سه‌شنبه ۲۸ آبان ۱۳۹۸ -
- 19 Nov 2019
21 ربيع الأول 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
نسبت عذاب جمعی و عمل فردی

 

اخیراً شماری از ائمه جمعه در تهران و شهرستان‌ها با ذکر احادیثی از پیشوایان دینی مدعی شدند گسترش زنا عامل افزایش زلزله است.

 

از داریوش محمد پور، دین پژوه مقیم لندن، پرسیدم چگونه با نگاهی درون دینی می‌توان برداشتی دگرگونه از این احادیث و روایات ظاهراً موثق داشت و برخلاف تعبیر این روحانیون مصیبتی همگانی را نتیجه‌ی اعمال فردی انسان‌ها ندانست؟

به نظر من مسئله‌ی اصلی در این است که شما روایات و احادیث را چگونه تفسیر می‌کنید . فقط هم مسئله‌ی روایات و احادیث نیست. شاید به قرآن هم که مراجعه کنید، آیاتی دال بر همین مضمون در آن پیدا کنید که «عذاب نتیجه‌ی گناه آدمیان است

 

منتها مشکلی که پیش می‌آید، این است که وقتی برخی از آقایان علما شروع به تفسیر یک حدیث یا آیه‌ای از قرآن می‌کنند، استلزام منطقی آن‌ها، ایراد دارد. می‌توانیم بگوییم عذاب نتیجه‌ی گناه است، اما این که تعیین مصداق کنید و بگویید بلایای طبیعی مثل آتشفشان و زلزله عذاب است، درست نیست. چون نمی‌توانید بگویید که این آتشفشان و یا زلزله نتیجه‌ی گناه است و بعد هم گناه را مشخص کنید و بگویید این گناه به‌طور مشخص زنا بوده. چون نمی‌توانیم نتیجه بگیریم که به فرض حضرت یونس که به روایت قرآنی به دهان نهنگ رفت، پس حتماً گناه کبیره‌ای کرده است.

 

یعنی اگر این‌گونه بخواهیم برخورد کنیم، فقط مردم عادی و عامی یا مردم گناهکار و اهل معصیت نیستند که دچار مشکل می‌شوند، بلکه انبیاء و اولیاء خدا هم گرفتار همین مشکل می‌شوند. گذشته از این، سوال بعدی این است که اگر در قرآن و یا حدیثی بیاید که اگر مردم گناه کنند مورد عذاب واقع می‌شوند، غرض و مقصود چیست؟ غرض و مقصود این نبوده که پیش بینی کنند زلزله یا طوفان می‌آید. اینها دستگاه هواشناسی که نیستند. اما ماجرا این است که می‌خواهند مردم را از گناه منع کنند. سیستمی است که می‌خواهد مردم را از گناه دور کند؛ نه اینکه عذاب را پیش بینی کند و آن عذاب هم یکی از همین بلایای طبیعی باشد.

 

به اعتقاد من یک مشکل منطقی وجود دارد. مسئله‌ی دیگر در نحوه‌ی تفسیر است. اینکه می‌گویند زلزله عذاب فلان گناه است، خوب گناه را هزار و یک گونه می‌شود تعریف کرد. مثلاً چرا کسی نگوید زلزله یا بلایای طبیعی نتیجه‌ی کردار نادرست حاکمان است و یا عذاب ترک امر به معروف و نهی از منکر است؟ خلاصه می‌گویم موقعی که می‌خواهیم گناه را تفسیر کنیم، اینقدر دایره‌ی وسیعی وجود دارد که به این سادگی نمی‌توانید حکم صادر کنید.

