پنج‌شنبه ۰۴ خرداد ۱۳۹۱ -
- 24 May 2012
03 رجب 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۱:۵۶ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
تفاوت های «مقام معظم رهبری» با «اعلیحضرت همایونی»
شاه هر دو باری که در تنگنا افتاد، در سال ۱۳۳۲ و ۱۳۵۷ تاج و تخت را رها کرد و سوار هواپیما شد و رفت. «مقام معظم رهبری» چنین شخصیتی ندارد. با این که درباره صلح حسنی کتاب نوشته است اما با تنها چیزی که میانه ندارد صلح است. هر چه کار سخت تر می شود او هم مصمم تر می شود که مقاومت کند و به قول خودش «جان ناقالب و جسم ناقصى و اندك آبروئى» که دارد را کف دست گرفته است. «مقام معظم رهبری» به صراحت گفته است: «ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد». یک کلام ختم کلام!      


سخنان رهبر جمهوری اسلامی در خطبه های نماز جمعه تهران بازهم تندتر شده است. انگار که او هیچ قصدی ندارد تا مگر کمی اوضاع را بهبود بخشد، کوتاه بیاید و بنا به مصلحت هم که شده کمی معترضان را دلجویی کند و به پند ناصحان گوش دهد و نگذارد کار بدتر از این نشود. برعکس او شمشیر را از رو بسته و نوید برخوردهای شدیدتر و خشن ترمی دهد. چرا چنین می کند؟


می دانم که خیلی ها رویای روزی را در سر می پرورانند که روزنامه کیهان با درشت ترین تیتر ممکن در صفحه اول بنویسد: «خامنه ای رفت». آرزو بر جوانان و حتی پیران عیب نیست. رهبر جمهوری اسلامی ایران هم به هر حال وجود چنین آرزویی را به رسمیت شناخته است و البته معتقد است که همه این اعتراض ها علیه او «تقلید مغلوط و کاریکاتور انقلاب ۱۳۵۷» است. اتفاقا راهی که او برگزیده و سرکوب شدیدی که به راه انداخته ناشی از این است که می داند حکومت شاه چه اشتباهاتی کرد تا سرنگون شد. «مقام معظم رهبری» سه تفاوت عمده با «اعلیحضرت همایونی» دارد که همین سه تفاوت هزینه های جنبش سبز را خواه ناخواه افزایش می دهد.


نخست، محمدرضا شاه پهلوی شخصیتی ضعیف و مردد داشت. چندان اهل پافشاری و استقامت بر سر موضع خود نبود. تا وقتی که پشتش گرم بود، خوب می تاخت، اما به محض آن که به زمین سفت می خورد جا می زد. دکتر عباس میلانی، در کتابش می نویسد که شاه در جريان یک بازی بريج با دوستانش گفته بود که ترجیح می دهد یک کارمند ساده دولت باشد که بعد از کار به منزل برود و تلویزیون تماشا کند و بخوابد. شاه زبان تشر را می فهمید. این نکته کمی نیست که «اعلیحضرت همایونی» خاضعانه در تلویزیون اعلام کرد که پیام انقلاب مردم را شنیده است. شاه هر دو باری که در تنگنا افتاد، در سال ۱۳۳۲ و ۱۳۵۷ تاج و تخت را رها کرد و سوار هواپیما شد و رفت. «مقام معظم رهبری» چنین شخصیتی ندارد. با این که درباره صلح حسنی کتاب نوشته است اما با تنها چیزی که میانه ندارد صلح است. هر چه کار سخت تر می شود او هم مصمم تر می شود که مقاومت کند و به قول خودش «جان ناقالب و جسم ناقصى و اندك آبروئى» که دارد را کف دست گرفته است. «مقام معظم رهبری» به صراحت گفته است: «ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد». یک کلام ختم کلام!


