
یک تصمیم و هزار ابهام
آقای خامنه ای طی ماه های پس از انتخابات ریاست جمهوری حملات شدیدی را متوجه رهبران جنبش سبز کرده اما هیچ گاه سخنی صریح مبنی بر تعقیب قضایی آنها ابراز نداشته است. بسیاری از ناظران سیاسی معتقدند که احتیاط رهبر جمهوری اسلامی در دادن اجازه برخورد قضایی با رهبران مخالف حکومت ناشی از پیامدهایی است که اتخاد چنین تصمیمی می تواند به همراه داشته باشد. بدیهی ترین پیامد این تصمیم اوج گرفتن التهاب در فضای سیاسی ایران خواهد بود. با توجه به این که حکومت طی ماه های پس از انتخابات از همه ابزارهای خود برای سرکوب اعتراض های عمومی استفاده کرده است این نگرانی میان استراتژییست های محافظه کار دیده می شود که بازداشت سران جنبش سبز به اوج گرفتن دوباره اعتراض ها منجر شود و سیاست های سرکوب را بی اثر سازد.
شبکه اجتماعی گسترده و متنوع هواداران جنبش سبز هم بارها این هشدار را به حکومت داده اند که بازداشت میرحسین موسوی و مهدی کروبی را خط قرمز جنبش می دانند و در صورت وقوع چنین اتفاقی آرام نخواهند نشست. با این حال حتی اگر ارزیابی محافظه کاران حاکم این باشد که می توانند تظاهرات احتمالی پس از بازداشت رهبران جنبش سبز را از طریق شدت دادن به سرکوب ها خنثی کند باز علامت سوال های فراوانی پیرامون این تصمیم وجود دارد که توسل بدان را توسط حکومت دشوار می کند.
تردید درباه هوشیاری سیاسی
از همان لحظه ای که حکومت تصمیم به بازداشت رهبران جنبش سبز بگیرد مجموعه ای از دشواریهای غیرقابل حل را روبروی خود خواهد دید. مشخص است که چنین اقدامی حمایت همه گروه های مرتبط با جریان حاکم را به همراه نخواهد داشت و به اختلاف میان آنها دامن خواهد زد. حتی برخی از چهره های تندرو محافظه کار هم طی ماه های پس از انتخابات با ادعای این که برخورد قضایی با رهبران جنبش سبز آنها را تبدیل به قهرمان می کند بازداشت این چهره ها را به مصلحت حکومت ندانسته اند. بنابراین اقناع نیروهای حامی حکومت نسبت به درستی برخورد قضایی با رهبران جنبش سبز نخستین دشواری هواداران این تصمیم خواهد بود.از آنجا که رییس قوه قضاییه در سخنان اخیر خود مسوولیت هر گونه اقدام احتمالی در این زمینه را متوجه آیت الله خامنه ای کرده است مطمئنا وظیفه اقناع گروه های وابسته به حکومت پس از عملی شدن چنین تصمیمی نیز متوجه او خواهد بود.
گرچه بنا به تجربه ، محافظه کاران به ظاهر از هر تصمیمی که رهبر جمهوری اسلامی آن را ابلاغ کند پشتیبانی می کنند اما اگر بازداشت رهبران جنبش سبز به اوج گرفتن التهاب در فضای سیاسی منجر شود تردیدها درباره این اقدام آقای خامنه ای میان گروه های حامی وی نیز شدت خواهد گرفت.
سوال های بی جواب
نتیجه دلخواهی که حکومت از بازداشت رهبران جنبش سبز دنبال می کند تحکیم جو رعب و وحشت و دلسرد کردن هواداران جنبش از ادامه دادن به اعتراض هاست. اما هیچ تضمینی برای به موفقیت رسیدن این پروژه وجود ندارد.بازداشت احتمالی مهدی کروبی و میرحسین موسوی درست همان طور که برخی محافظه کاران هم به آن اذعان کرده اند منجر به تقویت جایگاه آنان در افکار عمومی خواهد شد.
حساسیت ها نسبت به این دو رهبر اصلاح طلب به حدی بالاست که حکومت در صورت بازداشت آنان نمی تواند سخت گیری های اعمال شده درباره سایر زندانیان را درباره این افراد نیز اعمال کند و کوچکترین خبر نگران کننده درباره سلامت جسمی یا روحی آنان پس از بازداشت احتمالی، بحرانی بزرگ برای جمهوری اسلامی به دنبال خواهد داشت.بازجویی از رهبران جنبش سبز هم مطمئنا کار ساده ای نیست. بعید است که حتی بازجویان باسابقه دستگاه امنیتی هم ریسک چنین اقدامی را بپذیرند و حاضر به بازجویی از رهبران جنبش سبز شوند. چنین ماموریتی فقط می تواند به مقام های عالی رتبه امنیتی سپرده شود که در این صورت هم رسوایی بزرگی برای حکومت خواهد بود. رسوایی از این رو که مقام های عالی رتبه امنیتی پس از پذیرش این ماموریت خود را در حد یک بازجو تنزل می دهند. با این حال حتی اگر حکومت همه این ریسک ها را بپذیرد باز با علامت سوال های فراوانی روبرو خواهد بود.
