سایت های اصولگرای شیعه آنلاین و الف (به طور مستقیم) و رادیوی جمهوری اسلامی (غیر مستقیم) همزمان خبر از مرجعیت یک چهره ناشناخته داده اند.
آنها خبر داده اند که "بر اساس اطلاعیه نصب شده بر روی درب منزل مرحوم آیت الله العظمی بهجت، آیت الله شیخ عباس محفوظی رییس دفتر ایشان اعلام مرجعیت کرده است".
همزمان سایت مرحوم آیت الله بهجت که توسط آقای محفوظی اداره می شود نیز از مرجعیت ایشان خبر داده و قرار بر این است که مقلدان آیت الله بهجت را به پذیرش مرجعیت فقهی ایشان ترغیب نمایند.
در این باره چند ملاحظه، قابل تأمل است:
یک: آیت الله بهجت به دلیل غلبه صورت عرفانی بر صورت فقهی اش، مورد علاقه جامعه دینی ایرانی بود و دوری از حکومت، بر شأن و منزلت وی افزوده بود. اگر کسی با تکیه بر منزلت اجتماعی و دینی آیت الله بهجت، جامه مرجعیت بر تن کند امکان مقبولیت اولیه او در میان جامعه دینی ایران وجود دارد؛ در دوران حیات آیت الله بهجت، آقای محفوظی رییس دفتر ایشان و مدرس اخلاق در قم بود و اگرچه به مجلس خبرگان رهبری راه یافت اما چهره ای پر حاشیه نبود پس می توان به احتمال وجاهت ایشان در دراز مدت اندیشید.
دو: در میان عموم مردم ملتزم به احکام شرعی، کسی از آقای محفوظی چیز زیادی نمی داند؛ همین که ایشان سالها افتخار مؤانست با عارف بزرگواری چون آیت الله بهجت را داشته اند افتخار کمی نیست و می توان بر همین سابقه تاکید کرد و او را به مردم شناساند.از جمله چیزهایی که مردم نمی دانند این است که اگرچه آیت الله محفوظی مانند بسیاری از فقیهان، درباره تمام حوادث پس از انتخابات از دهها کشته و هزاران زندانی گرفته تا شیوه اداره معیشت مردم سخنی نگفته اند اما بر خلاف همان فقیهان بر یک نکته تاکید ورزیده است و آن اینکه با همه این اوضاع و احوال، آقای خامنه ای بهترین فرد برای رهبری است.
(14 دی 1388: کسی که از همه لايق تر، برتر، شايسته تر و به انقلاب وفادارتر است، حضرت آيتالله خامنهاي است. به گزارش ایرنا، آيت الله محفوظي در جمع اساتيد و طلاب مدرسه علميه امام صادق(ع) به دوران قبل از پيروزي انقلاب اشاره کرد وگفت: قبل ازانقلاب کشور ما وضع خوبي نداشت و خداوند با از بين بردن دشمنان و پيروزي انقلاب، "اسلام،قرآن، وليفقيه و قانون" را جايگزين طاغوت کرد. عضو مجلس خبرگان رهبري خطاب به مخالفان ولايت فقيه افزود: مگر قبل از انقلاب را فراموش کردهايد که امروز تيشه به ريشه اين ولايت مي زنيد؟)
سه: به یاد دارم که در آغاز دهه 70 شمسی، هنگامی که آقای خامنه ای در سفری رسمی به قم آمد، در جمع طلاب بسیجی و در پاسخ به کسانی که خواهان دخالت بیشتر ایشان در حوزه علمیه قم بودند گفته بود: "من در تهران ولیّ امرم؛ اما در قم یکی از هفت نفرم!" اشاره وی به فهرست هفت نفره ای بود که جامعه مدرسین به عنوان مراجع تقلید به مردم معرفی کرده بود. آقای خامنه ای همیشه از جایگاه لرزان خود در میان فقیهان و حوزویان نگران بود.
بعد از انتخابات اخیر، کابوس رهبری تعبیر شد؛ نه تنها (جز آقای نوری همدانی که مرجع دولتی اش می شناسند) هیچیک از فقیهان نامدار و موجّه قم در کنار وی قرار نگرفتند بلکه رییس دولت منصوب وی را نیز با بهانه های مختلف به حضور نپذیرفتند.
اگر می توان با قتل و حبس مردم معترض، مقوله مشروعیت سیاسی را به محاق برد با مشروعیت مذهبی چه می توان کرد؟ اگر آقای خامنه ای و رئیس دولتش همه وجاهت خود را در قم باخته باشند خیمه مشروعیت دینی خود را بر کدام تیرک علم کنند؟ آیا نباید برای تولید یک مجموعه مرجع تقلید موجّه اما همسو با حاکمیت راهی اندیشید؟ آقای محفوظی حتی اگر خود نداند و درنیافته باشد سوژه مناسبی برای برداشتن گامهای نخست در رفع نگرانی حکومت است.
آیا میان نگرانی حاکمیت و حرکت خزنده ی اعلام مرجع تقلید جدید و اخبار رسانه های اصولگرا ارتباطی هست؟
*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.





farzad.