 

برگردیم به آن روایت از امام علی که می‌فرمایند «اگر شما امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنید، بدان شما بر شما مستولی می‌شوند و بعد هر چه دعا کنید مستجاب نمی‌شود.» خوب گناه از این عظیم‌تر؟ چطور ترک امر به معروف و نهی از منکر گناه نیست و آن وقت فقط زنا گناه می‌شود و به چنین مسائلی ارتباط پیدا می‌کند؟ به نظر من کل اتفاقی که در حال افتادن است، تفسیر دلبخواهی از متن و یا مصادره به مطلوب کردن احادیث و روایات برای جنگ روانی است؛ وگرنه از نگاه درون دینی هیچ بحثی در این نیست که اگر مردم گناه کنند مورد عذاب واقع می‌شوند.

 

منتها اینکه شما تعیین مصداق کنید که فلان گناه عذابش بهمان بلیه یا حادثه‌ی طبیعی است، شخصی و فردی می‌شود. فکر نمی‌کنم در هیچ‌کدام از متون تفسیری، به این صراحت تعیین مصداق کرده باشند که بگویند نتیجه‌ی فلان گناه فلان عذاب می‌شود. مشکل بزرگ استلزام منطقی برقرار کردن فلان گناه با بهمان عذاب است. این است که اشکال دارد.

 

آقای محمد پور، همین مسئله‌ی ارتباط عمل فردی با عذاب یا مجازات جمعی نافی عدالت خداوند نمی‌شود؟

شما ابتدا باید مدلل کنید که اگر یک گناه فردی رخ دهد، عذاب جمعی به‌وجود می‌آید. چگونه می‌توان این را مدلل کرد؟ یک نفر گناهی می‌کند و بعد جمعی به پایش می‌سوزند. من کاری ندارم که در حافظه‌ی جمعی مؤمنین چنین چیزی آمده است، ولی ما که دسترسی نداریم. مسئله‌ی اصلی من این است که خدایی است، اما سخنگو از طرف او کیست؟ خود این خدا که صحبت نمی‌کند. خود این قرآن که حرف نمی‌زند. کسی این متن را به‌صدا در می‌آورد.

 

آن واسطه‌ای که این متن را به‌صدا در می‌آورد، برای شما تفسیر می‌کند. در تاریخ ادیان چند نمونه از آن کسانی که خود اتوریته‌ی مسلم و درجه اول هستند، داریم؟ شما بگویید در کجا پیامبر و امام شیعه به تصریح این حرف را زده‌اند که اگر فردی گناهی مرتکب شد، یک شهر به خاطر او نابود می‌شود؟ می‌خواهم بگویم بخش بزرگی از این تفسیرها به تفسیرهای فردی برمی‌گردد. به تفسیرهایی برمی‌گردد که در درجه‌ی دوم، سوم و دهم اتوریته قرار دارند. من آن را زیر سئوال می‌برم. چگونه شما می‌گویید که اگر فردی کاری کرد، خدا شهری را نابود می‌کند؟

 

در ادامه از دکتر حسن فرشتیان، حقوق‌دان و اسلام‌شناس مقیم پاریس، پرسیدم تفاوت مصائب و بلایای طبیعی مثل زلزله و سیل و طوفان با عذاب که در معارف دینی از آن یاد می‌شود چیست؟ چگونه می‌توان دریافت که یکی حادثه‌ای طبیعی و دیگری عذاب و نتیجه‌ی گناهان ساکنان آنجا بوده است؟

بلا عام‌تر از عذاب است. یعنی ممکن است انواع بلا بیاید، اما عذاب نباشد. در قرآن آمده که حتی فقر و گرسنگی و از دست دادن عزیزان بلاست، اما همیشه بلا عذاب نیست. ممکن است بلا عذاب باشد و ممکن است نباشد. از نگاه درون دینی بلاها از این نظر که چه کسی به آن مبتلا شده، بر سه گونه‌اند. فرد مبتلا ظالم و ستمگر است، آن فرد مبتلا یک انسان مؤمن معمولی است، یا از اولیای خداست.

