خلاصه در این نوشتار به موضوع تقلب انتخاباتی از نظرگاه رفتار گروه های مختلف پرداخته میشود و بخصوص در جستجوی 24 میلیون رای دهنده به آقای احمدی نژاد و تحلیل رفتار ایشان بر می آید و متذکر میشود که برای مجریان، دستکاری در آرا و جا به جا کردن چند صندوق به مراتب آسانتر از توجیه رفتارشان و یا به خیابان آوردن 24 میلیون طرفدار ادعایی است.
تقلب در انتخابات ریاست جمهوری از دیدگاه ها ی مختلفی قابل بررسی است که دو دیدگاه ذیل از آن جمله اند؛
(1)تقلب از نظرگاه محاسباتی در بررسی دلایل تقلب میتوان به ابهامات محاسباتی، نظیر نحوه شمارش رای ها و چگونگی برگزاری انتخابات ، وجود یا عدم وجود تناقض در آمار حوزه های مختلف و راه ندادن نیمی از ناظرین کاندیدای رقیب به صندوقها و بررسی سرنوشت 14 میلیون برگ رای اضافی شماره دار و میلیونها برگه بدون شماره و از این قبیل توجه کرد.
از جمله این بررسی ها مقاله مستدل و مستند " هفت دلیل در تقلب " آقای حسین باستانی [1 ] است .ایشان در اولین دلیل بررسی میکند که از 368 حوزه در کل کشور، در 170 حوزه درصد آرا بیش از جمعیت آن حوزه است که در بخشهایی تا یک و نیم و در مواردی حتی دو برابر جمعیت آن بخش هم رسیده است . پس از تذکر آقای محسن رضایی در این مورد ، شورای نگهبان با قبول اصل موضوع علت آن را مسافرت مردم ذکر کرده بود. ولی نکته جالب رای زیاد آقای احمدی نژاد در این حوزه هاست. بطور اتفاقی کسانی که به مسافرت رفته اند به ایشان هم رای داده اند. به عبارتی، در حدود نیمی از حوزه های کشور آرای ریخته شده به صندوقها به میزان قابل توجهی بیشتر از میانگین کشور و جمعیت آن حوزه است و این رای های اضافه هم اتفاقا به آقای احمدی نژاد داده شده است. 20 درصد رأی اضافه برای حدود نیمی از حوزه ها، یعنی نزدیک به4 میلیون رأی.همین یک خبر که در اخبار ملتهب هفته های پس از انتخابات فراموش شد، اولا حاکی از تقلبی 4 میلیونی است و ثانیا اگر بپذیریم کل آرا ثابت بوده و 4 میلیون رای اضافه شده ، پس لاجرم باید در جای دیگر4 میلیون رای کم شده باشد. و ثالثا تعداد زیاد حوزه های مشمول این مورد حاکی از گستردگی و مدیریت کلی آن در سطح کشور است. و رابعا همچنان که در سیستم های حسابرسی وجود چند در صد خطا یا تقلب باعث مردود شدن تراز مالی شرکتی میگردد اتفاقات مشابه در یک انتخابات آن را مردود میکند.
این نظرگاه انتخابات را از دید حساب و کتاب و محاسبه بررسی میکند که البته منظور این نوشتار نیست.ولی توصیه میشود مقاله خواندنی مذکور و گزارشات بیش از 300 صفحه ای کمیته صیانت از آرا را ببینید.
(2)تقلب از نظرگاه رفتار ها از باب اینکه " رنگ رخساره حکایت کند از سر درون " با توجه به رفتارهای گروه های مختلف می توان در مورد چگونگی برگزاری انتخابات اظهار نظر کرد. دقت در رفتار رای دهندگان به موسوی یا کروبی، رفتار مشاوران و ستاد رهبران معترض ، رفتار مجریان انتخابات و مهمتر از همه رفتار 24 میلیون نفر رای دهنده به آقای احمدی نژاد همگی به نحوی واقعیات را آشکار میکنند.