دوم، رهبر جمهوری اسلامی کجا را دارد که برود؟ شاه دوستان زیادی در جهان داشت. سفرهای خارجی بسیار می رفت. دیدارهای فراوانی نیز با شخصیت های مختلف بین المللی داشت. رژیمش سر جنگ و دعوا با دنیا را نداشت. رژیمی بود که در چارچوب و نظم بین الملل آن زمان به هر حال پرستیژی برای خودش داشت. با این همه دیدید که همین شاه پس از خروج از ایران به زحمت جایی برای اقامت داشت. هیچ کشوری حاضر نبود خود را برای آدمی که حالا منفور و مغضوب رژیم تازه ایران بود به زحمت بیاندازد. هواپیمایی که حامل شاه تبدار و بیمار بود دو ساعت در فرودگاه کشوری کوچک و بی اهمیت چون پاناما متوقف شده بود. «مقام معظم رهبری» بیست سال و اندی است که از کشور خارج نشده است. غیر از معدود دیدارهای رسمی با برخی سران کشورها، هیچ رابطه دوستی‌ با کسی ندارد. ایدئولوژی و عقایدی که دم از آن‌ها می زند هم خریداری در جهان خارج ندارد. رژیمش هم که به اندازه کافی ایجاد دردسر برای کشورهای منطقه و جهان کرده است. کجا را دارد برود؟ می تواند پناهنده کشورهای اروپایی و آمریکا شود و از نظر خودش در «دارالکفر» زندگی کند؟ حاکمان کشورهای عربی سنی مذهب دل خوشی از او دارند و یا همبستگی خاصی با عقایدش دارند که مقدمش را گرامی بدارند؟ حتی القاعده هم شمشیر دشمنی با او را از رو بسته است و امیدی به پناه دادن و پنهان کردنش در کوه های تورابورا وجود ندارد. می ماند منطقه جنوب لبنان و حزب الله. بعید می دانم حزب الله هم خودش را اول با دولت لبنان و بعد دیگر کشورهای عربی و باقی دنیا به دردسر بیاندازد. حمایت از کسی که توسط ملت خودش و نه به ضرب و زور نظامی خارجی بیرون رانده شده چه فایده ای دارد؟

 

به این ماجرا اعوان و انصار «مقام معظم رهبری» را هم اضافه کنید. اطرافیان «اعلیحضرت همایونی» هیچ دردسری برای خارج رفتن و از ایران و اقامت در کشوری دیگر نداشتند. مشکلی که شاه داشت گریبانگیر آنها نشد و الان هم سی سال است که به راحتی به زندگی خود در خارج از ایران بی ترس تعقیب ادامه می دهند. کدام کشوری حاضر است امثال آدم‌ هایی چون طائب و مرتضوی و محسنی اژه ای و احمدی نژاد را بپذیرد. هوگو چاوز هم محال است چنین کند. خانواده صدام هم جایی مانند اردن برای پناهنده شدن داشتند. وقتی نه رهبر جمهوری اسلامی و نه سرسپردگانش جایی برای رفتن ندارن طبیعی است که به هر قیمتی و با چنگ و دندان خانه کنونی خود را بچسبند و از آن دفاع کنند. مثال عامیانه اش همانی است که می گویند گربه ای که در چار دیواری گیر افتاده بدتر چنگ می اندازد.


سوم، قاطبه ارتش شاهنشاهی نه مغزشویی شده بود و نه بنیان ایدئولوژیک خاصی داشت. اگر هم داشت بنیانش بر ناسیونالیسم و ملی گرایی بود. دیدید که چه زود هم بین «میهن» و «شاهنشاه میهن» اولی را انتخاب کرد. به هر حال انقلاب سال ۱۳۵۷ در میان نمونه های مشابهش در دنیا کمتر خشن بود. بعد از انقلاب بود که تازه خون های بیشتری ریخته شد. آن موقع مردم شاخه گل توی لوله تفنگ سربازان می گذاشتند. حالا همین گل توی لوله تفنگ گذاشتن خودش نشانه انقلاب مخملی و براندازی تلقی می شود. سپاه پاسداران و بسیج، یک مجموعه سرسپرده و مغزشسته پرورش داده که هیچ شعاری جز «آقا و مولا» و «جانم فدای رهبر» در قاموسش معنا و مفهومی ندارد. ارتش شاهنشاهی در چارچوب ناسیونالیسم، ملت را برادر خودش می دانست. برادر ارتشی چرا برادرکشی؟ سپاه ولایت اصلا مفهومی به نام ملت را نمی شناسد. اخوی از نظر سپاهی کسی است که «آقا» را قبول داشته باشد و بس و کسی که «آقا» را قبول نداشته باشد نه شیعه است نه مسلمان است و نه اصلا خدا را قبول دارد. سپاه ولایت راحت تر از ارتش شاهنشاهی می تواند خونریزی را توجیه کند. منطقش یا می کشیم و یا کشته می شویم است. منطق جنبش سبز نه می کشیم و نه می خواهیم کشته شویم است و این دو منطق به ظاهر مثل آتش و پنبه می مانند.
 

