دوشنبه ۰۴ شهریور ۱۳۹۸ -
- 26 Aug 2019
24 ذو الحجة 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
حبیب الله پیمان: توسل به عدم خشونت، هم تاکتیک هم استراتژی
جرس: دکتر حبیب الله پیمان، فعال ملی- مذهبی و دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز، ضمن اینکه استراتژی و برگِ برندۀ جنبش سبز را همچون مبارزات مهاتما گاندی و نلسون ماندلا، "تز عدم خشونت" و "مقاومت مدنی" می داند و توسل به شیوه های خشونت آمیز را از خطراتِ بازدارندۀ جنبش ارزیابی می کند، معتقد است اکنون به مرحله ای از تاریخ رسیده ایم که مردم ایران تصمیم دارند خشونت را با خشونت مقابل پاسخ ندهند.

 

حبیب الله پیمان، عضو کادر اولیۀ شورای انقلاب و مدیر نشریۀ توقیف شدۀ «امت»، از آغاز شکل گیری جنبش سبز معتقد بود "این جنبش یکی دیگر از تجلیات شعور خودآگاه ملی است که انتظار می رود تحت هدایت آن، کشتی طوفان‌زده جامعه به ساحل آزادی و صلح و امنیت و عدالت و زایش دوباره فرهنگی، علمی و معنوی هدایت گردد."

 

این فعال ملی مذهبی طی یک سالی که گذشت، بارها خاطرنشان کرده است "جنبش‌سبز با الهام از شعور ملی ایرانیان، راه عدم خشونت، یعنی مقاومت خلاق و صلح‌آمیز را برگزیده است. مردم عزم دارند که خشونت را با خشونت مقابل پاسخ ندهند، در پاسخ به کسانی که زیر سیطره سامانه دفاع غریزی کور و کودکانه، قابیل وار بر ضد آنها دست به خشونت می برند، همان را می گویند که هابیل در مقام یک انسان بالغ آزاد و خودآگاه خطاب به برادر گمراه خود بر زبان آورد «اگر تو دستهایت را برای کشتن من دراز کنی، من دستهایم را برای کشتن تو نخواهم‌گشود». فراموش‌ نکنیم که در هر رویارویی که اسلحه آن خشونت است، پیروزی از آن قابیلیان است که پروای خدا و اخلاق و انسانیت ندارند و در قساوت و بی رحمی، حد و مرزی نمی‌شناسند. آن پیروزی که با سلاح خشونت به دست می آید جز با اعمال خشونت دائمی و افزون تر پایدار نمی ماند. برتری جنبش های اصیل ملی و نیز جنبش سبز، در پای‌بندی به اخلاق و ارزش‌های مشترک ملی و دینی و تکیه بر مقاومت خلاق مدنی و فرهنگی و مددجویی از صبر و پایداری و مهربانی و مدارا، گذشت و شفافیت و صداقت در گفتار و کردار و نیات است."

 

پیمان قبل از به قدرت رسیدن محمود احمدی نژاد در سال ۸۴ نیز، همراه با ۲۵۴ تن از شخصيتها و فعالان سياسى، فرهنگى و دانشگاهى کشور، طى بيانيه‌اى هشدار آمیز، خواستار ايجاد شرايطى براى برگزارى آزاد و سالم شده بود .


این عضو شورای مرکزیِ فعالان ملی- مذهبی، چندی پیش نیز در جریان دیدار جمعی از فعالان این مجموعه با میرحسین موسوی، بر ضرورت "شبکه سازی اجتماعی"، "استمرار جنبش اجتماعی مردم ایران" و "ضرورت تداوم رفتار توام با مدارا و مهربانی" سخن گفته بود.

حبیب الله پیمان طی روزهای اخیر در گفتگویی اختصاصی با جرس، در همین راستا جنبش سبز را جنبشی اجتماعی، متفاوت و نتیجه بخش می داند که همانند جنبش های بزرگ مدنیِ جهان، پیروزیِ آن بدون خشونت ممکن خواهد بود، اما بدونِ دادنِ هزینه امکان پذیر نیست.

 

 

تفاوت جنبش سبز با جنبش های نیم قرن اخیــر

 

جرس: بعنوان کسی که در جنبش های اعتراضیِ قبل از انقلاب ۵۷ نیز حضور داشته و حرکتهای سیاسی و اجتماعی مشروطه به بعد را نیز مورد مطالعه قرار داده اید، تفاوت بارز و ویژۀ جنبش سبز با آن حرکت ها را چگونه ارزیابی می کنید؟

پیمان: در آغاز باید به این نکته اشاره کنم که جنبش سبز در بدوِ حرکتِ خود، یک استراتژی از پیش تعیین شده و حتی راهبرد معین و مدون و رسمی نداشته است؛ ولی ازجهت پیشرفته بودن و کیفیتِ مبارزاتی، در سطحی بسیار متفاوت با جنبش های اجتماعی چند دهه اخیر و بویژه نیم قرن اخیرِ ایران قرار دارد.

