چهارشنبه ۲۰ فروردین ۱۳۹۹ -
- 08 Apr 2020
13 شعبان 1441 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مروری بر روزنامه های شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۹

اطلاعات
مرحوم فرد هالیدی و ایران

علی اکبر عبدالرشیدی در یکی از یادداشت های روزنامۀ اطلاعات، ضمن ابراز تاسف از درگذشت فردهالیدی، استاد سرشناسِ حوزه ایران و خاورمیانه- که اخیرا در اسپانیا درگذشته- به نقل از خاطره و نقل قولی از او می پردازد و می نویسد:
"هالیدی می‌گفت به نظر او در ایران چند صدا به گوش می‌رسید و غرب نمی‌داند در ایران با چه كس باید مذاكره و تعامل داشته باشد... نخست وزیر یكی از كشورهای اروپایی او را به كشورش دعوت كرده و می‌گفت همه سفر من فقط برای پاسخ دادن به یك سؤال آقای نخست وزیر بوده است. آن نخست وزیر اروپایی از‌هالیدی پرسیده بود «آقای‌هالیدی! در ایران با چه كسی باید صحبت شود؟» و آن نخست وزیر گفته است كه هر كس از اروپا به ایران می‌رود و تفاهمی انجام می‌دهد بعدا در می‌یابد كه فرد ایرانی تفاهم‌كننده صاحب اختیار و قدرت نبوده است. می‌گفت این‌ها، منظورش سیاستمداران اروپایی بود، نمی‌دانند در ایران چه نظامی حاكم است؛ نمی‌دانند ولایت فقیه چیست؛ نمی‌دانند سلسله مراتب قدرت چگونه تعریف می‌شود. به همین علت است كه در مورد ایران دچار اشتباهات جدی می‌شوند..."


کیهان
به جهنم كه كسی نمی آید خودمان با هم ملاقات می كنیم!

یکی از مقاله نویس های روزنامه کیهان، با وحشت و ابراز نگرانی از اینکه طی ایام عید و هفته های بعد از آن، رهبران جنبش و برخی فعالان سیاسی، مطبوعاتی، دانشجویی و مدنی- سندیکایی با یکدیگر ملاقات داشته اند، مدعی شد "برخی گزارش ها حاكی از آن است كه سران داخلی فتنه به تاكتیك «دیدارهای مكرر و سخنرانی های مطول» روی آورده اند."

کیهان نویس امروز، ضمن نگاهی همراه با توهم توطئه به کنشگران اصلاح طلب و همچنین بدنۀ جنبش، ادعا می کند:
"در حالی كه طی چند ماه گذشته ادبیات «مرگ جنبش» درون جبهه اصلاحات فراگیر شده است، برخی سران داخلی فتنه تنها راه پیش روی خود برای نشان دادن علائم حیاتی را در آن دیده اند كه با یكدیگر دیدارهایی نمایشی ترتیب بدهند و در آنها به نطق كردن برای مخاطبان فرضی خود بپردازند."

نویسنده یا نویسندگان این مقاله معتقد است "موسوی و كروبی كه در ماه های گذشته با بی اعتنایی فراگیر حتی در میان دوستان داخلی خود روبرو شده اند، تلاش می كنند با استفاده از این تاكتیك به حیات رسانه ای خود ادامه داده و برای آینده زمان بخرند."

جریان فتنه تلاش دارد...
در یادداشتی دیگر در کیهان، حمید امیدی ادعا می کند "جریان فتنه كه اكنون در محافل داخلی خود مرگ را به طو ركامل پذیرفته تلاش می كند در سال 89 با یك برنامه ریزی جدید لااقل در بخش رسانه ای خود را احیا كند. مجموعه اطلاعات موجود نشان می دهد این جریان اكنون روی 3 پروژه متمركز است: 1- تلاش برای حركت به سمت طبقه محروم 2- بهره برداری از اختلافات قوای سه گانه و 3- تبدیل شدن به بخشی از استراتژی جدید امریكا در ایران. "

وی با اشاره به پوشش خبری اخبار و گزاش های جنبش کارگران و معلمان توسط رسانه های جنبش سبز، خشمگینانه می گوید: "فتنه گران پس از ماه ها آتش افروزی ناگهان به یاد كارگران و معلمان -كه در هیچ دولتی به اندازه دولت فعلی خدمات دریافت نكرده اند- افتاده اند و برای سوء استفاده از مطالبات آنها تلاش می كنند."

