پنج‌شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۸ -
- 20 Jun 2019
16 شوال 1440 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۴:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
عباس عبدی: قدرت جنبش سبز در کتک خوردن است نه کتک زدن
    جرس:هزاران هزار هوادار جنبش سبز که با مهر سکوت بر لب و دستانی به علامت پیروزی بالا رفته، نخستین تجمع های اعتراضی پس از انتخابات ریاست جمهوری را سامان دادند منادیان مبارزه بدون خشونت علیه وضع موجود بودند. آنها با اعتراض مسالمت آمیز خود نگاه خیره مردمانی از سراسر جهان را متوجه خود کردند و وقتی که حکومت با گلوله های سربی سنگفرش خیابان ها را از خون معترضان رنگین کرد باز سنگر آنان سکوت بود و شعارشان " رای من کجاست؟"

 

حکومت اما به شکل روزافزون سرکوبهایش را شدت داد و به موازات آن شعارهای معترضان نیز رادیکال تر شد.خیابان ها از روزها پیش از برگزاری تجمع های اعتراضی به قرق نیروهای امنیتی درآمد. عکس های معترضان خیابانی برای شناسایی روی سایت های حامی حکومت قرار گرفت. ماشین بازداشت فله ای مخالفان روی دور تند رفت و این سوال کلیدی را در ذهن مخالفان وضع موجود پدید آورد که در چنین شرایطی چگونه می توان اعتراض علیه حکومت را علنی کرد و به مبارزه مسالمت آمیز نیز وفادار ماند؟ این پرسش و پرسش هایی دیگر درباره مبارزه مسالمت آمیز در جنبش سبز را با "عباس عبدی تحلیل گر نام آشنای اصلاح طلب درمیان گذاشتیم. عبدی علیرغم آن که رهبران جنبش سبز را به دلیل تاکید بر استراتژی مبارزه مسالمت آمیز تحسین می کند اما معتقد است که این جنبش تاکتیک های متناظر با استراتژی خود را نداشته است و از همین رو در بزنگاه هایی مانند تجمع 13 آبان و روز عاشورا از استراتژی خود تخطی کرده است. نگاه آسیب شناسانه او به مبارزه مسالمت آمیز در جنبش سبز حاوی ریزبینی هایی است که می تواند در مبارزات پیش روی هواداران جنبش سبز موثر واقع شود.عبدی بر این باورست که مبارزه كردن گرچه يك فضيلت است، اما نیازمند عقلانیت خاص خود هم هست.عبدی قدرت منتقدين را در مظلوميت آنان می داند كه مي‌تواند سركوب‌گرترين افراد را هم شكست دهد.او می گوید" كليه كساني كه خود را طرفدار اين جنبش مي‌دانند بايد صادقانه رفتار كنند. آنان اگر آقاي موسوي يا كروبي را قبول دارند، حتماً سعي كنند در چارچوب‌هاي اعلاني آنان اقدام كنند، نه اينكه كارهاي خودشان را به نام جنبش سبز انجام دهند، البته هر کسی حق دارد كه مخالف اين دو نفر و سياست‌ها و خط‌ مشي‌هاي آنان باشد، و مي‌تواند جرياني را براساس ايده‌هاي خود تشكيل دهد و اقدام كند، اما نمي‌تواند ماهيت اين دو نفر و همراهان آنان را قلب كند، اين كار عوارض زيادي براي فضاي سياسي ايران دارد، ضمن اينكه هيچ نتيجه مثبتي از آن حاصل نخواهد شد."متن کامل این مصاحبه به شرح زیر است:

 

اقای عبدی،رهبران جنبش سبز بارها بر استراتژي پيگيري مبارزات از راه‌هاي مسالمت‌آميز تأكيد كرده‌اند و از هواداران جنبش خواسته‌اند كه تحت هيچ شرايطي به شيوه‌هاي خشن متوسل نشوند. با اين حال حكومت تقريباً تمام ابزارهاي مبارزه مسالمت‌آميز نظير احزاب، نهادهاي غيردولتي، رسانه‌هاي مستقل و تجمع‌هاي خياباني را از مخالفان خود گرفته است و اجازه علني شدن اعتراض‌ها را نمي‌دهد. در چنين شرايطي مبارزه مسالمت‌آميز چه معنايي مي‌تواند داشته باشد؟

 