 

بطور کلی غالب جریانات و جنبش هایی که در گذشته برای تغییر یا حتی اصلاح وضع موجود فعالیت می کردند، استراتژی خود را بر این اصل گذاشته بودند که اولا یک برنامۀ از پیش تعیین شدۀ مدون (چه در قالب ایدئولوژی و چه در قالب یک برنامه اجتماعی و اقتصادی)، برای جامعه تدارک ببینند و الگویی برای جایگزینی شرایط موجود پیشنهاد و ارائه دهند و دوما برای اجرای برنامۀ خود، همه چیز را موکول به گرفتنِ کاملِ قدرت سیاسی و تصاحب ابزار قدرت می دانستند."

 

جنبشی از پایین به بالا    

 

جرس: در واقع می توان از نکته ای که شما در پاسخ سوال قبلی اشاره کردید، اینگونه برداشت کرد که اولویتِ اصلی جنبش های قبلی، "الزاما تغییر در بالا" یا "ابتدائا تغییر از بالا" بوده است. آیا منظور شما چنین است؟

پیمان: بله. جنبش های مذکور (چه اصلاحی و چه انقلابی)، بدلیل اینکه همه چیز را در تسلط کامل بر ارکان قدرت سیاسی و تغییر در راس هرم می دانستند، به همین جهت مجبور بودند تمام راههای ممکن در راه رسیدن به آن هدف (چه راههای مسالمت آمیز و انتخابات، چه قیامهای مسلحانه و تدارک یک انقلاب) را اتخاذ کنند و درواقع اولویتِ اصلی آنها همان تغییر در بالا یا تغییر از بالا بود . 

 

بنا براین استراتژیِ جنبش ها و حرکات اجتماعیِ قبل از جنبش سبز، بدلیل همین ویژگی، محکوم به شکست و ناکامی بوده و تا کنون یک موفقیتِ جدی و تجربۀ موفق در این زمینه کسب نکرده و ارائه نداده اند.

 

به بیان دقیق تر، آنها یا بدلیل توازن نیروهای سیاسی، در تسخیر کامل قدرت ناکام می ماندند یا گروههای دیگری که برای تغییر وضع موجود تا آن لحظه همراه بودند، با این تصور و ذهنیت که برنامه و ایدئولوژی آنها بهترین و کاملترین می باشد، سعی داشتند قدرت را انحصارا در اختیار بگیرند و به ناچار دست به حذف دیگران می زدند و یک روند کشمکش و حذف نیروها در کشور رخ می داد.

 

خشونتِ اجتناب ناپذیر؛ بازتولید استبداد

 

جرس: کمی پیرامون همین شکستِ جنبش های قبلی یا دستاوردهای منفیِ آنها توضیح دهید. آیا حرکتهای اجتماعی- سیاسیِ نیم قرن اخیر و کمی بیشتر- صد سال گذشته- مدنظرشماست؟ از مشروطه تا انقلاب ۵۷؟

پیمان: ابتدا باید کمی بیشتر مطلب را باز کنم. جنبش های پیشین به دلیل ویژگی هایی که ذکر آن رفت، در وجهِ اول حرکتِ خود، یعنی "تغییر کامل راس هرم قدرت سیاسی"، حاکمان را در دفاع از خودشان، به موضعِ "ماندن یا حذف کامل" و "جدالِ مرگ و زندگی" سوق می دادند و حاکمیت نیز جبرا برای ماندن در قدرت، تا آخرین لحظه توسل به خشونت را تجویز می کرد. اما در گام دوم و احیانا در فردای پیروزی نیز، نیروی غالب برای حفظ قدرت و وضع موجود و همچنین تحقق ایدئولوژیِ خود، مجبور به حذف تمام رقبا و همراهان پیشین خود - حتی با توسل به خشونتی مانند سابق- می شد.

 

لذا در هر دو وجه، آنچه نتیجه و دستاورد بود و شد، "بازتولید و تداوم خشونت، دیکتاتوری و انحصار" بود و ما این را بوضوح در تاریخ معاصر شاهد بوده ایم.

 

جنبش سبز؛ جنبشی تکامل یافته از تجارب صد سال مبارزه

 

جرس: بنظر شما آیا جایگاهِ جنبش سبز می تواند بعنوان مرحله ای تکامل یافته از مبارزاتِ آزادیخواهانه و عدالت طلبانۀ یک صد سال اخیر تلقی شود؟

پیمان: این تعبیر درستی است. اتفاقا ما در اوایل انقلاب ۵۷ نیز، همین موضوع را دریافتیم و کار فرهنگی و تئوریک در عرصۀ عمومی و حرکت سازی اجتماعی به سوی اهداف کلان را در اولویت قرار دادیم و آن را بر حضور در قدرت ارجح دانستیم و در همین سی سال بر ضرورت تشکیل نهادهای مدنی، صنفی، فرهنگی و شبکه های اجتماعی تاکی?

ارسال به :