نویسنده کیهان با ادعای اینکه "معلمان و کارگران اساسا در انتخابات سال 88 به هیچ كدام از سران فتنه رای نداده است كه اكنون نسبت به آنها احساس همبستگی یا تعلق كند"، لذا جریان فتنه در شرایط فعلی هیچ راهی برای ادامه حیات خود نمی بیند و جنبش به اصطلاح سبز اكنون فقط جنبش بیانیه های خنك و سخنرانی های بی حاصل است. حرف هم كه می دانید گفته اند باد هواست."


مردم سالاری
مطهری احیاگر تفکر دینی

میرزا بابا مطهری نژاد، در سرمقاله امروز مردم سالاری، با اشاره به دوازدهم اردیبهشت، سالگرد شهادت استاد مرتضی مطهری و روز معلم، خاطرنشان می کند "مطهری اهل گزینش نبود، او مشکلا ت و معضلا ت فکری و رفتاری واقعی جامعه را مطالعه می کرد و نقادانه ریشه ها و علل بروز آنها را می یافت ."

سر مقاله نویس مردم سالاری همچنین معتقد است "بدون شک اگر «مطهری» را از انقلا ب و کشور نمی گرفتند، او در مقابل مسائلی چون کنترل جمعیت و محدودیت های نقد وادغام نظامهای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و اعتقادی در یک نظام «نظام مبتنی بر قانون اساسی» و دهها مساله دیگر راه می گشودند و نظریه پردازی می کردند و جامعه را از سطوح پایین انرژی اجتماعی، کارآمدی، کیفیت بهره وری، پیچیدگی، فهم، خلا قیت، لذت و کمال به سطوح بالا تر ارتقا می دادند، چرا که فرآیند توسعه بواسطه پیدایش سطوح بالا تر، در جامعه محقق می شود."


رسالت
مطهری و جریانات فکری امروز و دیروز

محمد کاظم انبارلویی در سرمقاله‌ روزنامه‌ رسالت، ابتدا خاطرنشان می کند "جریان روشنفکری در ایران طی نیم قرن گذشته گرفتار دو “کارل” بود: کارل مارکس و کارل پوپر!" و تاکید دارد که "رنسانس دو دستاورد برای اروپا داشت:1 - فراموش کردن واقعیت الهی عالم و آدم2 - بسط و توسعه تفرعن و فرعونیت نفس با تکیه به مکتب اومانیسم."

سردبیر رسالت با بیا این نکته که "سوسیالیسم و لیبرالیسم در غرب به ظاهر دو رقیب بودند اما پیروان آنها در ایران عمدتا با هم رفاقت داشتند و این دو جماعت هیچ گاه در بریدن سر مذهب در ایران اختلاف نداشتند"، اولین کسی که دست آنها را خواند را "شیخ فضل الله نوری" می داند و ادعا می کند "در نهضت ملی نیز، همگرایی دو جریان سوسیالیسم و لیبرالیسم نهضت را به بیراهه برد."

سرمقاله نویس روزنامه رسالت خاطرنشان می کند "آیت الله مطهری رد پای اندیشه های منحط غربی را گرفت و بزرگترین دغدغه فکری او پالایش اندیشه سیاسی اسلام از آلودگی ها و سمومات سوسیالسم و لیبرالیسم بود."

انبارلویی با اشاره به روشنفکران دینیِ آن زمان و اشاره ای تلویحی به دکتر علی شریعتی، می نویسد "جریان روشنفکری با بهره گیری از اندیشه های مارکس و پوپر می خواستند یک اسلام مونتاژ شده در ایران پدید آورند که تمام آموزه های کفرآلود و الحادی مکاتب غربی را در خود داشته شد؛ ولی مطهری مردانه جلوی آنها ایستاد."