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات
محمد حسینی ( از ایران ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۳:۳۵ قبل از ظهر
وبلاگ رهروان راه حسین

mhhc.blogfa.com

ترس علی خامنه ای از اتحاد ارزشگرایان بر علیه خط جدید نفاق و التقاط در روز قدس


سخنان علی خامنه ای در نماز جمعه تهران حاکی از ترس وی از اتحاد ارزشگرایان بر علیه خط جدید نفاق و التقاط در روز قدس بود. شکی نیست که علی خامنه ای به خوبی از وابستگی برخی از سران رژیم کودتا چون اسفندیار رحیم-مشائی به رژیم اشغالگر قدس با خبر می باشد و به همین دلیل نیز در سخنان خود نسبت به مطرح نمودن مسائلی که باعث تفرقه می شوند - بخوانید مخالفت با کودتای باند مشائی-احمدی نژاد - مخالفت نمود.
کیانوش ( از تهران ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۳:۵۷ قبل از ظهر
محمدرضا شاه پهلوی، شاه شاهان، برخاسته از پدر مستبد؛ اگر دفعه اول رفت به دلیل ان بود که دولت انگلیس به او وعده بازگشت داده بود و همینطور هم شد. مردم ایران بهای گزافی برای ان کودتای انگلیس و امریکا پرداخت کردنند. شاه فقط ٦ ملیون دلار به زاهدی بابت همکاری در کودتا پرداخت کرد و ملیونها دلار دیگر به کسانیکه کمک کننده کودتا بودنند. و اما در سال ٥٧ بعد از یکسال کشت وکشتار کشور را ترک کرد. دیکتاتورها به راحتی تاج و تخت را رها نمیکنند. اقای خامنه ای که از سرطان رنج میبرد میخواهد تا لحظه اخر بر تاج وتخت باقی بماند، حتی اگر خیابانها با خون جوانان وطن فرش کند.
اردشیر : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۶:۴۷ قبل از ظهر
من امیدوار بودم و هستم که بعد از سی سال نگاه ما به تاریخ و شخصیت های ان نگاهی خرد گرایانه باشد. شاه فقید ترک خکومت کرد چون نمیخواست بر ملتی سرکوب شده و تحقیر شده حکومت کند و انگاه که احساس کرد این ملت این ترقی و تمدن را نمیخواهد انها را در اعمال نظرشان احترام گذاشت و رفت. او ایرانی بزرگ و سرفراز میخواست نه کشوری ویران و سرکوب شده. این است تفاوت اساسی او ایران را برای ایران میخواست نه ایران را برای ارضای نیات ضحا گونه. ـشکر
mohamad ( از dubai ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۱ قبل از ظهر
نمى دانم هدف نويسنده جيست؟ايا روز مراسم تنفيذ و ترس اينها رو به ياد داريد؟
MRO : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۲ قبل از ظهر
ایشون میرن به کشورهای قدرتمندی چون کمور یا بورکینافاسو یا سومالی!
جا زیاده!
احسان : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۶:۵۹ قبل از ظهر
اينگونه ....... را به عنوان تحليل سياسي در اينجا گذاشتن بيشتر به نفع كودتاگران است تا به نفع جنبش! واقعأ جاي تعجب دارد! فارغ از اينكه اساسأ اينگونه نتيجه گيري از يك سري فاكت ها اشتباه است كه نياز به توضيح بيشتر دارد. لطفأ كمي دقت كنيد.
عباس ( از كانادا ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۸:۵۷ قبل از ظهر
ولي فرق انديشه مردم ايران در آن زمان با اين زمان بسيار است. من خودم مي گفتم هركه بياد بجاي شاه بهتر خواهد بود. ولي اكنون جوانهاي ما بسيار آگاه ترند. با گوشت و پوست خود واقعيت ها را لمس كردند. ما آن زمان تنها آزادي سياسي و نيز عدالت اجتماعي نداشتيم اما اكنون در شرايط امروز هيچي نداريم حتي اميد به آينده
hamed : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۱۱:۳۸ قبل از ظهر
دقيقآ همين طور است و براي همين است كه بايد از خشونت جلوگيري شود و هزينه را براي جنبش پايين اورد اين جنبش بايد در داخل نظام بماند و جا نزندو نتيجه بگپرد رويارويي مستقيم هزينه بسيار بالا دارد و به نتيجه مطلوب نميرسد راه حلهاي موسوي بهترين و كاربردي ترين است
ams ( از alman ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۱۲:۵۲ بعد از ظهر
.manteghash dighar koshte mishavim nist,,,manteghash....
..
mikoshim ,hast