در مقایسه دو نظرگاه مطروحه، می توان ذکر کرد که آیا برای مجریان ، جا به جا کردن چند صندوق و یا کم و زیاد کردن آرا داخل آن مشکل تر است یا آوردن 3 میلیون رای دهنده تهرانی ادعایی به احمدی نژاد، به خیابان ها. همچنین آیا باز شماری تعدادی صندوق منتخب، چند هفته بعد از انتخابات مشکل تر است یا توجیه رفتار مجریانی که با بستن پیامک ها همه سامانه ارتباطی ستادهای رقیب با ناظرانش را قطع کردند و با پلمپ هر دو ستاد مرکزی و اصلی موسوی در روزهای پس از انتخابات، هسته پیگیری این کاندیدا را متلاشی نمودند. توجیه رفتار این مجریان چیست؟ درگیری ها که از عصر روز سوم آغاز شد، پس دستگیری دهها نفر از رجال اصلاحات از عصر انتخابات تا سه روز بعد چگونه توجیه میشود؟ آیا نمی خواسته اند هسته پیگیری و کشف و افشاء تقلب را خنثی کنند؟ به نظر میرسد توجیه چنین رفتارهایی به مراتب مشکل تر از جور کردن آرای صندوق ها است.
(الف)رفتار 24 میلیون نفر به نظر میرسد در ماههای بعد از انتخابات ،عدم حضور و شاید عدم وجود 63 در صد رای دهنده به نفری که پیروز اعلام شد، دلیل متقن تقلب می باشد.
-چرا در 24 خرداد ودر جشن پیروزی دولتی فقط میدان ولی عصر پر شد؟ ولی در روز قبل و همان روز یک میلیون و فردایش 5/2میلیون معترض خود جوش بدون دعوت یا تشویق هیچ کسی و در حالی که نگرانی سرکوب هم وجود داشت، به خیابان آمدند. اینان که هیچ رسانه ای نداشتند و حتی استفاده از پیامک هم مقدور نبود. رای اعلام شده هر دو کاندیدا در تهران تقریبا برابر بود.چرا طرفداران معترض یکی ملیونیند ولی برای نفر به ظاهر پیروز با وجود تبلیغات صدا وسیما و امن بودن مراسم، فقط 20 هزار نفر آمدند؟ پس 63 درصد کجا بودند؟
-چرا در طول 5/4 ماه بعد از انتخابات نفر پیروز در تجمعات مخصوص به خود ودر سراسر کشور حضور نیافت تا 63 درصدش را به رخ بکشد؟ دراین صورت غائله هم تمام میشد و همگان، این افراد را میدیدند. منطقا رفتار شخص پیروز چنین نیست. آن 63 درصد هم درصورت وجود بیصبرانه منتظربودند که خود را عرضه کرده تا به تهمتهای تقلب خاتمه دهند. در این مدت با آنهمه اتفاقات خانه نشینی این گروه عجیب است.
-زمانی دراغلب شهرهای بزرگ فریاد13میلیون معترض از پشت بامها در ساعات پس از 10 شب شنیده شد.که در تهران تا ماهها ادامه یافت. چرا با فراخوان صدا و سیما به سنت سالیان قبلی از24میلیون مقابل خواسته نشد روی پشت بامها و در ساعت 9شب بیایند وبه حمایت از نتیجه انتخابات بپردازند؟ نکند 24 میلیونی در کار نبود؟
-پس از چند ماه تهران نشینی،در اولین سفر استانی دولت ، عکس خبر گزاری ایسنا از تجمع کمتر از 70 هزار نفری در ایام تولد امام رضا و در حرم ایشان را ببینید[3] قلت نفرات برای شهر 5/2 میلیون نفری مشهد که شاید یک میلیون زوار باید به ایشان اضافه کرد خیلی عجیب است چرا 63درصد به استقبال نیامده اند؟ چرا در نزدیک ظهر حتی صحنهای دیگر راهم خالی کردند؟
-در ادامه دور سوم سفرها عکس های اصفهان، تبریز و شیراز را ببینید [3]. چرا در هیچیک 50 هزار نفر هم به استقبال نیامدند؟ در اداره ها که سرویس برای بردن مستقبلین تدارک دیده بودند وتبلیغات وسیعی در سطح شهرها شده بود.این تجمعها که امن هم هست. پس چرا 63درصد نیامدند تا رأیشان را تبیین کنند؟ نقش جهان اصفهان با مساحت قابل حضور 60 هزار متر مربعی گنجایش حداکثر140 هزار نفر به صورت شدیدا متراکم را دارد که 20 درصد آن هم پر نشد. در تبریز و شیراز، زمین چمن فوتبال محل استقبال با ابعاد 100 و75 متر حداکثر 20 هزار نفر ظرفیت دارد و در سکوهای هر کدام از این محل ها در روز استقبال، 30 هزار نفر هم حضور نداشتند.(در تبریز سه طرف از 4 طرف سکوهای ورزشگاه 70 هزار نفری خالی بود).[5]
-در بزرگترین شهرها که اثری از 63 درصد ملاحظه نشد. بنابراین دولت عازم بیرجند محروم شد. با ملاحظه فیلم مربوطه[7] و جمعیت 5 هزار نفری مستقبلین بیننده مشکوک می شود که رای 24 میلیون که هیچ، نکند شایعه های مبنی بر سوم شدن احمدی نژاد در انتخابات هم صحیح بوده است و ایشان در حدود 8 میلیون رای بیشتر نداشته که بعداً اغلب این ها هم ریزش کرده اند.
