بشوی اوراق اگرهمدرس مایی که حرف عشق در دفتر نباشد
اول این توضیح را بدهم که خوشبختانه هیچ نسبت سببی و نسبی و اخلاقی و فامیلی و انسانی بین من و آقای عباس جعفری دولت آبادی وجود ندارد و با کمال تاسف تنها یک واژه "جعفری" ازمشترکات بین ماست و ازنظر اعتقادات، به ویژه اعتقاد واحترام به حقوق انسان ها، فاصله هاست بین این جعفری تا آن جعفری یا به قول مدرس بین این حسن تا آن حسن.
ایشان درسخنان غلاظ و شداد و تهدیدآمیز خود نسبت به سران جنبش سبز، یا به گفته ایشان، سران فتنه، محاکمه آنان را به هنگامی که مصلحت اقتضا کند حوالت داده اند. به عبارت دیگر رسما و با داشتن یک مقام کاملا رسمی قضایی تصدیق واعلام کرده اند محاکماتی که ازپس حوداث خرداد ماه سال گذشته شروع شده وهمچنان ادامه دارد، مصلحتی بوده وهست و افراد را اگرمصلحت اقتصا کند دستگیرومحاکمه می کنند. درضمن ایشان با زبان بی زبانی میفرمایند که رژیم با"اقتدار" فعلا از دستگیری و محاکمه موسوی و کروبی وحشت دارد یعنی بیم دارد که با این کار تیشه آخرین را به ریشه لق خود زده ومصداق شعر معروفی باشد که میفرماید:
چنان زد بربساطش پشت پایی که هرخاشاک آن افتاد جایی
کاراصلی و عمده دادستان، ستاندن داد است، نه تهدید کردن این و آن. اگر درمملکت ما حکومت قانون برقراربود، بلافاصله پس از سخنان دررباری که فرمودید و گز نکرده پاره کردید، باید علیه شما وبه اتهام تهدید و هتک حرمت اعلام جرم میشد وسراغتان می آمدند و مدتی از بازداشتگاههای اسلامی از شما پذیرایی میکردند تا ازسمت خود اینگونه سوء استفاده نکنید. اما افسوس که بفرموده شما مملکت ما بصورت مصلحتی اداره میشود و حتی قوه قضاییه آن نیز روی مصلحت عمل می کند. مگر وظیفه دادستان آنست که با مطبوعات مصاحبه کرده و این وآن را تهدید کند؟ جای شما در صحنه دادگاه است و اعلام جرم علیه کسی که برجایگاه متهم نشسته است. شما می بایستی در دادگاه، جایگاه اصلی خود باشید و با ارائه اسناد ومدارک وقرائن و امارات و بینات، متهم را محکوم و دادگاه وقضات را اقناع کنید که متهم، دیگر متهم نیست ومجرم است. شما به موجب کدام قانون اسلامی و غیراسلامی وکدام ضوابط حقوقی و انسانی دررسانه ها این و آن را تهدید می کنید وازآن بدتر رژیمی را که ادعای خدمتگزاری آنرا دارید رژیمی معرفی می کنید که به "مصلحت" این وآن را محاکمه می کند یا مانند معاون اول رئیس جمهور باوجود انواع و اقسام سوء استفاده ها با یک شهادت اسلامی، ازهرگونه محاکمه ای معاف میدارد واقعا که باید گفت "بیله دیگ بیله چغندر".
هنگامی که رهبر مملکتی با یک لب تکان دادن ویا شاه عباس واربا گوشه سبلتی جنباندن سردسته باندی را از هرگونه محاکمه ای معاف میسازد و طبعا محاکمه او را مصلحت نمیداند، البته دادستان قوه قضاییه آن مملکت نیز به جای ایستادن پشت تریبون دادگاه و شمردن جرایم متهم، می بایستی مانند هنرپیشگان تشنه شهرت سینما ها و تاترها روی صحنه آمده و با دادن شعار دربرابر "ارباب سابق جراید" که اکنون ازبیم جان وزندانهای طولانی و وثیقه های سنگین یا پناهنده شدن به این یا آن کشور، تبدیل به خدمتگزاران دست بسته وگوش به فرمان حاکمیت شده اند، ندا در دهد و آشکارا و رسما اعلام کند که "اگرمصلحت اقتضا کند" ما سران فتنه را محاکمه خواهیم کرد. چه بلایی برسر آن فرشته ای آمد که چشمانش بسته بود و ترازوی عدلی دردست داشت و متهمان را بدون آنکه بشناسد یا مصلحتی را در نظر آرد، محاکمه می کرد وحکم برای آنان صادر می کرد. اگرشما خود را پیرو مولای متقیان علی بن ابیطالب میدانید ومیخوانید آیا مولا علی نیز مصلحتی به جنگ معاویه میرفت و به مصلحت، دشمنانش را به مجازات میرساند؟ وآیا به همین جهت بود که درعین ضعف قوه نظامی به جنگ نهروان دست زد وخوارج را به آن صورت برجای خود نشاند. آیا علی هم مصلحت گرا بود؟
میزان برای قضاوت، سند و مدرک و قرائن و امارات است نه زد و بند و روابط و دوستی یا دشمنی و سلیقه شخصی یا مصلحت این و آن.
باردیگر با صدای رسا اعلام میکنم بین این حسن تا آن حسن فرسنگ ها فاصله است و من و آقای عباس جعفری دولت آبادی تنها دریک واژه وجه اشتراک داریم که اگر چرخ براین گونه بگردد، شاید بزودی برای گریز از بدنامی، شهرت خود را نیزتغییر داده وخویش تن را از این وجه مشترک هم نجات دهم.
دیدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست




