پنج‌شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۰ -
- 23 Feb 2012
29 ربيع الأول 1433 آخرین به روز رسانی : ساعت ۰۲:۱۶ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
سفرکرده اوین در الیزه
سفرکرده اوین در الیزه

 

  

کلوتیلد رایس فقط بخاطر رافت اسلامی جمهوری اسلامی دیروز در فرودگاه پاریس در میان جمع دوستان و خانواده خود پای بر سرزمین مادریش نهاد.


همان رافتی که سالهاست از فرزندان ایران زمین دریغش کرده اند. همان که بر سر هر منبر و تریبونی فریاد برآورده اند که زمانش نیست. 


او  آزاد شد نه به خاطر اینکه مجید کاکاوند تاجر ایرانی متهم به  خرید تجهیزات نظامی از شرکتهای امریکایی برای ایران و صادرات غیر قانونی آن، فقط چند روز پیشش به تهران بازگشته بود و نه برای اینکه رایزنی ها برای آزادی وکیلی راد پس از نوزده سال نتیجه می دهد. همو که متهم به قتل شاپور بختیار است.


او فقط بخاطر رافت اسلامی حاکمان جمهوری اسلامی آزاد شد.

او آزاد شد که آزادیش بار دیگر استقلال قوا در حکومت اسلامی را به رخ همه دنیا بکشد.

نشان دهد که تبعه فرانسوی بعلت عدم دخالت مجریان سیاست خارجی در قوه قضاییه آزاد می شود و هزاران هزار دختر و زن ایرانی بخاطر استقلا ل قوه قضا از نفوذ مقامات امنیتی در بند می مانند.

کلوتیلد آزاد شد. چون معلم بود. بگذار معلمان ایرانی که مشق " بابا نان داد" می کردند به همدری با پدرانی که نان در سفره ندارند، بر دار کشیده شوند و در گوشه سلولهای نمناک گوهر دشت، با مجرمانی همنشین شوند و این بار شاگردی کنند.

همانگونه که کلوتیلد کار آموزی کرد در کمیسیاریای انرژی اتمی فرانسه و "سیاست ایران را در بحران اتمی چگونه باید دید؟" نتیجه کارش شد. این معلم جوان که می گویند در کنار آموزگاریش ، رسالت اطلاع رسانی اش را تعطیل نکرد و طی ماهها اقامتش در ایران فقط در دو حوزۀ " سیاست داخلی " و "فعالیتهای اتمی " ایران تبادل اطلاعات می کرد با مقامات امنیتی فرانسه. 

او جاسوس نیست... هرگز... جاسوس همان جوانی است که با پیامکش گفته بود به تجمع سکوت 25 خرداد برویم.یا نه ... گفته بود " یا حسین میرحسین" شاید هم پرسیده بود " رای من کجاست؟"  که هر سه از سوی مراکز جاسوسی بین المللی برنامه ریزی و تنظیم شده بودند و امنیت کشور را به تاراج و یغما.

کلوتیلد آزاد شد. آزادیش مبارک...

روزی از بهار بود وقتی کلوتیلد، نسیم مرطوب و خنکای پاریس را بار دیگر تجربه کرد. 

و همه وجودش پر شد از هوای آزادی که ماهها در حسرتش در گوشه ای از خاک فرانسه در تهران برایش لحظه شماری می کرد.
به آنجایی رفت که هنوز کتابها از فرزندان انقلابش می گویند که "خورده شدند" توسط انقلابی که خود کرده بودند.

همانجا که بعد از  بلندای برج ایفل، باستیلش بیشترین خاطره ها را بیاد می آورد. همان قلعه ای که فتحش سرنوشت فرانسه را برای سالها رقم زد.

او به خانه رفت. خانه ای خیلی دور تر از خانه همه آنها که در " مام وطن" در حسرت دیدن آفتاب ماههاست چشم به دیوارهای سرد اوین دوخته اند.

چه خوب است در این ایام که همه کینه می کارند و خشم درو می کنند و سخن از رافت و مهربانی گوهر نایاب است، هزاران هزار ایرانی در گذار "معترض"  تا " محارب " در جدال هستند، دختر جوانی به یمن "فرانسوی" بودنش، رافت اسلامی شامل حالش می شود، به خانه اش برمی گردد و دلش مالامال از شادی می شود.


او که می تواند محکومیت ده ساله اش را سیصد میلیون  بخرد. در حالی که دیگرانی فقط می توانند با این همه میلیون فقط شش روز بیرون از اوین در زندان بزرگ ایران مهمان باشند. 


کلوتیلد پولش را داد و جانش را آزاد کرد و به کشوری رفت که رئیس جمهورش برای او در کاخ الیزه که یادگار انقلابیون فرانسه است، مراسم استقبال رسمی برگزار کرده بود.

در حمایت پدر و دو برادرش قدم به کاخ الیزه نهاد. با نیکولا سرکوزی و برنارد کوشنر دیدار و گفت و گو کرد. رئیس جمهور فرانسه در کنارش ایستاده بود، وقتی دهها خبرنگار و عکاس منتظر بودند از خاطرات این " سفرکرده اوین" بشنوند.

او از دلمشغولی هایش از ایران گفت. از آن دو جوانی که در دادگاه روزی روی آن صندلی های قرمزکنار او نشسته بودند و الان ماههاست مهمان خاک سرد سیاهی هستند که حتی گرمای اشک مادران شان نیز از آن دریغ شده است. 


کلوتیلد در سرسرای زیبای الیزه از " همبندانی" یاد می کند که چون " خواهر" در اوین او را زیر چتر حمایتی خود گرفته بودند.
همان خواهرانی که ماههاست، گرمی وجودشان از خانه هایشان دریغ شده است. 

بدرالسادات که دیگر در چهره اش نه نشاط می بینی و نه نوری. او که هر وقت دختران نوجوانش به دیدارش می شتافند از مرگ می گوید و رفتن.

کلوتیلد چقدر خوشحال است که در آغوش گرم خانواده بار دیگر، آزادی را تجربه می کند. وقتی دختران و زنان ایران زمین به جرم " صداقت" و " تعهد" شان ماههاست، اسیر دیوارهایی هستند که آنها را از دیوار " زندان بزرگ ایران زمین" جدا کرده است.

خواهران و مادران داغدار  مهمانان امروز اوین هستند وقتی کلوتیلد مهمان کاخ زیبای الیزه است. 

همانجا که ناپلئون بعد از انقلاب فرانسه به کاخ ریاست جمهوری فرانسه بدلش کرد و از خدمت کنت و کنتس بیرونش آورد.

الیزه و اوین با هم شباهتها دارند..... یا نه قلعه باستیل و اوین.

ای کاش در همان بهار آزادی، انقلابیون دربند " فتحش" کرده بودند.

 

دیدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست

ارسال به :

ارسال نظر
مشخصات فردی من را به خاطر داشته باش

*نظرات حاوی کلمات و عبارات رکیک و غیر اخلاقی و همچنین توهین و افترا منتشر نخواهد شد .
**از نوشتن نظر خود به صورت فینگلیش خودداری نمایید.
***از اینجا فینگلیش را به فارسی تبدیل کنید.

نظرات