جمعه ۲۸ مهر ۱۳۹۶ -
- 20 Oct 2017
28 محرم 1439 آخرین به روز رسانی : ساعت ۱۸:۱۷ به وقت ایران
جنبش راه سبز - جرس
مادر گالری ایران؛ از زندانی اوین تا هنرمند ماندگار
مادر گالری ایران؛ از زندانی اوین تا هنرمند ماندگار
جرس: معصومه سیحون (منیر نوشین)، مادر گالری ایران، سی و یکم اردبیهشت ماه سال جاری در  75 سالگی بر اثر خونریزی مغزی، دار فانی را وداع گفت. او اگرچه در سالهای نخست جمهوری اسلامی مورد بی مهری قرار گرفت و زندان اوین را تجربه کرد اما این باعث نشد تا در اراده هنری و  ارادت ایرانی اش خللی حاصل شود.  

بسیاری از هنرمندان ایران معاصر، نامداری خود را مدیون سیحون هستند؛ بانویی که برای اولین بار آنها را به جامعه و دنیای هنرمندان معرفی کرد.

 

این روزها که در گوشه و کنار محافل و رسانه های داخل و خارج، از میراث او سخن می گویند گزارش حاضر نیز می کوشد تا سهمی در این یاد و نام داشته باشد.

 

... تا عشق

 

معصومه سیحون به واسطه شغل پدر خود که کارمند راه آهن بود از بدو تولد، دوران کودکی و نوجوانی اش در خانه های ناپایدار در شمال و جنوب ایران گذشت؛ از ساری و شاهی (قائم شهر) تا اهواز.
او شاهدی بر تاریخ معاصر و هنری کشورمان بود از رضا شاهِ به قول او "ترسناک" که به نمایندگی از شهر ساری به او گل هدیه داده بود تا برای مصدق و تظاهرات خیابانی که به یک کمونیست دو آتشه تبدیل شده بود.

 

اما با بازگشت به اهواز و دوری از سیاست و مرکزیت استان، روحیات معصومه سیحون نیز راه خود را در هنر باز یافت.

 

در کنکور ورودی سال 1335 به دانشکده هنرهای زیبا راه یافت و کمی بعد به همسری استاد خود هوشنگ سیحون رئیس دانشگاه در آمد در حالیکه این عشق از نظر او این گونه بود:

 

"او با اعتماد به نفس زیاد از من خواستگاری کرد و من به خاطر اختلاف سن، مخالفت کردم اما او پاسخ داد که در هر حال تو همسر من هستی" و بعد از 23 سال از هم جدا شدند.

 

از آثار هوشنگ سیحون می توان به مقبره های کمال الملک، خیام و بو علی سینا اشاره کرد.

 

کاش نانوایی ناشی بودم!

 

گالری داری در ایران با محمود جوادی پور و در سال 1326 آغاز شد اما با تاسیس گالری سیحون در سال 1345 به اوج خود رسید.

 

قبل از رسیدن به فرهنگ گالری داری، بسیاری از هنرمندان آثار خود را در منازل یا به صورت دوره گردی به فروش می رساندند.

 

معصومه سیحون توانست بسیاری از هنرمندان معاصر را به جامعه معرفی کند. هنرمندان نامی امروز مانند سهراب سپهری، رضا مافی، پرویز تناولی و مکرمه قنبری  داشته های خود را مرهون او می دانستند.

 

او در سال  ۱۳۶۰ به علت مخالفت با برخی از سیاست های جمهوری اسلامی در زمینه میراث فرهنگی و هنری ایران باوجود بیماری قلبی به مدت یک سال در زندان اوین به سر برد اما بعد از رهایی، بازهم راه خود را در زنده نگاه داشتن هنر ادامه داد.

 

سیحون در سال 1383 در مراسمی که به مناسبت بزرگداشت 40 سال فعالیت هنری گالری سیحون برگزار شده بود گفت: "هوشنگ سيحون براي معماري و ميراث هنري ايران زحمت زيادي كشيده است؛ من در اين جا هر افتخاري را متعلق به او مي دانم  اما آرزو داشتم كه نانوايي ناشي در يكي از كشورهاي ديگر بودم تا توجه بيشتري مي‌ديدم".

 

بانوی میراث بان

 

آیدین آغداشلو (نقاش، نویسنده و طراح هنری) درباره سیحون می گوید: "در تمامي اين سالها خودش را وقف جامعه هنري كشور كرده و به جاي پرداختن به كار اصلي خود كه نقاشي است،در خدمت هنرمندان معاصر درآمده و درحق خود جفا كرده است. نيرو و اراده آهنيني لازم است كه انسان همچنان بر مواضع خود پايدار بماند و اين بزرگترين وجه شخصيت اوست كه از مصائب عديده دوران زندگي خود خم به ابرو نياورد".

 

 نقاش و تصویرگر ایرانی، پرویز کلانتری به یاد می آورد که: "بعد از پايان دوران دانشگاه،‌ من نقاش شدم و او گالري‌دار. من براي نوشتن بسياري از آثارم درباره هنرمندان به سراغ او رفتم و از اطلاعات او براي آثارم بسيار استفاده كردم".

 

احمد نصراللهی نیز که پیشه و هنرش نقاشی است او را چنین شناخته که: "بسياري از هنرمندان معاصر معرفي و شهرت خود را در جامعه هنري مديون معصومه سيحون هستند. سيحون براي اولين‌بار مكرمه قنبري را به جامعه هنري كشور معرفي كرد،براي او نمايشگاه گذاشت و به اين ترتيب با تلاش خانم سيحون، اين بانوي سالخورده و بي‌سواد مازندراني به عنوان زن برگزيده سال در سوئد انتخاب شد و فيلمسازان ايراني و خارجي به ساخت فيلمي از زندگي و آثار او ترغيب شدند".

 

و سرانجام بهرام دبیری، نقاش، می گوید: "او در گالری همیشه با  انرژی حرف می زد، انتقاد می کرد و هنرمندان جوان را راهنمایی می کرد. او از نسل زنانی است که من نامشان را گذاشته ام زنانی که حاصل انقلاب مشروطیت  هستند همچون؛ بهجت صدر، فروغ فرخزاد و طوسی حائری. زنانی که روشنفکر و هنرمند بودند، از اوضاع نابسامان زن بودن در ایران درآمدند و فعالیت های اجتماعی گسترده ای را انجام دادند".

 

* * *

 

معصومه سیحون در حالی از میان جامعه ی ایرانی رفت که سزاوار میراث بانی اش از او تجلیل نشد؛ روز سوم خرداد پیکر بانوی هنر ایران در میان سکوت حاضران در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شد.

 

ارسال به :