بيستم فروردين 89 سالگرد شهادت مرتضي آويني است كه از سوي رهبر لقب سيد شهيدان اهل قلم گرفت. در اينجا قصد ندارم به فصول زندگاني پيچيده و البته جذاب او بپردازم. تنها به دوستان جوانم توصيه مينمايم كه براي آگاهي از فراز و فرودهاي زندگي اين مرد بزرگ و به ويژه سير تحولات فكري و عقيدتي او مشتاق باشند.
اينكه چگونه يك دانشجوي بلندپرواز دانشگاه هنر كه غرق در انديشههاي روشنفكري بود تبديل به شخصيتي عارف و وارسته شد و بر خلاف بسياري از ما از جستجوگري و تغيير نهراسيد و بر يافتههاي خويش ثابتقدم بود.
البته قصد اسطورهسازي و معصوم جلوه دادن هيچ كسي را ندارم و خود نيز بسياري از نقدهاي ادبي و ساير رفتارهاي آويني را قبول ندارم. ولي بر اين باورم كه مرام و طريقه زيست شخصيتهايي مثل او و شهيد چمران ارزش مطالعه و الگوگيري را فارغ از محتوا و ماهيت دارند.
متأسفانه تصميمگيران فرهنگي كشور بر اين تصورند كه براي ارزشبخشيدن به يك چهره بايد جايگاهي دستنيافتني و مافوق بشري برايش ساخت و تك تك گفتار و رفتارش را از خطا و اشتباه مبري ساخت.
گذشته از اينها چيزي كه باعث شد اين مناسبت را يادآوري كنم ذكر و يادي از دوست صميمي و همراه و همسنگر هميشگي آويني يعني محمد نوريزاد است كه اكنون به دليل آموزههاي اصيلي كه از اين همراهي حاصل كرده مهمان مهمانسراي اوين است.
من با تكيه بر دانستههايم مدعي هستم كه آن برداشتي از انقلاب و ولايت فقيه كه آويني پشتيبانش بود و برايش حاضر به نثار و ايثار همه موجودي خود بود اكنون وجود خارجي ندارد و اگر آويني كه هيچگاه از ميان ما نرفته قادر به موضعگيري بود، دقيقاً پا جاي پاي نوريزاد ميگذاشت و همچون او براي بلندگردن صداي اعتراضش هيچ قيد و حجابي را مانع نميدانست.
جنبش سبز امروز در جبهه رسوايي باطلانديشان و افشاگري خشونتپيشگان پيروز و فاتح است. اميد كه شاگرد راستين مكتب آويني يعني نوريزاد عزيز نيز در كنارمان باشد و با صداي گيرا و گرم خويش روايتگر اين فتح گردد.
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

.jpg)