بازداشت رهبران جنبش سبز طبق قاعده باید منجر به برگزاری دادگاهی برای آنها شود. تشکیل چنین دادگاهی خود یک چالش اساسی را ایجاد خواهد کرد. این که چه کسی قضاوت را به عهده خواهد داشت؟ این که دادگاه باید به صورت علنی برگزار شود یا به صورت غیر علنی ؟و این که دقیقا چه اتهام هایی باید متوجه رهبران جنبش سبز شود ؟ بخشی از سوال هایی است که حکومت قبل از هرگونه اقدام برای تعقیب قضایی رهبران جنبش سبز باید به آنها فکر کند.
دردسرهای دنباله دار
با فرض این که حکومت برای تمام این سوال ها جوابی آماده کرده باشد باز این سوال کلیدی باقی می ماند که دادگاه باید در نهایت چه حکمی برای رهبران جنبش سبز صادر کند؟ با توجه به این که در ادبیات رسمی حکومت از رهبران جنبش سبز به عنوان " سران فتنه " نام برده می شود و اقدام های آنان سبب ساز اعتراض های عمومی پس از انتخابات ریاست جمهوری تلقی معرفی می شود مطمئنا آنان باید حکمی به مراتب سنگین تر از سایر زندانیان سیاسی پس از انتخابات دریافت کنند ولی حتی اگر حکومت به صدور حکم حبس علیه رهبران جنبش سبز بسنده کند و از پرداختن به اتهام هایی مانند محاربه که می تواند حکم اعدام را به همراه داشته باشد پرهیز کند بازهم دردسرهای فراوانی را پیش رو خواهد داشت. بازداشت دراز مدت رهبران جنبش سبز ،زمین حکومت را لرزان و لرزان تر خواهد کرد و استحکام درونی میان نیروهای مخالف حکومت را قوت خواهد بخشید.این کابوسی است که جریان حاکم بیشترین واهمه را از آن دارد.
انتخاب نهایی
درست است که مقام های عالی رتبه حکومت آشکارا گفته اند که مصلحت های موجود اجازه برخورد قضایی با رهبران جنبش سبز را نمی دهد ولی به نظر می آید آنها در توجیه مفهوم مصلحت برای هواداران خود موفق نبوده اند. چنان که برخی از گروه های رادیکال، قوه قضاییه را با ادعای بی عملی در برخورد با رهبران جنبش سبز مورد حمله قرار داده اند و نامه 175 نفر از نمایندگان مجلس برای محاکمه میرحسین موسوی و مهدی کروبی نشانه ای روشن از فعالیت این گروه های فشار است. انتقاد صادق لاریجانی رییس قوه قضاییه از امضا کنندگان این نامه نیز به خوبی نشان می دهد که وحدت رویه ای میان جریان حاکم در برخورد با رهبران مخالف وجود ندارد. لاریجانی در سخنان خود، نامه نمایندگان حامی بازداشت رهبران جنبش سبز را تعریض به دستگاه قضایی خوانده و به آنها گوشزد کرده که این قوه در راستای سیاست های کلی نظام حرکت می کند. این سخن بدین معنی است که سیاست کلی حکومت در حال حاضر بازداشت رهبران جنبش سبز را تجویز نمی کند و آن را مصلحت نمی داند با این حال این مصلحت سنجی ها هم برای حکومت بی هزینه نخواهد بود. گروه های رادیکالی که بازوی اصلی جمهوری اسلامی در برخوردهای سرکوب گرانه پس از انتخابات ریاست جمهوری اسلامی سال گذشته بوده اند از تریبون های خود مدام خواهان برخورد قضایی با رهبران جنبش سبز می شوند و اگر حکومت در دراز مدت به سخنان آنان بی اعتنایی نشان دهد متحدان کلیدی خود را آزرده خاطر ساخته است.
از آنجا که پس از سخنان رییس قوه قضاییه مسوولیت هر گونه اقدام قضایی علیه رهبران مخالف حکومت به گردن آقای خامنه ای افتاده است، اوست که باید دست به انتخاب نهایی بزند. او یا باید به درخواست گروه های افراطی هوادار خود گوش دهد و برای راضی نگه داشتن آنان حکم به تعقیب قضایی رهبران جنبش سبز بدهد یا این که باید به مصلحت های حکومتی وفادار بماند و گروهی از کلیدی ترین متحدان خود را آزرده خاطر سازد.