 

در آموزه‌های دینی تأکید شده که بلا برای شخص ظالم و ستمگر نوعی ادب، مجازات و تنبیه اوست. این در حالی است که برای مؤمن بلا امتحان و آزمایش اوست و اگر از اولیای خدا باشد، این بلا برای او مرتبه‌ی والایی از گرفتن درجات است. بنابراین بلا عام‌تر از عذاب است. یک بلا ممکن است همزمان بر سه گروه نازل شود. برای یکی به عنوان ادب، برای دیگری برای امتحان و دیگری برای درجه. ما ملاکی برای تشخیص نداریم. تشخیص آن بر عهده‌ی خود انسان‌هاست. ملاک بیرونی برای تشخیص آن وجود ندارد.

 

همان طور که اطلاع دارید، ائمه‌ی جمعه در سخنانی که در هفته‌های اخیر داشته‌اند، روی گناه زنا تأکید کرده‌اند. آیا گناهانی که منجر به نزول عذاب می‌شوند، با همان نگاه درون دینی منحصر به زنا، گناهانی در این زمینه را شامل می‌شوند؟ همچنین چه عذاب‌هایی می‌تواند در قبال این گناه‌ها نازل شود؟ آیا عذاب‌ها هم منحصر به زلزله و بلایای طبیعی است یا خیر؟

در روایات متعدد انواع گناهان ذکر شده است. گفته شده که برای این گناهان چه عذابی نازل شده و حتی امام رضا می‌فرمایند هر وقت بندگان گناهان تازه‌ای مرتکب شوند، عذاب‌های جدیدی بر آن‌ها نازل می‌شود. اگر زنا منجر به عذاب شود، در روایات داریم که بسیاری از گناهان که ما نادیده می‌گیریم از زنا بالاترند.

 

مثلا غیبت «الغیبت اشد من الزنا.» اگر غیبت کردن یعنی پشت سر کسی صحبت کردن، و یا تهمت زدن به دیگران، و یا آبروی دیگران را بردن بدتر از زنا باشند، عذاب آن‌ها هم شدیدتر از عذابی است که در رابطه با زنا نازل می‌شود.

 

حتی در دعای کمیل می‌خوانیم که «خدایا به تو پناه می‌آورم از گناهانی که دعاها را مستجاب نمی‌کند.» دعاها بالا نمی‌رود. فقر می‌آورد و رزق و روزی را کم می‌کند. در مورد عذاب‌ها هم در تعالیم دینی عذاب‌های متعددی ذکر شده که در نظر گرفته می‌شود. شاید یکی از بدترین عذاب‌ها، بنابر احادیث، این است که اگر جامعه‌ای این‌گونه باشد، اشرار آن جامعه مسلط می‌شوند و این عذاب شدیدتر از زلزله و سیل و طوفان است، زیرا در این عذاب‌ها بسیاری از انسان‌ها جان خود را از دست می‌دهند.

 

در حالی که تسلط اشرار تداوم دارد، خداوند جامعه‌ای را که نسبت به سرنوشت خویش بی‌اعتنا بوده، به نوعی تنبیه و تأدیب می‌کند. بنابراین حدیثی داریم که وقتی در جامعه‌ی شما فرمان‌روایان، شرورترین‌های شما باشند و هنگامی که ثروت‌مندان شما بخیل‌ترین افراد بین شما باشند (که اشاره به دو نکته دارد، نکته‌ی اول اینکه در جامعه‌ای ستم اجتماعی باشد و حاکمان بر مردم خویش ستم کنند و نکته‌ی دوم اشاره به عدالت اقتصادی دارد یعنی اگر در جامعه‌ای عدالت اقتصادی حاکم نباشد و فقر و بخل حاکم باشد) در آن هنگام زیر زمین برای شما جایی بهتر از روی زمین است.

 

یعنی شما مستحق عذابی خواهید شد که آن عذاب شما را به زیر زمین می‌کشاند و زیر زمین (کنایه از مرگ و تباهی) جای زیستن بهتری برای شما خواهد بود تا روی زمین ( کنایه از حیات و زندگی).

 

منبع: رادیو زمانه

ارسال به :


نظرات
ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.