پرسش بسيار خوبي است. در درجه اول، باید گفت؛ درست است كه رهبران جنبش سبز بارها بر اين استراتژي تأكيد كرده‌اند، اما فراموش نكنيم كه هر جنبش به جز استراتژي نيازمند تاكتيك‌هاي مناسب و متناظر نيز هست. هم‌چنين بايد از تاكتيك‌هاي مخالف استراتژي جلوگيري کرد. بنابراين انتظار مي‌رفت كه با صراحت بيشتري توضيح داده مي‌شد كه تاكتيك‌هاي جاري در سطح جنبش تا چه حد مطابق و همسو با اين راهبرد هست؟ و به طور مشخص و حتي مكرر اعلام مي‌شد كه كدام يك از شيوه‌هاي جاري برخلاف اين راهبرد است و از فعالان جنبش خواسته مي‌شد كه به طور صريح و روشن از اين روش‌ها پرهيز كنند.

 

اما قسمت دوم پرسش شما، نشان‌دهنده آن است كه توجه كافي به اساس و بنيان راهبرد پرهيز از خشونت نشده است. اين قسمت سوال چنين القا مي‌كند كه پرهيز از خشونت و رفتار مسالمت‌آميز تا وقتي است كه از سوي حكومت راه‌ها بسته نشود يا سركوب صورت نگيرد، و اگر چنين سياستي از سوي حكومت اعمال شود، راهي ديگر جز مواجهه و بروز خشونت براي منتقدين باقي نمي‌ماند. اين همان درك خطايي است كه منجر به بروز خشونت در جنبش مي‌شود. زيرا راهبرد پرهيز از خشونت، برمبناي رفتار حكومت اتخاذ نمي‌شود كه تداوم آن منوط به رفتار خاصي از جانب حكومت باشد. اگر حكومتي راه‌هاي اعتراض مسالمت‌آميز را باز بگذارد و سركوبي هم صورت ندهد، چنين رژيمي قاعدتاً تا حد قابل قبولی دموكراتيك خواهد بود و معترضين نمي‌توانند در ذيل چنين رژيمي شعار دموكراسي‌خواهي بدهند. بنابراين وقتي كه شعار معترضين هر رژيمي تحقق دموكراسي است، معناي ملازم آن اين است كه آن رژيم، دموكراتيك نيست، و چنين رژيمي راه‌هاي عادي انتقاد را مي‌بندد و سركوب هم شيوه جاري خواهد بود، البته حد و حدود اعمال سركوب يا بستن راه‌هاي انتقاد برحسب رژيم‌هاي غير دموكراتيك متفاوت است، اما اين سياست، به عنوان سياست محوري چنین حکومتی در برخورد با منتقدين است. بنابراين وقتي عده‌اي شعار دموكراسي‌خواهي را از طريق جنبش ضد خشونت در جامعه‌اي مي‌دهند، از ابتدا اين فرض را پذيرفته‌اند كه حكومت در مواجهه با آنان دست به سركوب و انسداد مي‌زند، و لذا نمي‌توانند با مشاهده سركوب و با استناد به آن راهبرد ضد و پرهيز از خشونت خود را تغيير دهند.

 

به علاوه به محض آن كه اين راهبرد تغيير كند، به معناي آن است كه شعار دموكراسي‌خواهي قلب خواهد شد، زيرا برحسب تجربه و تحليل ثابت شده كه با شيوه‌هاي خشونت‌طلبانه نمي‌توان به تحقق دموكراسي اميدي داشت، حتي گروههایي كه صادقانه ادعاي دموكراسي دارند، هنگامي كه وارد فاز خشونت مي‌شوند، دموكراسي را در روابط دروني خود هم تحمل نمي‌كنند، چه رسد در روابط با ديگران. نكته ديگر اينكه به خشونت كشاندن هر جنبش دموكراسي‌خواهي، خواست اوليه و مهم جناح‌هاي خشونت‌طلب حكومت‌هاي مخالف آنان است، زيرا كه با چنين اقدامي از يكسو شعار دموكراسي‌خواهي مخالفان را در عمل خدشه‌دار مي‌كند و از سوي ديگر بسياري از حاميان آنان را منفعل و در مراحلی حتي آنان را با جنبش مخالف مي‌كند، و بالاخره جناح های خشن حکومتها منتقدین آرام خود را وارد ميدان مبارزه‌اي مي‌كنند كه خودشان دست برتر را در این میدان دارند. ضمن آن كه خشن شدن مبارزه در جناح حكومت نيز عناصر اقتدارگرا و خشونت‌طلب را تقويت مي‌كند.