-دیگر میدانیم پس از 5 روز تبلیغات شدید در 9 دیماه کمتر از 3 درصد[4]، و در 22 بهمن کمتر از 7 درصد[5] تهرانی ها به خیابان آمدند که در مورد اخیر بخشی از راهپیمایان سبز بودند و گروهی از مردم هم فارغ از گروه بندی ها برای خود 22 بهمن آمده بودند. اگر ماموران و مزد بگیران و کارمندانی که با رودربایسی آورده شده اند را هم در نظر بگیریم ،برای طرفداران دولت درصدی باقی نمی ماند. لازم بود بعد از آنهمه التهابات چند ماهه، طرفداران و رای دهندگان میلیونی دولت(در صورت وجود) خودی نشان میدادند و دولتشان را در آن همه مشکل برای تهیه و تدارک شرکت کننده تنها نمی گذاشتند.البته سنجیدن حضور طرفداران دولت در چنین مراسمی که موضوع آن چیز دیگریست صحیح نیست. اینان را از مراسمی نظیر استقبال از سفرهای استانی که مختص دولت است باید سنجید.
--معلوم نشد تصاویر عکس پاره شده امام که کاملا اتفاقی، از رویه بر زمین افتاده بود و توسط دوربینی حرفه ای مانند دوربین های صدا و سیما تهیه شده بود و اتفاقا فقط از پاهای مرتکبین فیلم گرفته بود ،از کجا به دست سیمای دولتی رسید. اگر این فیلم ساختگی هم نباشد ،گناه کبیر مسئولین در نشان دادن آن از سیما بود. ولی گناه اکبر ایشان ندادن مجوز به سبزها برای محکومیت این هتک حرمت بود .سبزها می توانستند با حضور میلیونی خود در تهران جبران مراسم محقرانه200 هزار نفری دولتی 9 دی را بکنند. شایسته است علت ندادن مجوز توضیح داده شود.
-شایسته است دولتمردان علت فنس کشی در گوشه میدان آزادی در 22 بهمن و پناه گرفتن رئیس جمهور در این قسمت را توضیح دهند .از منتخبی که 24 میلیون رای دارد این کارها بعید است. بر فرض که گروهی فریب خورده هم شعارهایی میدادند. در مقابل، خیل امت در صحنه جوابشان را میداد. همچنین توضیح دهند چرا مابقی میدان که فنس کشی نداشت و برای حضور در آن کارت هم نمی خواستند، خالی بود [2] .چرا مردم به استقبال منتخبشان نرفتند. در آن روز 63 در صد کجا بودند که فقط در یک قلم 3000 دستگاه اتوبوس 150 هزار نفر را به تهران آوردند.
-در ماههای پس از انتخابات ،چرا 13 میلیون معترض این همه نمود داشتند و برای کنترلشان دهها هزار نظامی بسیج میشد و گاهی تهران شبیه به حکومت نظامی میگردید و از آنها این همه فیلم و... منتشر میشد . و برای محدود کردنشان پیامک و اینترنت و... قطع میشد. ولی 24 میلیون مقابل هیچ نمودی نداشتند و گاها تلاش میشد با انواع دوپینگ های دولتی کاریکاتوری از حضور ایشان نموده شود. بالاخره 13 بیشتر است یا 24 ؟، چند برابر؟
(ب)رفتار مجریان و ستادهای رهبران معترض می گویند موسوی آنطور که باید دلیل برای تقلب ارایه نکرد. فرض کنیم در بیانیه های موسوی به کلیات این موارد پرداخته نشده بود، و بیانیه ها و گزارشات مستند و جامع بیش از 300 صفحه ای کمیته صیانت از آرا هم تهیه نشده بود، از نظرگاه بررسی رفتارها باید به فضای آن زمان توجه کرد.