ghosacht an moghe ke pasdar va basichi,jan bar kaf ,az namos o mamlekat o eslam,defa va dalirane khod ra be koshtan midad, va be gholi sharbate shahadat minoshid,


va dar in zaman va dar in chand mah didim ke che ghard o khaki kardand ,va che be rooze in .mardom

avardan ke roozi modafe an ha boodand,

vaghean jaye taasof ast....
karim : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۳۵ بعد از ظهر
بسیار مقاله روشنگر و تامل برانگیزی بود
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۳۷ بعد از ظهر
. آیا یکبار هم شده فکر کنید که رفتار شاه و آنچه شما با تقلید از برخی نویسندگان غربی " ضعف شخصیت " می نامید به این جهت بود که وی اساسا حاضر به خونریزی نبود و میان " حرمت حکومتش " و حرمت جان ایرانیان دومی را اهم و ارجح می پنداشت. خوشبختانه بسیاری از روزنامه نگاران معتبر مثل آقای...ادامه در پیام بعدی
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۳۹ بعد از ظهر
مثل آقای عماد الدین باقی بعدها متذکر شدند که نرخ کشته ها و مضروبان در طی حوادث انقلاب بسیار بسیار اندکتر از آن چیزی بوده است که اصحاب رسانه ها گزارش می دادند. اغراق در این نرخ تنها جهت تهییج مردم و تحریض حس انتقامجویی آنها صورت می پذیرفته است و گر نه در بد ترین شرایط ...ادامه در پیام بعدی
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۴۳ بعد از ظهر
معتبر مثل آقای عماد الدین باقی بعدها متذکر شدند که نرخ کشته ها و مضروبان در طی حوادث انقلاب بسیار بسیار اندکتر از آن چیزی بوده است که اصحاب رسانه ها گزارش می دادند. اغراق در این نرخ تنها جهت تهییج مردم و تحریض حس انتقامجویی آنها صورت می پذیرفته است و گر نه در بد ترین شرایط...
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۴۵ بعد از ظهر
بد ترین شرایط و حاد ترین روزهای انقلاب شاه اجازه نداد خون ایرانیها ریخته شود و یا اگر اجازه داد این اجازه شرط " آخر الدواء الکی " را داشت و منحصرا زمانی اعمال می شد که جدا استعمال زور اجتناب نا پذیر می نمود. همانگونه که...
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۴۹ بعد از ظهر
همانگونه که خودتان بیان داشته اید ارتش شاهنشاهی ایران در مهر میهن پرورش یافته بود آن اندازه که هرگز حاضر نمی شد باغش را فدای باغبانی کند که خود پدید آورنده اش بود. به اعتقاد من این بسیار...
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۵۱ بعد از ظهر
. به اعتقاد من این بسیار بی انصافی است که پرهیز از خونریزی و کشتار را در نزد واپسین پادشاه ایران حمل بر سستی و فترت او کنیم چون لازمه این استدلال این خواهد بود که ........... حضرت آیت الله را باید نشانه جد رای و شخصیت مستحکم وی بدانیم. تمام
نامی ( از چابهار ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۵۵ بعد از ظهر