 

اصولا از نظر شما معنای عمل خشونت‌آميز چيست؟ آيا ترور و اقدام مسلحانه از سوي مخالفان، تنها مصداق‌هاي عمل خشونت‌آميز است؟ آيا آتش زدن ساختمان‌ها و حمله به پليس و درگيري نيز مصداق عمل خشونت‌آميز است؟ و آيا اَعمال خشونت‌آميز فقط به اين موارد محدود مي‌شود؟

 

باید تاکید کرد که عمل خشونت‌آميز شامل گفتار و رفتار مي‌شود. هم‌چنين مي‌تواند كنش باشد، يا واكنش خشونت‌آميزي باشد. بخشي از اين اعمال دقيقاً عيني است، مثل ترور، آتش زدن و ضرب و جرح، و نيز كلمات و شعارهايي كه واجد الفاظ تند و تيز يا تحقير و تمسخر باشد، اما برخي ديگر از اعمال خشونت‌آميز، عرفي و نسبي است و برحسب موقعيت، تعيين مصداق مي‌شود. از اعمال گروه اول به طور مطلق بايد پرهيز كرد. اما اعمال گروه دوم را بايد به عرف اهل سياست واگذار كرد. در اتفاقات رخ داده پس از انتخابات هر دو گروه از اعمال ديده مي‌شود گرچه در 25 خرداد و سپس 30 خرداد به معناي دقيق مواردي قابل ذكر از اين رفتار ديده نمي‌شود، اما با گذشت زمان و عدم كنترل و نظارت بر حضور خياباني و نيز حضور شبكه‌هاي ارتباطي مستقل از مديريت جنبش، اين رفتارها به مرور افزايش يافت و در 13 آبان سال 1388 وارد فازي ديگر شد که نهایت آن اتفاقات عاشورا بود.

 

مهم‌ترين مصداق تخطي از راهبرد خشونت‌گريزي، در شعارهاي مرگ بر فلان و بهمان و نيز اشاعه دروغ هايي به نام جنبش سبز بود، سپس شعارهاي ديگر از جمله تمسخر و توهين و... به اين موارد اضافه شد. روشن است كه پاسخ متناظر و قابل انتظار اين شعارها از سوی حکومت چيست؟ ممكن است كه گفته شود که بدون این موارد هم رفتارهاي خشونت‌آميز طرف مقابل در هر حال ادامه مي‌يافت، همچنان كه قبل از اين شعارها هم بود. اين استدلال بي‌پايه است. زيرا طرف مقابل هزينه‌هاي سنگيني را براي خشونت‌هاي خود قبل از اين شعار مي‌پردازد و هنوز هم در حال پرداختن هزینه آن رفتارها است، اما براي اقدامات خشونت‌آميزش در برابر اين شعارها هزينه چنداني نمي‌پردازد، بلكه اين اقدامات را مجوز خشونت‌های خود تلقي مي‌كند. اين استدلال مثل اين است كه يك نفر در خيابان به ناحق توي گوش كسي بزند، بعد هم فرد مضروب انواع و اقسام فحش‌ها را نثارش كند، و بيشتر كتك بخورد، بعد بگوييم چرا فحش دادي تا كتك بخوري؛ بگويد، او كه در هر حال مي‌زد! اگر كتك اوليه بي‌دليل و محكوم بود و از نظر ناظر بيروني و حتي دوستان فرد ضارب، قابل دفاع نبود، در حالت فحش دادن، كتك‌هاي بعدي چنين وضعي را ندارند و چه بسا قابل انتظار هم تلقي شوند.

 

مشكلي كه در اين نحوه رفتار وجود داشت، اين بود كه برخي از منتقدينِ حاضر در خيابان‌ها به منطق طرف مقابل پناه بردند و فكر كردند كه قدرت واقعی از باتوم يا از لوله تفنگ بيرون مي‌آيد در حالي كه قدرت منتقدين، در كتك زدن نبود، بلكه در كتك خوردن آنان بود. ضربه‌اي كه رخدادهاي به غايت ظالمانه و فاجعه‌بار كهريزك و كوي دانشگاه و مجتمع سبحان به طرف مقابل وارد كرد، و صفوف آنان را به هم ريخت و موازنه قوا را به نفع منتقدين و حس همبستگي و اتحاد را ميان آنان بهبود بخشید مقايسه كنيد با شعاري مثل جمهوري ايراني كه جز تبعات منفي، نتيجه ديگري نداشت و به سرعت هم فراموش شد. قدرت من

ارسال به :