-از صبح انتخابات، ستاد موسوی که به حدود صد سامانه ارسال پیامک مجهز شده بود با قطع پیامکها کور شد. در همان شب، به یکی از دو ستاد مرکزی موسوی حمله شد و به بهانه حفظ امنیت کارمندان آن، تعطیل و پلمپ شد. بزودی ستاد دوم مرکزی هم بسته شد. دیگر آدرس تماس با 40 هزار ناظر و صدها ستاد در سطح کشور در دسترس نبود. دهها نفر لازم است تا اطلاعات سطح کشور را دریافت کنند و به دهها نفر بعدی که وظیفه دسته بندی آن را دارند بدهند. با تعطیلی ستاد ها این 200 نفر چگونه یکدیگر را بیابند و در کجا جمع شوند؟ برای درک عظمت دریافت و تنظیم نتایج تصور کنید که هر ناظر به تلفنی زنگ بزند و در 4 دقیقه اطلاعاتش را بدهد و فقط یک خط تلفن موجود باشد. در این صورت به 160 هزار دقیقه یا 110 روز یا4 ماه زمان نیاز بود تا فقط اطلاعات دریافت شود . جمع بندی این اطلاعات و پالایش نتایج غلط و انحرافی که از طرف ناظرین نفوذی عزیز انجام میشد و از این قبیل کارها، ستاد منسجمی را می طلبید. این در حالی است که علاوه بر تعطیلی ستادها همه افراد شاخص و مرجع از عصر انتخابات دستگیر شدند. قابل توجه است که کسانی نظیر رمضانزاده و تاجزاده که تجربه وزارت کشوری داشتند زودتر دستگیر شدند تا ستادهای سرگردان و بدون جا، گیج تر شوند و در کارها یشان تاخیر بیفتد.
به نظر می رسد، مهندس موسوی نباید توضیح دهد که دلایل تقلب چیست. این مجریانند که باید علت دستگیری دهها نفر از سران اصلاحات را در دو سه روز اول بعد از انتخابات و همچنین گرفتن زهرچشم در این ایام از دانشجویان در کوی دانشگاه و دانشگاه صنعتی اصفهان را توضیح دهند. درگیریها که از عصر 25 خرداد شروع شد و در دو سه روز اول که فقط اجتماعات خودجوش و آرام مردم بود. آیا علت این سرکوب ها فلج کردن اتاق فکر ستادها نبوده است تا حداقل در تهیه مستنداتشان تاخیر شود؟ آیا دلیل اول این دستگیریها مشغول کردن امثال آقایان علیرضا بهشتی به آمار گیری از دستگیر شدگان و دلداری خانوادهاشان به جای مچ گیری از متقلبین نبوده است؟
--در آستانه انتخابات همه کارمندان این بخش از وزارت کشور تعویض شدند . این عمل مورد اعتراض مجلس اصولگرا هم واقع شد که مسئولین مربوطه قول دادند ؛ از افراد حذف شده در پست های بالاتر استفاده شود . ولی نگرانی برای تازه واردین بود نه رفته گان.
(ج)رفتارهای متفرقه براستی اگر انتخابات کاملا سالم بود و آنطور که آقای دانشجو اخیرا گفته اند حتی یک رای هم جا به جا نشده است و اگر حساب پاک بود و از محاسبه باکی نبود، چرا پیشنهاد موسوی برای تشکیل کمیته ویژه شامل نمایندگان مراجع عالیقدر بدعت شناخته شد؟ مگر در انتخابات مجلس سوم پس از طرح ابهامات شورای نگهبان به دستور امام کمیته ای تشکیل نشد و امام بعد از روشن شدن صحت انتخابات آن شورا را مورد عتاب قرار ندادند؟ چرا امروز تشکیل چنین کمیته ای بدعت است؟ بالاخره اگر تقلب وسیعی باشد این مهم بدون دخالت شورای نگهبان مقدور نمیشد. و در این شرایط این شورا به عنوان متهم، نباید در موضع قاضی هم باشد. پس یا نباید اعتراض به تقلب بزرگ را پذیرفت، یا بررسی آن را به نهاد دیگری واگذار نمود. اگر واقعا حساب پاک بود کمیته مذکور را تشکیل میدادند و باز شماری دقیقی صورت میگرفت در آن موقع همه باور میکردند که حتی یک رای هم جا به جا نشده و به آقای دانشجو هم دست مریزاد میگفتند. لزومی هم نداشت ایشان از بوییدن مُشک خود بگویند. در ادامه هم رهبران معترض را به سیما می آوردند تا رسوا شوند. هیچکدام از این اعمال بدعت نبود . بدعت بی توجهی به اعتراض میلیونها نفر در 25 خرداد و امثالهم و آن همه فیلم ها و عکس هایی از سرکوب اجتماعات مردمی بود که دنیا دهها سال است مشابه آن را حتی در رفتار دولتی با ملتی دیگر ندیده بود.