این نویسنده با پوشاندن پوستین وارونه به واقعیتِ امروزِ جامعه ایران، معتقد است:
"امروز دانشگاه و حوزه وظیفه دارد با بازتولید اندیشه های شهید مطهری شر فرقه سبز را که می خواهد منافقانه بر اندیشه اسلامی معاصر پوستین پوسیده لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی غرب بپوشاند، از سر ملت کوتاه کند. اکنون ماشین تبلیغاتی غرب مجهز به شاهراه های اطلاعاتی و ارتباطی و با پشتیبانی نظریه پردازان و شاگردان مارکس و پوپر می خواهند دور جدیدی از شرارت در حوزه اندیشه و فکر در ایران را مدیریت کنند.
قطعا آنها در این وادی پیروز نخواهند شد چرا که مراجع عالی قدر، شاگردان شهید مطهری و شهید بهشتی و پرچمداران بیداری در حوزه نظیر آیت الله مصباح یزدی و نیز قلندرانی در عرصه اندیشه در دانشگاه ها حضور دارند که در برابر این هجوم خواهند ایستاد."


تهران امروز
لزوم بازنگری در مفهوم کار و کارگر

"پیشرفت كشور در گرو بازنگری در مفهوم كار و كارگر"، عنوان سرمقالهِ‌ روزنامه‌‌ تهران امروز به قلم حسام‌الدین كاوه است كه در آن تاکید می کند "امام و رهبری، دیدگاه‌های بسیار ژرف، گسترده، انسانی و الهی به مقوله«كار» و مابه‌ازای عنوان«كارگر» دارند اما جامعه كنونی ما تا رسیدن و دستیابی به ژرفای دیدگاه‌های این دو بزرگوار و تا تحقق بخشیدن به تمامی حقوقی كه متناسب با شأن بلند«كارگر» باشد، راه و فاصله‌ای بسیار دارد."

وی خاطرنشان می کند "با توجه به دیدگاههای امام و رهبری پیرامون کارگر، جای پرسش است كه آیا قشر كارگر از وضعیت مطلوبی به لحاظ حقوق صنفی خود به عنوان كارگر برخوردار است؟ مسائلی مانند بهداشت كار، از كار افتادگی، نقص عضو بر اثر حوادث ناشی از كار، ایمنی محیط كار، بازنشستگی و تقاعد، برخورداری از شأن محترمانه در جامعه، برخورداری از محیط‌های ویژه فرهنگی، آموزشی، تفریحی و ده‌ها مسئله و موضوع دیگر كه هم‌اكنون مبتلا به‌ جامعه‌ كارگری كشور است به تمامی حل‌وفصل شده‌اند؟ آیا مسئله حل نشده‌ای باقی نمانده است؟"


ابتکار
سیاست بدون اخلاق روسیه

محمد علی وکیلی در سرمقاله امروز ابتکار با تاکید بر این نکته که "در نظام بین الملل قانون نانوشته‌ای وجود دارد و آن اینکه در سیاست اخلاق محلی از اعراب ندارد"، خاطرنشان می کند: "اگر بخواهیم از کشوری به عنوان مصداق بارز برای این نوع دیپلماسی نام ببریم، بی شک همه انگشت‌ها بطرف کشور روسیه نشانه می‌روند. سیاست این کشور در طول دهه‌های اخیر بخصوص در تعامل با ایران،شاهد خوبی بر این دوگانگی است. "

به نوشته سرمقاله نویس امروز ابتکار، "روسیه با تظاهر به مستقل بودن و با پیش گرفتن سیاست اعلانی تقابل با آمریکا و دوستی با ایران، تلاش کرده است که هم ایران را در کنار خود داشته باشد و غرب و آمریکا را. و در دقیقه 90 با تصمیمات غرب علیه کشورمان همراه شده است."

به نظر این نویسنده، "این حق روسیه و هر کشوری است که متناسب با منافع ملی کشورشان نوع و چگونگی دیپلماسی خود را تنظیم نمایند و به این دلیل ما نمی‌توانیم برآنها خرده بگیریم و به صورت اخلاقی داوری نمائیم اما برای مردم ایران ماهیت سیاست‌های روسیه روشن است و مردم حق دارند که به این کشور نگاه بدبینانه داشته باشند، آنچه مهم است اینکه ما تکلیف خود را بدانیم."


ارسال به :