که می خواهند جلب توجه کنند و از این مسیر آبروی یک جنبش بزرگ اجتماعی را هم می برند.

می گویم " عوضی" ها و مقصودم انقلابیونی است که انقلاب کردن را از راه دور دوست دارند، اگر بنا به شهامت باشد، لابد باید این انقلابیون کفش و کلاه کنند و به ایران برگردند و مثل بسیاری از آنها که در اعتراض به حکومت، به خیابان می روند، با دولت استبدادی بجنگند، اما انقلابی عوضی، یا انقلابی قلابی کسی است که شهامت جنگیدن ندارد، به همین دلیل خودش را تندتر از همه انقلابیون نشان می دهد. او به قلب حکومت حمله می کند، ولی نه در تهران، بلکه در لاهه، او توسط پلیس دستگیر می شود، ولی نه توسط وحشی های جمهوری اسلامی، بلکه توسط پلیس مودب و تمیز هلند، او به زندان می رود، ولی نه در کهریزک، بلکه در زندانی تمیز در قلب هلند. انقلابی قلابی چنین است.

می گویم " عوضی" ها، چون عوضی ها جنس اصلی نیستند، کپی اند، رونوشتی مخدوش که کارنامه شان را خودشان می نویسند، دوازده مدرک دکترا دارند، اما دیپلم شان را نگرفته اند، از سن شش سالگی عضو سازمانهای چریکی بوده اند، اما زمانی طرفدار مبارزه مسلحانه شده اند که همه اجداد تاریخی شان دست از آن ماجراجویی ها برداشتند. روزنامه نگارانی بسیار باسابقه اند، اما عجیب است که تعداد مقالات شان در عصر درخشان روزنامه نگاری شان به تعداد انگشتان دست نمی رسد. کمونیست های دوآتشه ای هستند که کلاه چه گوارا هم برای سرشان گشاد است. وقتی کمونیست شده اند که همه کمونیست ها در دیدگاه شان تجدید نظر کرده اند. حتی سلطنت طلب واقعی هم نیستند، آن هم در دورانی که صاحب عزا خودش ادعای سلطنت ندارد.

می گویم " عوضی" ها، چون آنها همیشه سی سال دیر می رسند، اگر تعدادی افراد جوان در سال 1980 میلادی سفارت آمریکا را در ایران گرفتند، و حالا اکثرا به هزار زبان از کرده خویش پشیمانی اعلام کرده اند، به این دلیل بود که در دهه هشتاد، حداقل 180 نقطه بحرانی جنگ خیز در جهان وجود داشت، در افغانستان هر سه ماه یک کودتا می شد، در یمن رئیس جمهور یمن شمالی توسط نماینده رئیس جمهور یمن جنوبی کشته می شد، در عراق صدام حسین رئیس جمهور را می کشت، در بولیوی هر سه ماه یک کودتا می شد و در آن دیوانه خانه جهانی، عجب نبود اگر برخی از دیوار سفارتی بالا می رفتند. اما، رفقا! دیر رسیدید، قطار شما سی سال قبل از مقصد حرکت کرده است. عوضی ها در لاهه و استکهلم، نسخه بدل عوضی های تهران هستند که به سفارت هلند و فرانسه و آلمان و انگلیس حمله می کنند تا جلوی در سفارتخانه ای بی دفاع عکس یادگاری بگیرند و به عنوان سند شرکت در جنگ کازرون دائی جان ناپلئونی شان، مدرکی جمع کنند.

عوضی ها، از همه تندرو ترند، آنها به خاتمی و موسوی فحش می دهند، چون خاتمی و موسوی در موضع قدرت نیستند، اما از آنها نمی شنوید که کلمه ای علیه خامنه ای و احمدی نژاد که در موضع قدرت اند چیزی بگویند. آنها وقتی در سوئیس هستند، و همزمان با حضور احمدی نژاد و مرتضوی و لاریجانی که تصویری مخدوش از واقعیت نشان می دهند، گم می شوند، اما در سخنرانی اکبر گنجی حاضر می شوند تا او را به اتهام اینکه سی سال قبل انقلابی بوده، محاکمه کنند. آنها فقط می توانند ضعیف کشی کنند. آنها فقط می توانند در کشورهای دموکرات چهره انقلابی بگیرند، آنها فقط علیه زندانیان شعار می دهند ولی نمی دانیم چرا کاری به زندانبانان ندارند.

عوضی ها، در زمانی که مردم آرام می روند تا به مقصدشان برسند، تند می کنند و زمانی که همه مردم در صحنه حاضر می شوند، به مهمانی رفقایشان می روند. عوضی ها در تهران با یک متر سبیل می شوند چپ طرفدار دولت دیکتاتور که فقط علیه زندانیان و مردم حرف می زنند، در هلند می شوند تندرو تر از سبزهایی که بآرامی مقابل سفارت تظاهرات می کنند و مودبانه اعتراض می کنند و در آمریکا می شوند منتقدین جدی خدا و پیغمبر.

یک ماه قبل از اینکه احمدی نژاد برای اولین بار رئیس جمهور بشود، در نوشته ای از مردم خواستم برای روی کار نیامدن نظامیان، همگی به هاشمی رفسنجانی رای بدهند، آن روز یکی از چپ های سوئدی نوشت " ما را از چکمه نظامیان نترسانید" برایش نوشتم " نترسیدن از چکمه نظامیان در استکهلم و بروکسل شهامت زیادی نمی خواهد" چرا که چکمه نظامیان روی آسفالت های تهران بر زمین فرود می آید. حالا هم حکایت همان است. عوضی ها باز هم آمده اند، باز هم می آیند و باز هم خواهند آمد. وودی آلن فیلمی دارد به نام " موز"، نام فیلم در تهران انقلابی قلابی گذاشته شده است. اگر وقت کردید آن را ببینید.


ارسال به :