--مخالفت با طرح مباهله کروبی مبنی بر برگزاری همزمان دو تجمع موافقان و معترضان به نتایج انتخابات در دو میدان مختلف در تهران و دیگر شهرهای بزرگ و همچنین عدم صدور مجوز تجمع به سبزها که بنابر قول بزرگانی حداقل شامل 13 میلیون رای دهنده یا ثلث مردم کشورند ، علیرغم نص قانون اساسی،بیانگر کدام ترس است؟
--مناظره های زمستانه اولیه در سیما بین اصلاح طلبان و دولت طلبان ، پس از روشن شدن زود هنگام فصاحت یک طرف، بزودی به مناظره اَلکن های همسو با یکدیگر بدل شد. در مناظره بهاره اخیر، یکی از طرفین از کاهش معترضان صدها هزار نفری در 25 خرداد به دهها هزار نفری و کاهش مجدد به هزارها نفری و در نهایت به صدها نفری ذکری کرده و علت آن را صبوری و حلم نظام (و نه سرکوب وحشیانه) عنوان می کند. پیشنهاد می شود برای مراسم سالگرد انتخابات در خرداد ماه آتی مجوزی به سبزها بدهند تا راهپیمایی کرده و نیروی انتظامی هم حمایت از مراسم را بر عهده گیرد تا همگان این چند صد نفر را ببینند.
(3)چرا هنوز باید به دلایل تقلب پرداخت؟ شاید بتوان طرفداران جنبش سبز را به سه گروه فرهیختگانی که کمتر از 2 درصد ، گروه نخبگانی که کمتر از 20 درصد و گروه توده ها تقسیم نمود. گروه فرهیختگان به روابط پنهانی یا پشت پرده و علت و معلول های پیچیده در سیاست توجه میکند و دیگر امروزه مطمئن است در انتخابات تقلب شده و به دلایل تو در توی این امر واقف است و از قلت نفرات در مراسم دولتی 9 دی و یا راهپیمایی 22 بهمن مطلع است [2] ولی گروه توده ها ، آنچه را که از وقوع تقلب یا روگردانی مردم از متقلبین احساس میکند را در رسانه های جنبش سبز نمیبیند.این رسانه ها که بیشتر در اختیار فرهیختگان است، به علایق و ابهامات توده ها کمتر میپردازند. و توجه ندارند که بخش زیادی از این همدرد ها به اطلاعات دسترسی ندارند و مثلا هنوز عکس میدان آزادی خالی در 22 بهمن را ندیده اند . و یا میپندارند در 9 دی ماه جمعیت زیادی به خیابان آمده اند. از این بابت برای در صحنه ماندن همه گروهها ، فرهیختگان نباید صرفا به دغدغه ها و علایق پیچیده و عمیق خود بپردازند و گروه وسطی نخبگان نیز باید تلاش زیادی در پر کردن فاصله دو گروه دیگر بکنند و تا می توانند با زبان گروه توده ها مطالب خود را تنظیم و تکرار کنند. توجه کنید که بعد از گذشت ماهها هنوز هم عملکرد رسانه ای دولتی ها بر اساس تلقین و تکرار زیاد صحت انتخابات در زمانها وبا زبانهای متنوع است.اینان سالهاست که فقط به گروه توده ها توجه میکنند ،که البته توفیقی هم نداشته اند.
ضمایم [1 ]روز آنلاین 28 تیر 1388 هفت دلیل در اثبات تقلب در انتخابات [2 ]جرس شهروند نگار سبز 28 بهمن88 رئیس جمهوری که از جمهور میترسید [3 ]جرس شهروند نگار سبز24 اسفند88 احمدی نژاد کارت سوخته (عکس ها را ببینید) [4 ]جرس شهروند نگار سبز15 فروردین89 علم جمعیت شماری (1)9دی [5 ]جرس قلم سبز21 فروردین89 علم جمعیت شماری [ 6]جرس نوا و نمای سبز23 تا 25 بهمن88 میدان آزادی خالی – صف اتوبوسها [7]جرس نوا و نمای سبز 15 اسفند88 استقبال از رئیس جمهور در بیرجند
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

.jpg)