به اعتقاد من این بسیار بی انصافی است که پرهیز از خونریزی و کشتار را در نزد واپسین پادشاه ایران حمل بر سستی و فترت او کنیم چون لازمه این استدلال این خواهد بود که ................. حضرت آیت الله را باید نشانه جد رای و شخصیت مستحکم وی بدانیم. تمام
Nahid ( از Iran ) : ۲۱ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۷:۱۲ بعد از ظهر
در کنار مشکلات منفی‌ که برشمردید، شاید بد نبود به این حقیقت "مطبوع" هم اشاره میکردید که رژیم رهبر معظم از درون دچار بحران کشنده ایدئولوژیک شده، چیزی که رژیم شاه کمتر از آن‌ رنج میبرد و چیزی که میتواند آنرا سخت در هم پیچد...آخر همه "سربازان ولایت" خارج از حیطه نفوذ اسلام علی‌ نیستند...
محمد : ۲۲ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۴:۱۱ قبل از ظهر
شاه دیکتاتور بود، زندان داشت، اعدام می کرد، شکنجه می کرد. ولی تجاوز نمی کرد. وقتی می کشت، نمی گفت اغتشاشگرها همدیگه را کشتند. سربازانی که قرار بود تیراندازی کنند معلوم بودن. از پشت بام ها به مردم تیر اندازی نمی کردن. برای جان مدم ارزش قائل بود و توپولفهای بنجل نمی خرید. حقوق زنان و خانواده رو رعایت می کرد. دانشگاهها، ادارات، معیشت مردم، لبهداشت مردم، کارآمدی حکومت، همه به نسبت اون زمان در شرایط خوبی بودن. الان رو که می بینیم می گیم صد رحمت به شاه.
هادی : ۲۲ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۸:۱۸ قبل از ظهر
فکر کزدم ادم حسابی باشید. الان احتمال زیاد می دهم از همان بودجه مصوب کنگره سهم دارید. چرا ملت را گول میزنید که پول می خواهید؟ این دیگر بقول شیخ تان از ....... تان است
رضا ( از ايران ) : ۲۲ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۶:۲۹ بعد از ظهر
عزيزم اشتباه نكن . تجربه ثابت كرده كه انگليس نوكران خودش را سرخود رها نميكند و پس از بركناري نيز هواي آنها را براي حفظ ظاهر هم كه شده خواهد داشت . پس شما نگوئيد كه آقا بعد از فرار جايي براي رفتن نخواهد داشت . بلاخره يك جزيره اي در اقيانوس آرام هم كه شده باشه بارايش دست و پا ميكنند ...
ali ( از تهران ) : ۲۳ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۵:۳۶ قبل از ظهر
تو رو خدا بحث شاه وخمینی رو ول کنید الان با هر نظر وتفکری احتیاج به همدلی ووحدت داریم حضور مردم در راهپیمایی روز قدس پیچیدن طومار دیکتاتوری است .اگه کشور آزادی داشته باشیم راحت میشه در مورد خدمت یا خیانت سران صحبت کرد.الان مهم اتحاده اتحاد
مردآويج ( از Iran ) : ۲۳ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۳:۰۴ بعد از ظهر
چگونه است كه اگر على به مالك اشتر بگويد "حكومت علوي" ميشود و اگر شاهنشاه آريامهر انجام دهد ضعف و تردد شخصيتى اوست٠ يك بام و دو هوا جزيى از مذهب ماست٠ شاهنشاه آريامهر يكى از سه نام برجسته تاريخ اين كشور كهن است٠ روانش شاد
مش قاسم ( از غیاث آباد ) : ۲۴ شهریور ۱۳۸۸, ساعت ۹:۰۰ قبل از ظهر
درود به مردآویج و سپاس از نازک بینی رندانه ات.
مش قاسم